2021/03/08
۱۳۹۹ دوشنبه ۱۸ اسفند
افشای راز هولناک قتل در گلخانه

افشای راز هولناک قتل در گلخانه

مقتول را به بهانه استخدام در گلخانه به مشهد کشاندم و با بستن دست و پاهایش با چسب و دستبند پلاستیکی، او را به قتل رساندم و جسدش را در محوطه گلخانه دفن کردم اما ...

دوات آنلاین -در یک ماجرای عجیب جنایی که در مشهد رخ داد، بقایای جسد مقتول، بعد از گذشت بیش از یک سال از وقوع جنایت، گلوی قاتل را گرفت و راز این قتل هولناک فاش شد.

 

شب دوشنبه گذشته راننده یک دستگاه پیکان وانت که به همراه دوستش در مسیر جاده روستای گوجگی مشهد حرکت می کرد به  دلیل نقص فنی، خودرو را متوقف کرد تا از رانندگان عبوری تقاضای کمک کند.

 

در همین حال زن و مردی را دید که پس از مشاجره با راننده یک پیکان وانت دیگر، سوار یک دستگاه خودروی پراید شدند و به طرف مشهد رفتند. راننده جوان پیکان وانت به سوی همکارش رفت و از او تقاضای تسمه پروانه یدکی کرد تا نقص خودرواش را برطرف کند ولی راننده میان سال تسمه پروانه اضافی به همراه نداشت.

 

وقتی راننده جوان علت مشاجره و عصبانیت او را با آن زن و مرد پرسید، راننده میان سال گفت: آن ها لاشه یک قلاده سگ را به همراه داشتند و از من می خواستند تا آن ها را به جاده فرعی ببرم تا لاشه را دفن کنند اما من که آن ها را از اطراف روستای کاظم آباد سوار کرده بودم، چنین قراری نداشتم که آن ها را به جاده خاکی ببرم به همین  دلیل هم با هم مشاجره کردیم!

 

بعد از رفتن راننده میان سال از محل، راننده جوان پیکان وانت و دوستش به دنبال راننده دیگری بودند که با کیسه ای درون کانال حفر شده برای لوله کشی گاز روبه رو شدند. وقتی با دقت به کیسه نگاه کردند بقایای جسد یک انسان را دیدند و بلافاصله با پلیس تماس گرفتند اما قبل از آن که نیروهای کلانتری به محل برسند، یکی از خودروهای یگان امداد در آن نزدیکی متوقف شد و سرنشینان آن با شنیدن ماجرای کشف جسد، بی درنگ به تحقیق پرداختند.

 

هنوز داستان مشاجره زن و مرد با راننده پیکان وانت از زبان راننده جوان به اتمام نرسیده بود که نیروهای یگان امداد به سرعت روانه جاده شدند و زن و مرد مذکور را در نزدیکی پل بزرگ حدود 5 کیلومتری مشهد شناسایی کردند و به محل کشف جسد انتقال دادند.

 

این درحالی بود که با اعلام ماجرای کشف بقایای جسد در نزدیکی جاده روستای گوجگی، قاضی ویژه قتل عمد نیز به همراه گروه تخصصی کارآگاهان عازم محل شده بودند.

 

دقایقی بعد با حضور قاضی دکتر حسن زرقانی، بررسی های قضایی در این باره آغاز و مشخص شد که جسد مربوط به مردی حدود 40 تا 50 ساله است که بیش از یک سال از قتل وی می گذرد وجود دستبند پلاستیکی حلقه زده روی استخوان ساعد مقتول نیز نشان می داد که عامل یا عاملان جنایت، دستان وی را بسته اند و پاهایش را نیز با چسب نواری پهن به یکدیگر چسبانده اند!

 

این زن و مرد میان سال که با هوشیاری و سرعت عمل نیروهای یگان امداد دستگیر شده بودند، خود را بی گناه جلوه دادند و اظهار کردند که از ماجرای بقایای جسد درون کیسه ، اطلاعی ندارند و آن ها بر سر لاشه یک سگ با راننده پیکان وانت به مشاجره پرداخته اند. در این هنگام قاضی زرقانی که با دقت به سخنان مرد 42 ساله و مادرزن 55 ساله اش گوش می داد، به راحتی متوجه اضطراب و تناقض گویی های آن ها شد و دستور انتقال دو متهم مذکور را به پلیس آگاهی   صادر کرد.

 

اعترافات متهم

«مهدی» (متهم 42 ساله) که همچنان بر بی گناهی خود و مادر همسر دومش اصرار داشت با صدور دستوری ویژه از سوی سرهنگ جواد شفیع زاده (رئیس پلیس آگاهی خراسان رضوی) به اتاق بازجویی های تخصصی هدایت شد و زیر رگبار سوالات فنی قرار گرفت. او که با راهنمایی های قاضی ویژه قتل عمد مشهد با مستندات انکارناپذیر روبه رو شده بود، ناگهان سرش را در میان دو دستش گرفت و گفت: گلخانه ای را در منطقه روستای کاظم آباد در جاده خلق آباد اجاره کرده بودم اما همواره به  دلیل بدهکاری های مالی و ورشکستگی مجبور بودم دست به کارهای خلاف قانون بزنم تا دچار مشکل نشوم!

 

این بود که فرد معتاد و کارتن خوابی را در چناران پیدا کردم و پولی به او دادم تا از کارت ملی و هویت او برای افتتاح حساب بانکی یا دریافت سیم کارت و ... استفاده کنم! ولی او مدتی بعد متوجه موضوع شد و مرا برای گرفتن پول بیشتر تهدید می کرد که ماجرا را به پلیس گزارش می دهد یا حساب بانکی را مسدود می کند.

 

من هم که از افشای این موضوع واهمه داشتم او را به بهانه استخدام در گلخانه به  مشهد کشاندم و با بستن دست و پاهایش با چسب و دستبند پلاستیکی، او را به قتل رساندم و جسدش را در محوطه گلخانه دفن کردم اما امسال برای تمدید اجاره گلخانه نتوانستم پول جور کنم و با مالک به توافق نرسیدم.

 

به همین  دلیل قرار شد آن جا را تحویل بدهم ولی می ترسیدم جسد دفن شده در گلخانه لو برود و من دستگیر شوم به همین دلیل با مادرزنم تماس گرفتم و او را به بهانه دفن لاشه سگی که قبلا از گم شدن آن اطلاع داشت به گلخانه کشاندم تا کسی به من هنگام بیرون کشیدن بقایای جسد مشکوک نشود.

 

سپس یک وانت پیکان اجاره کردم و با بیلی که همراه داشتم به بهانه دفن لاشه سگ به جاده گوجگی آمدیم ولی راننده به درون جاده خاکی نرفت و مشاجره ای بین ما شروع شد. من هم که اوضاع را مناسب نمی دیدم کیسه حاوی بقایای جسد را به داخل کانال حفر شده توسط شرکت گاز انداختم و با کرایه کردن یک دستگاه  خودروی پراید به همراه مادرزنم به طرف مشهد حرکت کردم که در مسیر توسط پلیس دستگیر شدم.

 

تحقیقات بیشتر درباره ادعاهای متهم به قتل 42 ساله زیرنظر سرهنگ مهدی سلطانیان (رئیس اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی) با صدور دستورات محرمانه ای از سوی قاضی شعبه 211 دادسرای عمومی و انقلاب مشهد همچنان ادامه دارد.

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.