2021/01/16
۱۳۹۹ شنبه ۲۷ دي
طلاق به خاطر جهیزیه دست دوم

طلاق به خاطر جهیزیه دست دوم

عروس جوان: مادر شوهرم با گفتن متلک ما را پیش خانواده و پسرش سکه یک پول کرد و بین من و نامزدم شکراب و کارمان به دادگاه خانواده کشیده شد.

دوات آنلاین -خانواده عروس برای تهیه جهیزیه دخترشان دست به کار عجیبی زدند. برادر عروس به پیشنهاد یکی از دوستانش اجناس دست دوم را به جای نو بسته بندی کرد تا آن ها را به خانواده داماد نشان دهند اما دست شان با تیزبینی مادر داماد رو شد.

 

به نوشته روزنامه خراسان دختر این خانواده بعد از گرفتن مدرک دیپلم به خیاطی روی آورد تا با این کار کمک حال خانواده و البته در آینده کمک حال شوهرش باشد. از قضا مرد آینده اش یک کارگاه تولید لباس داشت و از این طریق با هم آشنا شدند. بعد از گذشت مدت کوتاهی دختر و پسر به هم دل می بندند و تصمیم می گیرند با هم ازدواج کنند اما در این میان مادر پسر مخالف این وصلت است. پسر عاشق پیشه با زحمت زیاد و به کمک پدرش، نظر مادرش را تغییر می دهد تا به مراد دلش برسد. همه چیز به خوبی پیش می رود و دختر و پسر با هم نامزد می کنند اما نمی دانند این شروع مشکلات آنان است.

 

خرید جهیزیه دست دوم

عروس جوان که طبق رسوم شان باید جهیزیه را خانواده اش تامین کنند با مشکلات زیادی رو به رو می شود چون برادر بزرگ ترش که نان آوار خانه است، با مشکلات مالی زیادی مواجه است. برادر عروس به هر دری می زند تا جهیزیه خواهرش را فراهم کند اما به خاطر قیمت های سرسام آور هر بار به در بسته می خورد.

 

برادر عروس که مستاصل شده است با برخی دوستانش موضوع را در میان می گذارد تا شاید آن ها کمک حال او شوند، اما در این میان یکی از دوستانش پیشنهاد عجیبی به او می دهد. دوستش خطاب به او می گوید که تنها راه حل خرید جهیزیه دست دوم با بسته بندی نوست تا به نوعی آب ها از آسیاب بیفتد. برادر عروس ابتدا قبول نمی کند و این کار را باعث آبروریزی خانواده و سرافکندگی خواهرش می داند.

 

بالاخره برادر عروس که تحت فشار شدید خانواده داماد است با گفتن موضوع به مادر و خواهرش آن ها را وادار به پذیرش راه حل موقتی می کند اما محاسبات آن ها درست از آب درنمی آید.

 

دادگاه خانواده

عروس جوان می گوید: وقتی به ناچار برای حل موقتی مشکل جهیزیه قبول کردیم اجناس دست دوم را با بسته بندی نو به خانواده نامزدم نشان دهیم با تیزبینی مادرشوهرم که از همان ابتدا با ازدواج ما مخالف بود، ورق برگشت و غوغایی به پا شد. مادر شوهرم با گفتن متلک ما را پیش خانواده و پسرش سکه یک پول کرد و بین من و نامزدم شکراب و کارمان به دادگاه خانواده کشیده شد. 

 

شب اول هجده سالگی
کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.