2021/06/17
۱۴۰۰ پنج شنبه ۲۷ خرداد
دختر جوان چگونه گرفتار رابطه شوم شد

دختر جوان چگونه گرفتار رابطه شوم شد

این دختر قصد داشت با خواهر خودش رفاقت کند اما زندگی اش را تباه کرد.

دوات آنلاین -دختر ساده لوح برای جلب توجه و رقابت با خواهرش وارد یک رابطه غیراخلاقی با جنس مخالف شد و آینده اش را تباه کرد. دختر جوان در خیال خودش می خواست با بزک کردن خود یک پسر پولدار را شکار کند اما در واقع خودش فریب خورد.

 

خراسان نوشت: دختر نادم و فریب خورده درباره زندگی اش می گوید: در روستا زندگی می کردیم و یک خواهر بزرگ تر از خودم داشتم که به واسطه تیپ و ظاهر جذابی که داشت مورد توجه فامیل بود. از این بابت ناراحت بودم.

 

حسادت نمی کردم اما در خیال خودم برای این که بین فامیل و همسایه ها دیده شوم دست به آرایش غلیظ می زدم و سر این ماجرا از طرف خانواده ام سرزنش می شدم.

 

 این داستان ادامه داشت تا این که در شهر ساکن شدیم و این اتفاق را به نوعی یک فرصت برای جلب توجه تلقی کردم تا خودم را بیشتر از خواهرم نشان دهم.

 

تلاش برای جلب توجه

 بعد از آن هر بار هنگام بیرون رفتن از خانه لباس های خاصی می پوشیدم و با قیافه بزک کرده برای جلب توجه دیگران راهی خیابان می شدم تا به خیال باطل خودم خواستگاری مناسب و در عین حال پولدار پیدا کنم. بالاخره بعد از گذشت مدتی با یک پسر غریبه در یک خیابان آشنا شدم و بعد از آن با ایجاد طرح دوستی می خواستم او را فریفته خودم کنم تا به نوعی سری در میان سرها درآورم که خیال و سرابی بیش نبود.

 

بعد از این ماجرا مدتی به صورت پنهانی با پسر غریبه به بهانه ازدواج ارتباط داشتم تا این که مرد رویاهایم بعد از سوءاستفاده روزی از من خواست به پارک شلوغ مدنظرش بروم تا مرا به دوستانش معرفی کند و در عین حال پز بدهد.

 

دستگیری دختر جوان

بدون فکر کردن به عاقبت کارم پیشنهادش را قبول کردم و یک روز پا در داخل پارک نسبتاً شلوغی در مرکز شهر گذاشتم. بعد از معرفی من توسط پسر غریبه به دوستانش شروع به ادا درآوردن و انجام حرکات موزون کردم تا خودی نشان دهم. با ادامه این حرکات غیرطبیعی آن هم با پسرهای غریبه مورد اعتراض سایر رهگذران قرار گرفتم و خیلی زود پلیس از راه رسید و دستگیر شدم.

 

بعد از آن خیلی زود خانواده ام متوجه آبروریزی ام شدند و بعد از ضرب و شتم از سوی پدرم، او با خانواده پسر غریبه هم درگیر و کار به جای باریک کشیده شد.

 

بعد از آن اتفاق پسر غریبه که قول ازدواج داده بود زیر همه قول هایش زد و حاضر نشد تن به ازدواج با من بدهد. بعد از آن خانواده ام به خاطر آبروریزی و فریب من از دست پسر غریبه شکایت کردند تا به نوعی اعاده حیثیت کنیم اما در واقع مقصر اصلی من بودم که آبروی خود وخانواده ام را پیش فامیل بردم.   

 

لوازم آشپزخانه کالا و ما
کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.