2021/03/05
۱۳۹۹ جمعه ۱۵ اسفند
قتل همسر به خاطر علاقه به دختری دیگر

قتل همسر به خاطر علاقه به دختری دیگر

متهم در بازجویی ها گفته بود: قصد داشتم با دختر جوانی ازدواج کنم. او نمی‌دانست متأهل هستم، به همین خاطر تصمیم گرفتم همسرم را به قتل برسانم.

دوات آنلاین -مردی جوان که قصد داشت دختری را برای ازدواج به برادرزنش معرفی کند به ناگاه تصمیم گرفت خودش با آن دختر وصلت کند، اما از آنجا که همسرش را مانع این ازدواج می‌دید، او را با قرص برنج به کام مرگ کشاند و نامش در میان لیست مجرمان ثبت شد. متهم که غلام نام دارد و به مصرف مواد مخدر هم اعتیاد دارد، روز گذشته در جلسه دادگاه از قاضی خواست زودتر او را قصاص کنند تا از عذاب وجدان راحت شود.

 

به نوشته روزنامه جوان ۲۹ آبان ماه سال ۹۸، مأموران پلیس تهران از مرگ مشکوک زن جوانی به نام فیروزه در یکی از بیمارستان‌های شهر باخبر و راهی محل شدند.

 

شوهر آن زن که در محل حضور داشت با ادعای فرضیه خودکشی گفت: «روز گذشته وقتی به خانه آمدم متوجه شدم همسرم قرص برنج خورده و خودکشی کرده است. بلافاصله او را به بیمارستان رساندم، اما بی‌فایده بود و او فوت کرد.»

 

اعتراف به همسرکشی

با انتقال جسد به پزشکی قانونی، شوهرش غلام بار دیگر مورد تحقیق قرار گرفت تا اینکه در روند بازجویی‌ها به قتل همسرش اعتراف کرد و گفت: «قصد داشتم با دختر جوانی ازدواج کنم. او نمی‌دانست متأهل هستم، به همین خاطر تصمیم گرفتم همسرم را به قتل برسانم. برای انجام نقشه به او قرص برنج خوراندم، اما بلافاصله پشیمان شدم و او را به بیمارستان رساندم. جرئت نداشتم حقیقت را به پزشکان بگویم و فقط گفتم او قرص اشتباهی خورده است. این شد که آن‌ها خواستند مابقی قرص‌ها را به آن‌ها بدهم تا بدانند همسرم چه قرصی مصرف کرده است، به همین خاطر با برادرم تماس گرفتم و حقیقت را به او گفتم، سپس خواستم به خانه مان برود و قرص‌ها را برایم بیاورد.» با ثبت این اظهارات برادر غلام بازداشت شد، اما جرمش را انکار کرد.

 

به این ترتیب غلام به اتهام قتل عمد و برادرش به اتهام اخفای ادله جرم راهی زندان شدند و پرونده بعد از کامل شدن تحقیقات به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. دو متهم بعد از تعیین شعبه مقابل هیئت قضایی شعبه دوم دادگاه قرار گرفتند.

 

در دادگاه چه گذشت

ابتدای جلسه اولیای دم درخواست قصاص کردند، سپس متهم در جایگاه قرار گرفت و در شرح ماجرا گفت: «همسرم یکی از اقواممان بود. من فوق دیپلم داشتم و در شرکت توزیع آب معدنی کار می‌کردم. وقتی با فیروزه ازدواج کردم، زندگی خوبی داشتیم، اما اعتیاد سراغم آمد و از همان موقع زندگی ام دگرگون شد. مدتی قبل از حادثه برادر فیروزه قصد داشت ازدواج کند. من به او دختری را که از همکارانم بود معرفی کردم، اما بعد از چندبار تماس خودم به او علاقه‌مند شدم تا اینکه قرار شد باهم ازدواج کنیم ولی او نمی‌دانست متأهل هستم، به همین خاطر نقشه قتل فیروزه را کشیدم.»

 

متهم ادامه داد: «همسرم به خاطر سردرد‌های میگرنی که داشت دنبال داروی گیاهی می‌گشت. روز حادثه به عطاری رفتم و چند عدد قرص برنج خریدم، سپس آن‌ها را پودر کردم و داخل کپسول ریختم. کپسول‌ها را روی اپن آشپزخانه گذاشتم و به همسرم گفتم این قرص‌ها برای سردردش خوب است. از او خواستم یکی از آن‌ها را مصرف کند. وقتی همسرم یکی از کپسول‌ها را خورد همان جا پشیمان شدم، به همین خاطر از او خواستم کپسول را بالا بیاورد، اما قبول نکرد. باز اصرار کردم که همسرم تعجب کرد. به او گفتم قرص‌ها بوی بدی داشتند، به همین خاطر به آن‌ها مشکوک هستم.» متهم در حالی که اشک می‌ریخت، گفت: «همان موقع به عطاری رفتم تا دارویی برای خنثی کردن قرص پیدا کنم، اما مرد عطار گفت چنین دارویی وجود ندارد. این شد که او را بلافاصله به بیمارستان رساندم و به پزشکان گفتم فیروزه قرص را اشتباهی خورده است. فیروزه تحت درمان قرار گرفت، اما بی‌فایده بود و جان سپرد.»

 

متهم در آخر گفت: «با همسرم هیچ اختلافی نداشتم. پشیمانم و درخواست دارم زودتر اعدام شوم تا از این عذاب وجدان خلاص شوم.»

 

سپس برادر متهم که با قرار وثیقه آزاد بود در جایگاه ایستاد و با انکار جرم گفت: «آن روز نمی‌دانستم برادرم به چه دلیلی به بیمارستان رفته است. او با من تماس گرفت و خواست به خانه اش بروم و قرص‌ها را به بیمارستان ببرم. باور کنید از کاری که برادرم کرده بود اطلاعی نداشتم.»

 

در پایان هیئت قضایی وارد شور شد.

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.