2020/11/01
۱۳۹۹ يکشنبه ۱۱ آبان
سال‌های سیاه پس از اسید‌پاشی
داستان زنی از افغانستان که عدالت آرامش را از او گرفت

سال‌های سیاه پس از اسید‌پاشی

داستان ممتاز نشان می‌دهد محافظت از زن‌ها در شرایطی ناامنی و اعمال خشونت های بی‌حد تا چه اندازه می‌تواند دشوار باشد.

دوات آنلایننوزادِ کوچک «ممتاز» هنوز اسمی ندارد. ممتاز زنی 23 ساله از کندوز و بخش‌های شمالی افغانستان است که حالا یکی از قربانیان اسیدپاشی در این کشور محسوب می‌شود. او زمانی که تنها 18 سال داشت مورد حمله قرار گرفت. حمله‌کنندگان به ممتاز حالا در زندان هستند. پرونده او یک پیروزی نادر در زمینه مبارزه برای حقوق زنان بود که توانست عدالت را تا حدودی برای قربانی زن فراهم کند.

اما تا آنجایی که ممتاز به خاطر دارد عدالت برای او تنها تراژدی و ناراحتی به ارمغان آورده است. ماه گذشته او بیوه شد چرا که همسرش از سوی بستگان حمله‌کنندگان به ممتاز مورد اصابت ضربات چاقو قرار گرفت. زمانی که جسد شوهرش را برای ممتاز آوردند او در جیب لباس‌هایش توانست 2000 افغانی پیدا کند. این تنها دارایی بود که شوهرش برای او و بچه باقی گذاشته بود.

هفته گذشته این پول تمام شد. چون دختر اول ممتاز که 18 ماهه است مریض شد و او تمامی پول را خرج کرد تا دخترش را درمان کند. محمدخان، همسر ممتاز پیش از مرگ یک قوطی شیر خشک خریده بود تا به محض به دنیا آمدن نوزاد  بتوانند او را به خوبی تغذیه کنند. اما ممتاز و اسما که تا پیش از این به جز کمی نان چیزی برای خوردن نداشتند شیر خشک را هم مصرف کردند.

 نوزاد او دوشنبه گذشته، یک ماه زودتر از موعد به دنیا آمد:«به دنیا آمدن این بچه هیچ شور و شادی برای من ایجاد نکرد. تا دو روز نمی توانستم حتی به صورتش نگاه کنم.» اکثر اعضای خانواده و وابستگان ممتاز حالا در کمپ‌های پناهندگی در ترکیه زندگی می‌کنند و امکان آنکه برای او پولی بفرستند ندارد. او حالا با خانواده شوهر مرحومش زندگی می‌کند. خانواده‌ای فقیر که از ترس کشته‌شدن نمی‌توانند روی زمین کشاورزی‌شان کار کنند تا پولی به دست بیاورند.

حضور طالبان در منطقه شرایط را برای این خانواده به مراتب بدتر کرده است. هر گروه و سازمانی که قصد کمک داشتند تا کنون به دلیل حملات طالبان مجبور به عقب‌نشینی شده‌اند. این نتیجه غم‌انگیز داستانی است که تا پیش از این به عنوان داستانی از دست‌یابی به عدالت در افغانستان تلقی می‌شد. داستان ممتاز نشان می‌دهد محافظت از زن‌ها در شرایطی ناامنی و اعمال خشونت های بی‌حد تا چه اندازه می‌تواند دشوار باشد.

ممتاز یکی از قربانیان حمله اسیدی سال 2011 در کندوز افغانستان بود. حمله کننده یک شبه‌نظامی طرفدار دولت بود که ادعا می‌کرد ممتاز قرار بود با او ازدواج کند اما پس از آنکه ممتاز تصمیم گرفت با کسی دیگر ازدواج کند این شبه‌نظامی خشمگین با چند تن از دوستانش شبانه به خانه آنها رفتند و با اسید به ممتاز و دو خواهر کوچکترش حمله کردند.  آسیب‌های ممتاز در این حمله به مراتب بیشتر از خواهرانش بود.

داستان این حمله وحشتناک دولت را به تکاپو انداخت. نیروهای پلیس توانستند چهار حمله کننده را دستگیر کنند تا در جریان یک محاکمه به 12 سال زندان بدون امکان عفو محکوم شوند. ممتاز پس از گذارندن دوران درمانش در هند با نامزدش ازدواج کرد و کمی  بعد دخترش اسما به دنیا آمد.

اما این خوشبختی دوام چندانی نداشت. با کشته شدن شوهرش اقوام حمله‌کنندگان به ممتاز بارها به روستای محل زندگی‌اش آمده‌اند تا خود او و دخترانش را پیدا کنند و از بین ببرند. حالا ممتاز از تعقیب قضایی اسیدپاش‌ها پشیمان است.«از اینکه آنها را قبل از مرگ شوهرم نبخشیدم پشیمانم. آنها بارها تقاضای بخشش کردند اما رد کردن درخواست آنها به قیمت جان شوهر 27 ساله ام تمام شد.»

او دیگر امیدی به نجات و محافظت از سوی دولت و قانون را ندارد. پلیس اعلام کرده تلاشش را برای محافظت از او خواهد کرد اما تا زمانی که جنگ با طالبان در این منطقه ادامه داشته باشد این کار به راحتی انجام نخواهد شد.

حالا تنها دارایی ممتاز و دخترانش فرشی است که هر شب روی آن می‌خوابد.«زندگی در چنین شرایطی خیلی سخت است. من حتی کسی را ندارم تا دردهایم را برایش بازگویی کنم. من حتی نمی‌دانم چه آینده‌ای در انتظار من و دخترانم خواهد بود.»

 

 

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.