2021/07/23
۱۴۰۰ جمعه ۱ مرداد
پوشاک با سلام
اعتراف به قتل در لانه سیاه

اعتراف به قتل در لانه سیاه

متهم: من که عصبانی شده بودم چماقی را برداشتم و حدود 10 ضربه محکم بر سر و پیکر «ع- و» زدم. چند دقیقه بعد فهمیدم که او حال مناسبی ندارد.

دوات آنلاین -متهم به قتل 22 ساله ای که در مخمصه سوالات تخصصی قاضی ویژه قتل عمد مشهد افتاده بود ناگهان فریاد زد: «رهایم کنید. او را با ضربات چوب کشتم.»

 

به نوشته روزنامه خراسان، بیست و یکم خرداد، نیروهای اورژانس 115 مشهد، پیکر مرد 50 ساله ای را به مرکز درمانی رساندند که دقایقی قبل جان خود را از دست داده بود. اگرچه خانواده «ع- و» شکایتی را در مراکز انتظامی و قضایی مطرح نکردند اما جسد به دستور مقام قضایی و برای تعیین علت دقیق مرگ به پزشکی قانونی انتقال یافت.

 

معاینات و بررسی های پزشکی بیانگر آن بود که مرد 50 ساله به دلیل اصابت جسم سخت مانند چوب یا چماق به قتل رسیده است. با اعلام این گزارش به قاضی ویژه قتل عمد مشهد، بلافاصله قاضی دکتر حسن زرقانی، پرونده را برای رسیدگی تخصصی به پلیس آگاهی خراسان رضوی ارجاع داد و از آنان خواست ماجرا را به طور غیرمحسوس پیگیری کنند. اگر چه کلانتری محل هیچ گزارشی را درباره این جنایت به مقام قضایی نداده بود اما پیگیری‌ها به طور ویژه در دستور کار پلیس آگاهی خراسان رضوی قرار گرفت.

 

تحقیقات میدانی و نامحسوس نشان داد: منزل محل جنایت از مدتی قبل به پاتوق معتادان تبدیل شده است چرا که مرد 50 ساله بعد از طلاق دادن همسرش به صورت مجردی در آن «لانه سیاه» زندگی می کرد و جوانان زیادی برای استعمال مواد مخدر به منزل وی در منطقه طرق مشهد رفت وآمد داشتند. 

 

با به دست آمدن این اطلاعات، کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی با دستورات محرمانه مقام قضایی، به رصدهای اطلاعاتی پرداختند و موفق شدند چند جوان معتاد را دستگیر کنند که در روز وقوع جنایت به منزل مذکور رفته بودند. وقتی 4 متهم دستگیر شده به تناقض گویی پرداختند و هر کدام داستانی را درباره چگونگی مرگ «ع- و» بازگو کردند، سرنخ هایی از کلاف پیچیده این جنایت به دست آمد بنابراین با حضور قاضی زرقانی در پلیس آگاهی تحقیقات تخصصی قضایی آغاز شد و 4 متهم این پرونده در اولین جلسه بازپرسی پای میز عدالت نشستند.

 

اگرچه باز هم متهمان به دلیل ترس از مجازات، سعی می کردند قصه «قتل در لانه سیاه» را به گونه ای دیگر جلوه دهند اما قاضی ویژه قتل عمد با حوصله و دقت به همه قصه گویی ها گوش می داد تا این که ابراهیم (یکی از متهمان) جمله ای را بر زبان راند که تحقیقات قضایی را وارد مرحله جدیدی کرد.او گفت: من با تماس «امیرحسین – م» (یکی دیگر از متهمان) به منزل «ع- و» رفتم. او در حالی که آخرین نفس هایش را می کشید به من گفت: امیرحسین مرا با چوب زد. و ...

 

انگیزه ساختگی

همین جمله کافی بود تا «امیرحسین» در مخمصه سوالات تخصصی دکتر زرقانی گرفتار شود. او که در گرداب قصه خود ساخته اش افتاده بود، درباره چگونگی ماجرای قتل گفت: از مدتی قبل و برای مصرف مواد مخدر (شیشه) به پاتوق «ع- و» می رفتم. آن روز هم صبح به آن جا رفتم و مواد کشیدم و بعد از آن خوابم برد. وقتی بیدار شدم، لخت بودم و پیراهن به تنم نبود. فکر می کردم مورد آزار و اذیت قرار گرفته ام. خیلی عصبانی شدم و با چوبی که در منزل «ع- و» بود، ضرباتی بر پیکر او وارد کردم که جان سپرد.

 

اگرچه متهم 22 ساله به قتل مرد 50 ساله در حضور قاضی ویژه قتل عمد اعتراف کرد اما انگیزه او برای این جنایت باز هم ساختگی به نظر می رسید به همین دلیل دوباره سوالات فنی مقام قضایی درباره چگونگی ماجرای آزار و اذیت شروع شد.

 

«امیرحسین» که دیگر در پاسخ به سوالات عاجز مانده بود و هربار داستانی را بازگو می کرد که خود را به مخمصه می انداخت، ناگهان فریاد کشید. او را کشتم. رهایم کنید. من به خاطر گم شدن گوشی تلفنم او را کشتم و موضوع آزار و اذیت دروغ بود.

 

قتل چگونه اتفاق افتاد

دقایقی بعد از آن که متهم به آرامش رسید، تصمیم گرفت حقیقت ماجرای قتل مرد 50 ساله را شرح دهد. او به قاضی دکتر زرقانی گفت: آن روز بعد از مصرف مواد مخدر در خانه ع-و خوابم برد. وقتی بیدار شدم گوشی تلفنم نبود. به او گفتم گوشی مرا چه کردی؟ ولی او اظهار بی اطلاعی کرد. من که عصبانی شده بودم چماقی را برداشتم که در همان جا بود و سپس حدود 10 ضربه محکم بر سر و پیکر «ع- و» زدم. چند دقیقه بعد فهمیدم که او حال مناسبی ندارد به همین دلیل لباس هایش را درآوردم و او را به حمام بردم تا شاید آبی به سر وصورتش بخورد و بهتر شود. البته از شدت عصبانیت او را درون حمام نیز هل دادم که سرش به دیوار خورد. خیلی زود او را از حمام بیرون آوردم و خودم از خانه خارج شدم.

 

حدود ساعت 8 شب دوباره به منزل «ع- و» بازگشتم او روی زمین افتاده و به سختی نفس می‌کشید. در همین وضعیت با ابراهیم تماس گرفتم. احتمال می دادم که او مرده باشد. از ابراهیم خواستم کمک کند تا جسد او را در مکانی به طور پنهانی دفن کنیم ولی ابراهیم موافقت نکرد و قرص زیر زبانی به او داد تا شاید بهتر شود.

 

وقتی دیدیم حرکتی ندارد، به پیشنهاد ابراهیم با اورژانس تماس گرفتیم و نیروهای اورژانس او را به مرکز درمانی انتقال دادند. وقتی خانواده «ع- و» به دلیل اعتیاد او شکایتی را مطرح نکردند ما هم ماجرای قتل را پنهان کردیم تا این که پلیس به سراغمان آمد و ما

 

تحقیقات درباره زوایای پنهان این جنایت همچنان با دستورات ویژه قضایی ادامه دارد.

 

ادویه و چاشنی با سلام
تنقلات اسنپ مارکت
بنر خانومی
کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.