2019/07/21
۱۳۹۸ يکشنبه ۳۰ تير
نقد سریال از یادها رفته ؛تقلیدی ضعیف از سریال شهرزاد

نقد سریال از یادها رفته ؛تقلیدی ضعیف از سریال شهرزاد

در فهرست اولیه‌ای که از عوامل سریال از یادها رفته منتشر شد نام سعید راد هم دیده می‌شد. در تیتراژ کنونی این سریال اما خبری از نام سعید راد نیست و دلیل غیبتش را نیز هنوز کسی عنوان نکرده است.

دوات آنلاین-سریال از یادها رفته یکی از سریال‌هایی است که تلویزیون برای ماه مبارک رمضان آماده پخش کرده است. مجموعه‌ای تاریخی به کارگردانی بهرام بهرامیان که حدود ساعت ۲۲ از شبکه یک سیما پخش می‌شود و قرار است بعد از عید فطر هم نمایشش ادامه پیدا کند. آن‌گونه که سازندگانش گفته‌اند مجموعه «از یاد‌ها رفته» زندگی دختری در دهه 20 هجری شمسی است که پس از بازگشت به وطن به دلیل نداشتن شناخت از وضعیت کشور و آداب و رسوم دچار بحران می‌شود و با کشف حقیقت، سنت‌ها و رفتار‌ها به آرامش دست می‌یابد.

 

البته ظاهرا قرار است به موضوعاتی تاریخی مثل کشف حجاب و کشت و تولید تریاک در این سریال پرداخته شود. اگرچه در سریال به واقعه کشف حجاب و ماجرای مسجد گوهرشاد اشاره‌های کوچکی می‌شود، اما موضوع اصلی آن حجاب است و روایت یک واقعه صرفا تاریخی نیست. در بخش‌هایی از سریال هم شاهدیم که گرفتار پرگویی و گاهی همه چیزگویی می‌شوند.

 

مساله تکثر روایت‌هایی که چفت‌وبست درستی هم با هم ندارد، باعث شده هرکدام از روایت‌ها و شخصیت‌ها، گرفتار یک پرداخت سطحی شوند. این سریال 50قسمتی، تولیدش از سال 96 آغاز شد و از ابتدا قرار بود از شبکه پنج سیما پخش شود. البته جابه‌جایی سریال‌ها از این شبکه به شبکه‌ای دیگر در سال‌های اخیر امری رایج شده است.

 

تهیه‌کننده این سریال علی اکبر تحویلیان است. او پیش از این تهیه‌کنندگی سریال‌های «دیوار شیشه‌ای»، «شاید برای شما هم اتفاق بیفتد» و « چند قدم نزدیک‌تر» را در کارنامه کاری‌اش داشته است. تا زمان نوشتن این گزارش، پنج قسمت از این مجموعه پخش شده است اما در همین پنج قسمت هم می‌توان پی‌برد که بهرامیان چه ساخته است.

 

کارگردانش

سریال از یادها رفته پنجمین سریال بهرامیان است. کارگردانی که فعالیتش در تلویزیون را با «مشق عشق» در اوایل دهه 80 شروع کرد. سریالی که نکته مهمش حضور بدون ریش مرحوم جوهرچی برای اولین بار بود و ساعت خالی شبانه مردم را پر می‌کرد. کار بعدی‌اش اما حاشیه‌ساز و تاثیرگذار بود. بهرامیان «ساعت شنی» را پنج سال پس از «مشق عشق» ساخت.

 

«ساعت شنی» درباره رحم اجاره‌ای بود و در زمان پخش خود، با انتقادهای زیادی همراه بود و حتی برخی از نمایندگان مجلس نسبت به پخش این سریال از تلویزیون اعتراض کرده و حتی به رئیس وقت سازمان صداوسیما نامه نوشتند و گفتند که این سریال بدآموزی دارد. قسمت‌های انتهایی این سریال، با ممیزی‌هایی که خورد، کوتاه شدند. بهرامیان بعد از این حواشی، سریال‌سازی را رها کرد و اولین فیلم سینمایی‌اش را با عنوان «آل» در سال 88 ساخت؛ فیلمی که در گیشه موفق نبود.

 

«پریناز» دومین اثر سینمایی بهرامیان یک سال بعد از «آل» ساخته شد. این فیلم که مدت هفت سال توقیف بود سرانجام با تغییرات و حذفیات بخش‌هایی از آن در شهریور ۱۳۹۶ در گروه هنر و تجربه اکران شد. بهرامیان در این هفت سال، سریال‌های «سقوط یک فرشته»، «جاده قدیم» و فیلم سینمایی «آینه شمعدون» را ساخت. «سقوط یک فرشته» در این میان خوب دیده شد و جزء سریال‌های پربیننده سال قرار گرفت. نگاهی به کارنامه کاری بهرامیان، مخاطبان جدی سینما و تلویزیون را دچار تردید کرد که آیا او انتخاب مناسبی برای یک مجموعه تاریخی بوده است؟

 

انتخاب بازیگران

در فهرست اولیه‌ای که از عوامل سریال از یادها رفته منتشر شد نام سعید راد هم دیده می‌شد. در تیتراژ کنونی این سریال اما خبری از نام سعید راد نیست و دلیل غیبتش را نیز هنوز کسی عنوان نکرده است. بازیگر اصلی «از یادها رفته» حسین یاری است، بازیگری که با «شب دهم» درخشید و پس از آن سعی کرد با انتخاب‌های درست و دقیق مسیرش را تثبیت کند.

 

نامی که حضورش در لیست بازیگران این سریال تعجب‌آور است، رضا یزدانی است. یک خواننده راک که نزدیک به 20 فیلم سینمایی حضور داشته و البته در بیشتر آنها نقش خودش را ایفا کرده است. یزدانی اولین بار توسط مسعود کیمیایی و با فیلم «حکم» به سینما آمد و پس از آن هم، دست کیمیایی را ول نکرد و در «رئیس» و «محاکمه در خیابان» هم حضور داشت. جدی‌ترین حضورش به «تیک آف» بر می‌گردد.

 

نکته جالب درباره رضا یزدانی این است که هرجا علی اوجی هست، او هم حضور دارد و بالعکس. اوجی تهیه‌کننده آلبوم‌های موسیقی یزدانی است و چند سالی است که جلوی دوربین هم حضور دارد. اوجی حتی در سریال «تعطیلات رویایی» هم رضا یزدانی را با خود برد و آنجا هم یزدانی نقش خودش را بازی کرد. عجیب نیست که بدانیم در «از یادها رفته» هم علی اوجی حضور دارد.

 

هر چه در سریال جلوتر می‌رویم بیشتر از انتخاب یزدانی برای یک سریال 50 قسمتی متعجب می‌شویم؛ لباس «مهرداد مستوفی» بوکسور بر تن یزدانی زار می‌زند. باید از کارگردان و تهیه‌کننده این سریال پرسید که آیا از ابتدا انتخاب اصلی و اول‌شان یزدانی بوده است یا محدودیت بودجه و مسائل مالی، آنها را به چنین انتخابی رسانده است؟

 

یکی دیگر از بازی‌هایی که به‌شدت تصنعی و ضعیف است، بازی مهدی سلوکی در نقش «بهروز» است. الگوبرداری دست‌چندم از بازی‌های امین حیایی در آثاری مانند «میهمان» و «اخراجی‌ها»، تیپ ضعیف و غیرقابل باوری مانند بهروز را به وجود آورده است.

 

بازی‌های این سریال یکدست نیست و انگار در این ارکستر هر بازیگر ساز خودش را می‌زند؛ گاه کوک و گاه ناکوک. قدیمی‌هایی مانند بیتا فرهی و حسین پاکدل و حبیب دهقان‌نسب، مطابق استانداردهای کاریشان ظاهر شده‌اند و برخی دیگر نیز مانند علیرام نورایی، کامران تفتی و مهرداد ضیایی همچنان درگیر تکرار خودشان هستند. این ترکیب ناهمگون نوید یک سریال درخشان در حوزه بازیگری را نمی‌دهد.

 

تب شهرزادی

با موفقیت سریال نمایش خانگی «شهرزاد» و استفاده از کلیشه مثلث عشقی در این سریال، بار دیگر تهیه‌کنندگان تلویزیون و سینما را ترغیب کرد تا سراغ سریال‌های تاریخی– عاشقانه بروند، هرچند «شهرزاد» هم در سری دوم و سومش نه طرفداران قبلی‌اش را داشت و نه قوت و قدرت سری اول را.

 

با این همه صداوسیما احساس کرد که این مدل سریال بین مردم طرفدار دارد و پخش و موفقیت نسبی «بانوی عمارت» و شهرت بازیگرانش این فرضیه را بیشتر اثبات کرد. تلویزیون از سال 96 دستور ساخت سریالی را داد که قرار بود به حوادث تاریخی دهه 20 و پس از آن بپردازد. حالا آن دست‌پخت آماده است اما نه «شهرزاد» شده است و نه «بانوی عمارت».

 

«شهرزاد» اگر شهاب حسینی داشت و مصطفی زمانی و یک ترانه علیدوستی که بین این دو نفر مردد بود اما این بار رضا یزدانی را داریم که مخاطب بیشتر به‌عنوان خواننده موسیقی پاپ راک می‌شناسندش و در میان مثلث عشقی با بازی حسین یاری و هلیا امامی قرار گرفته است. استفاده از الگوی عاشقانه ساختن که به خاطر موفقیتش در شبکه نمایش خانگی، گویا قرار است به رویه ساخت سریال در صداوسیما تبدیل شود.

 

سریال‌های مشابه اما فاخر

سردمدار ساخت سریال‌هایی با ژانر تاریخی مرحوم علی حاتمی است. او با سریال «هزاردستان» به اوج پختگی رسید و در آثار سینمایی همچون «دلشدگان» و «مادر» تلفیقی از تاریخ و عشق را عرضه کرد. پس از فوت او این خلأ احساس می‌شد تا جوانی به نام حسن فتحی آمد. به جز این دو البته سریال‌های تاریخی دیگری نیز ساخته شدند و اتفاقا مورد استقبال هم قرار گرفتند؛ سریال‌هایی مانند «سربداران»، «سلطان و شبان»، «روزی روزگاری» و «امیرکبیر» که از نمونه‌های فاخر این ژانر هستند اما حال و هوای‌شان متفاوت از کارهای علی حاتمی بود و زمان تاریخی‌شان هم متفاوت.

 

حسن فتحی با ساخت « پهلوانان نمی‌میرند»، « شب دهم» و «مدار صفر درجه» دوباره علاقه‌مندان به آن ژانر را پای تلویزیون آورد و این نوع سریال‌ها مجددا جان گرفتند. بعد از فتحی، محمدرضا ورزی نیز با «سال‌های مشروطه»، «عمارت فرنگی» و «تبریز در مه» در این عرصه خودی نشان داد. اما نه درامش قوی بود و نه در آن رعایت انصاف و بی‌طرفی به چشم می‌خورد. ورزی به جز اینها «معمای شاه» را هم ساخت که به دلیل ارائه تصویری تقلیل یافته از فساد دربار پهلوی با انتقادهای فراوانی مواجه شد.

 

دیالوگ نویسی

«ابراهیم و اسماعیل، هر دو در یک تن بودند، با من، پس گفتم ابراهیم، اسماعیلت را قربانی کن که وقت وقت قربانی کردن است. قربانی کردم در این قربانگاه، و جوهر این دفتر، خون اسماعیل است... .» « شهرزاد: خواهش می‌کنم آنقدر تجاوز نکن به حریم این کلمه مظلوم بی‌پناه. تو عاشقی؟ تو عاشقی واقعا؟ عاشق، چیزی رو با چیزی تاخت نمی‌زنه … عاشق آنقدر ترسو نمیشه که هنوز‌هایی به هویی نرسیده این جوری آدمو تنها ول کنه بره.» «حبیب: خداوند روز اول آفتاب را آفرید؛ روز دوم دریا را؛ روز سوم صدا را؛ روز چهارم رنگ‌ها را؛ روز پنجم حیوانات را؛ روز ششم انسان را؛ و روز هفتم خداوند اندیشید دیگر چه چیزی را نیافریده! پس تو را برای من آفرید... .»

 

این دیالوگ‌ها به ترتیب نمونه‌هایی از سریال‌های «هزاردستان»، «شهرزاد» و «مدار صفر درجه» است. در این پنج قسمت، دیالوگی حتی نزدیک به چنین نمونه‌هایی در «از یادها رفته» ندیدیم. زبانی که برای هر شخصیتی متفاوت است و سعی شده با تلفیق اصطلاحات امروزی به زبان معیار امروزی تبدیل شود. اینکه هر شخصیتی لحن و دایره واژگان خاص خودش را دارد طبیعی و قابل پذیرش است اما اینکه مثلا زبان «مهربانو» با «بهروز» یا «مهرداد» متفاوت است ریشه در چه چیزی دارد؟ ‌ای کاش نویسنده محترم این سریال نمونه‌های موفق این ژانر را یک‌بار می‌دید.

 

صحبت از زبان ثقیل و پرتکلف نیست اما وفاداری به یک دوره تاریخی از الزامات یک فیلمنامه است. استفاده از ضرب‌المثل‌های امروزی و تکیه کلام‌های مستعمل و بی‌نمک هم دلیل موجهی ندارد. عدم تسلط نویسنده به نثر دهه 20 و سرگردانی بین زبان آن زمان و زبان معاصر، همین معجونی را ساخته که می‌بینیم.

 

پایان حجت؟

تیتراژخوانی سریال‌ها هم حکایت خودش را دارد. زمانی گفته می‌شد که مافیای تیتراژ وجود دارد و به جز چند خواننده، خواننده دیگری حق ندارد برای تیتراژ سریال‌ها بخواند، حالا ظاهرا چند سالی است که صداهای تازه‌ای وارد سازمان صداوسیما شده‌اند. یکی از این صداها که با آهنگ «ماه و ماهی» یکدفعه معروف شد، حجت اشرف‌زاده است.

 

اشرف‌زاده در سریال از یادها رفته هم تیتراژ پایانی سریال و آهنگ‌های میانی‌اش را خوانده است. در تیتراژ پایانی شعری از استاد شفیعی‌کدکنی را با آهنگسازی امیر توسلی خوانده است. «دست به دستِ مدعی، شانه به شانه می‌روی!/ آه که با رقیب من؛ جانب خانه می‌روی» یکی از معروف‌ترین اشعار استاد کدکنی است. خوانندگان اندکی برای خواندن سراغ اشعار ایشان آمده‌اند. تهیه‌کننده و خواننده این سریال درباره حق مادی و معنوی این شعر هنوز اظهارنظری نکرده است.

 

اما جدا از مسائل حقوقی باید گفت که این تیتراژ، اتفاق تازه‌ای برای اشرف‌زاده رقم نزده است در حالی که این غزل با افسوس و حسرت شروع می‌شود اما اشرف‌زاده بی‌دلیل با گام بالا آن را می‌خواند و مخاطب در همان شروع آن را پس می‌زند. منتظر کارهای بعدی اشرف‌زاده می‌مانیم تا ببینیم آیا فقط همکاری‌اش با علیرضا بدیع منجر به شاهکار می‌شود یا با شاعران و آهنگسازان دیگر هم می‌تواند درخشان ظاهر شود.

 

منبع: فرهیختگان

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها
ناشناس 1398/02/30
شاید به جرات بی محتواترین سریال تاریخی که تا حالا پخش شده...
مهران 1398/02/31
علاوه بر اینکه بازی اکثریت بازیگران از یاد رفته, مخصوصا بازیگران اصلی سریال_بجز بیتا فرهی و سیما تیر انداز که نقشهای خودشون رو, نسبتا درخشان و قابل قبول ارایه دادن _, بقیه نقشهای بازیگران این سریال بسیار ضعیف و تصنعی هست, ضعف دیگری که به چشم میخوره این موضوع مهم هست که تقریبا هیچ نوع نکته آموزنده بر محور ارزشهای اخلاقی,یا حداقل نشان دادن صفت های بارز جاری آن دوران نظیر جوانمردی بین عامه,یا دست کم روایتی مثبت و دلنشین از حوادث تاریخی, در بطن فیلم به چشم نمیخوره
مژگان 1398/02/31
خیلی مزخرفه بخصوص بازی هلیا امامی که وقتی دیالوگش و میگه الکی نفس نفس میزنه نفرت انگیزه
شکیلا 1398/02/31
بی نهایت چرت بود مهراد چرا مرد دیگه😫
الهه 1398/03/01
سریال وقعا بی پایه و اساسه خیییلی غیر منسجمه متاسفم برا همچنین هزینه های بیهوده تو کشورمون
ناشناس 1398/03/01
فیلنامه ضعیف، کارگردانی ضعیف، بازیها ضعیف، داستان تقلیدی،واقعا مزخرفه
میلاد 1398/03/02
بازیگر نقش مهربانو هرکی هست واقعا مصنوعی و ساختگی بازی میکنه,بازیگری بهتر از این نبود واسه این نقش بذارن؟لنزه داره از چشاش میفته بیرون,همش عمل,یه بازیگر شناخته شده رو میاوردین خب......
فربد 1398/03/02
امسال مثل اینکه پیشاپیش سازندگان سریال های ماه رمضان رو روزه برده,این دیگه چه فیلمای هشلهفتیه میدن به خورد مخاطب بیچاره
بیننده 1398/03/03
واقعا نمیفهمم که دیدن,غرور کاذب و سواستفاده یه زن از کسی که بهش علاقه پیدا کرده,واقعا چه جذابیتی میتونه برای مخاطب داشنه باشه !؟؟؟؟ که سازنده ای این فیلم رو ترغیب میکنه به ساختن همچین فیلمی,واقعا فهمیدنش عجیب و سخته
مجید 1398/03/03
یاد و خاطره سریالهای طنز سالهای قبل بخیر که هنوز هم پخش ۱ دقیقه از آنها به دیدن تمام این سریال ارزش داره . خانه بدوش و شبهای برره و ....
شاهین 1398/03/04
حیف وقت
پدرام 1398/03/04
هلیا امامی افتضااااااحه بازیش
حامد 1398/03/04
خود سریال شهرزاد که انقدر در زمان خودش گل کرد تازه با بازیهای یکدست و خوش نقش و ماندگار مخصوصا خانم علیدوستی و شهاب حسینی ,تازه خودش تقلیدی بود از یه سریال امریکایی بنام دوستان,به این معنی که در واقع تقلیدی خوش ساخت بود و نه از فکر بدیع و تازه نویسنده نقش پردازی شده باشه,اونوقت حالا باز از دوباره تقلید؟؟؟ اونهم ازنوع هجو و فاقد استاندارد های کیفی؟!,
ناشناس 1398/03/04
بازیگر مهربانو خیلی مصنوعی بازی میکنه واقعا حیف وقت برای دیدن این فیلما .فعلا که سریال برادرجان از همه قشنگ تره
ش.س 1398/03/05
کارگردان دستش درد نکنه زحمت کشیده اماااا چه حرفی برای گفتن داره؟؟؟وقت طلاایی را برای دیدن سریال می گذاریم اما بی نتیجه
مرتضی 1398/03/06
گویا آقای اشرف زاده فقط میخواهند فریاد بزنند و ظرافتی ندارند. اگر آقای علیرضا قربانی میخواندند خروجی بهتر میشد.
فرزاد 1398/03/06
اصلا خوب نیست,خصوصا که سریالای ماه رمضون امسال اکثرا یا دیالوگا نامفهومن نیازبه مترجم کهنه کار!دارن مث برادر جان,یا سکانسهااز شدت بی مایگی مفرط قصه یا شاید هم سانسور های فراوان!و تابلو (که البته دست اندر کاران عزیز این سریال کلا منکرش شدن! ) نیاز به شرح و تفسیر جداگانه خیلی از سکانسها داره که بلاخره چی به چی شد!؟ مث از یادها رفته ,
ناشناس 1398/03/07
همه سریالهای ماه رمضان امسال مسخره اند. یکی از یکی بدتر.کاش یه سریال طنز میساختن مردم یه کم از فکر غصه هاشون در میومدن
مخاطب 1398/03/07
حیف وقت
کوروش 1398/03/09
ایراد اصلی سریال از یادها رفته,جدا از بحث ضعف فیلمنامه و تکراری بودن سوژه داستان و سر سری بازی کردن بازیگران اصلی به استثنا یکی دو مورد پیشکسوت سریال,ارائه شخصیتی تیره و نادلنشین از کاراکتر متزلزل ونامنسجم مهربانویه که از همان ابتدای امر برای خارج رفتن متوسل به عشق مهراد و سودجویی کردن از او و خانواده اش میپردازد,سپس ناگهان برای نفوذ و قدرت متوسل به عشق مردی دارای فرزند به نام خسرو مهرگان میپردازد,به بهانه ی آزاد کردن خسرو از زندان باز به برقراری رابطه با مهراد رو می آورد و سپس با مرگ ناگهانی وتلخ مهراد دوباره به خسرو جلب میشه و در نهایت برای آزاد شدن داییش از تیمارستان , اینبار نیز باز دوباره متوسل به عشق دایی پیر و هوسران مهراد میشود ,به همین علت هم ,علیرغم همه تلاشها, سریال بجای ایجاد جذابیت و ترویج نکات مثبت در ذهن بیننده ,بیشتر احساس دافعه و بیزاری را در ذهن بیننده سریال ایجاد میکند
کامران 1398/03/09
سریالش بیشتر بدآموزی داره تا اینکه بخواد آموزنده باشه.....حیف هزینه های ساخت,یه سوال خیلی مهم,چرا همچین سریالی با چنین مضمونی شکست های عشقی رو باید برای ماه رمضان بزارن واقعا؟ شکستهای پشت سر هم یه دختر چیش آموزندس؟؟
مهسا 1398/03/09
فک کنم اینجا ام سمت و جهت داده چونکه فقط و فقط کامنتا های منفی سریال گذاشته میشه من چند وقت پیش یه کامنت گذاشتم که توش نه تعریف کرده بودم و نه بد گفته بودم اما کامنتم گذاشته نشده خواستم بگم که این سایت و این صفحه فقط محض کوبیدن سریاله نه چیز دیگه ای.....
فرشته 1398/03/11
بنظر من سریال خوبی بود, بازی رضا یزدانی ,بیتا فرهی,حسین یاری,سیما تیر انداز و پوریا پور سرخ خیلی خیلی خوب بودن,فقط یکم بازیگر نقش مهربانو نمیتونه خوب نقششو بازی کنه که اونم بدلیل تازه کار بودن طبیعیه
جواب مهسا 1398/03/11
انتشار نظر تو خودش دقیقا دال بر بی طرفیه این صفحه ست وگرنه میتونست به سادگی هیچوقت نظرت اصلا منتشر نشه ,ضمنا دلیل نداره چون مثلا من خوشم اومده پس همه باید خوششون بیاد و مردم از یه سریال بی سر و ته بخاطر خوشامد کسی به به و چه چه کنن,هرکسی حق داره نظرشو چه موافق باشه چه مخالف کاملا آزادانه بیان کنه, تو از این سریال لذت بردی خوشبحالت
محمد 1398/03/12
خیلی بی سر و تهه,خییییییلی.... دقیقا برخلاف سریال برادر جان که باز حداقل یه داستانی داره....
ناشناس 1398/03/12
چرا ذر این سریال این قدر خشونت است و شکنجه تازه این مدل جدید چی بود که بازیگر را سرش را پوشانده طناب در گردن و ان را می کشید این جا ایران است با فرهنگ اسلامی و ایرانی لطفا سریال های خانوائکی اموزنده برای ماه رمضان بسازید نه بکش بکش و کینه
شمس 1398/03/13
هرچقدر جلوتر میره,بیشتر بدم میاد,این دیگه چه سریالیه؟متاسفم برای ذهن مشوش و در هم و برهم نویسنده,
شروین 1398/03/13
بدترین سریال ماه رمضانی که تا حالا دیدم,چرا انقدر فضای سریال تیره و تاره,چه ویو ظاهری,چه تم داستان که همش خیانت و قتل و بکش بکشه,
پانته آ 1398/03/14
خیلی سریال مفرحی بود,ممنونم از نویسنده,فکر میکنم نویسنده موقع نوشتن فیلمنامه همزمان فیلمهای تگزاسی و سریال شهرزاد و یوزارسیو و فیلمهای قدیمی زیاد می دیده,اون صحنه ش منو کشت که تازه مهربانو بعد نجات از چاه یادش میفته که خسرو مهرگان تو اینهمه مدت, زن اولی هم داشته,نه که بچه خسرو رو توی بیمارستان ندیده بود اصلاااااااااااااهیییی
راحله 1398/03/17
خیلیییییییی بازی هلیا امامی ضعیفه این چه بازیگری که اوردن تو این سریال اصلا چی میخواد بگه این سریال نمیدونیم.شاید به خاطره چهرش بازیگر شده نه استعداد که اصلن نداره.در سکانسهای حسی که اوج یک بازیگره افتضاهه.فقط حسین یاری وکامران عزیز یعنی این همه بازیگر حرفهای باید رضا یزدانی بازی میکرد یه خواننده متاسفم.
ناشناس 1398/03/17
کاش به جاش سریال پایتخت سه رو واسه دهمین بار پخش میکردن بخدا جذاب تر بود منکه هربار دیدم از بازی بد بازیگرا تلوزیونو خاموش کردم
حدیث 1398/03/18
این چه پایانه مسخره ای بود معلوم نبود چی بود وچی شد اصلا سریال میخواست چیرو به بیننده بگه فقط در این سریال بهادر خان مهربانورو میدزدید سکانس زنده بودن مهر بانو چقدر افتضاح بود بعد دار زدن یکدفه چشماشو باز کرد و انگار نه انگار طناب به این بزرگی دور گردنش بود .خود بازیگر که خیلللللللللللللی ضعیف بود .
کبرا 1398/03/18
خیلی بی خود بود اصلا ندیده بودیم یکی را که اعدام می کنند بعد زنده بشه ما را مسخره کرده بودند یا خودشونا
ناشناس 1398/03/18
واقعاً سریال مزخرف و بی سر وتهی بود.فیلمنامه بسیار ضعیف و بعضی بازی ها هم ضعیف بودند. حیف پول بیت المال و وقت مردم که برای چنین سریال های سخیف و بی محتوایی هدر میره.
ناشناس 1398/03/18
خوبیش فقط مهراد بود که اونم زود مرد
شهناز 1398/03/21
هلیا امامی خیلی بد بازی کرد اصلا بازیگری بلد نیس

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.