2019/11/15
۱۳۹۸ جمعه ۲۴ آبان
دولت باید کمک کند، خودمان نمی‌توانیم
ریش‌سفید روستایی دورافتاده اطراف سراوان:

دولت باید کمک کند، خودمان نمی‌توانیم

درآمد چندانی نداریم، بیشتر یارانه است. از دامداری هم چیز چندانی نصیبمان نمی‌شود، این چند سالی که خشک‌سالی بوده چیز زیادی نمانده، بز را که نگه می‌داریم، اگر سر سال زایید، بزغاله‌اش را می‌فروشیم

دوات آنلاین-خیلی از کسانی که در شهرها به‌ویژه شهرهای بیشترتوسعه‌یافته زندگی می‌کنند، تصور می‌کنند دیگر ایل و طایفه و رئیس قبلیه، برای قدیم‌هاست و باید در قصه‌ها دنبالش گشت، اما این‌طور نیست. هنوز شیوه‌ای شبیه آنچه در گذشته وجود داشت، در برخی استان‌ها مثل سیستان و بلوچستان مرسوم است. هنوز حرف آخر را رئیس قبیله می‌زند و ریش‌سفید احترام ویژه‌ای دارد. احمد غمشادزهی، ریش‌سفید روستای «چاه‌صابخان» است که در بیابان‌های اطراف سراوان سکونت دارند؛ چاه‌صابخان در 6 کیلومتری جنوب منطقه گشت واقع شده است. طایفه غمشادزهی تا حدود یک دهه قبل همچنان به شیوه عشایری زندگی می‌کردند و هنوز هم بسیاری از اعضای آن برای چراندن گوسفندان در کوه‌ها به سر می‌برند. با او در خانه کپری‌اش در روستا به گفت‌و‌گویی کوتاه نشستیم.

‌اینجا از نظر امکانات خیلی ضعیف است. زندگی شما و خانواده‌هایی که اینجا زندگی می‌کنند چطور است؟

 ما دامدار هستیم و غیر از آن هیچ‌چیز نداریم. کشاورزی نمی‌کنیم و آب و برقی هم نداریم و شغل دیگری هم نداریم.

‌چقدر دام دارید؟

زیاد است؛ این‌طرف و آن‌طرف در کوه‌ها هستند و خودمان هم در کوه‌ها بودیم، اما امکاناتی نداریم.

 ‌رفت‌وآمد با چه انجام می‌شود؟

همه با هم یک ماشین وانت داریم.

‌اعضای طایفه شما چند نفر هستند؟

اینجا که 10، 12 خانوار هستند و آن طرف هم داریم (به پشت کو‌ه‌ها اشاره می‌کند). اینجا هر کپر یک خانواده است. بیشترشان اینجا هستند و چندتایی هم آنجا پشت تپه‌ها. 10، 15 تا هم آنجا. سه چهار تا هم این‌طرف داریم، ولی مرکزش همینجاست، هرجا می‌روند به اینجا برمی‌گردند. گوسفند‌ها را به چرا می‌برند و بعد برمی‌گردند همین‌جا.

‌شما که بزرگ خانواده هستید چند سال دارید؟

50 سال دارم و ‌بقیه قوم و خویش من هستند.

در این 12 خانوار چند بچه داری؟

هر خانواده شش، هفت بچه دارد، بعضی‌ها هم 10، 12 بچه دارند.

‌شما خودتان چند تا بچه دارید؟ بچه‌ها در طول روز چه می‌کنند؟

من 10، 12 بچه دارم. پسر بزرگم 20، 25 ساله است.

‌بچه‌های شما فوت هم شده‌‌اند؟

نه همه بچه‌ها زنده‌اند، فقط پدرم فوت شده است. پدرم 60ساله بود و به‌دلیل مریضی کلیه هفت، هشت ماه پیش فوت شد.

‌تا قبل از فوتشان بزرگ خانواده ایشان بودند؟

بله پدرم بود.

‌امکانات تحصیلی اینجا چطور است؟

امکاناتی نداریم، آب اینجا شور است و از شهر آب می‌آوریم.

اینجا مدرسه داشتید و بچه‌ها درس می‌خواندند؛ مدرسه چه شد؟

[چند تکه چوب را نشان می‌دهد که قبلا یک کپر بود] این مدرسه بوده، الان جمعش کرده‌اند. اینجا هوا گرم است و الان تعطیلات است. هر روز معلم می‌آمد، اما الان فصل مدرسه نیست. معلم با وسیله خودش می‌آمد. اینجا 16 دانش‌آموز در مقطع ابتدایی داشت. برای بیشتر از ابتدایی بچه‌ها باید به شهر بروند.

‌فصل سرد جابه‌جا می‌شوید؟

جابه‌جا نمی‌شویم همیشه همین‌جا هستیم؛ فقط گاهی برای چرا می‌رویم پشت کوه‌ها.

‌چرا ساختمان آجری نمی‌سازید؟

شغلی نداریم که ساختمان آجری ببندیم. ‌دامداریم و هرچه داریم همین کپرهاست. ‌دولت باید کمک کند، خودمان که چیزی نداریم.

‌اگر امکاناتی فراهم شود، آیا شما مایل هستید جایی ساکن شوید و خانه آجری داشته باشید؟

جای ما همین‌جاست و غیر از اینجا جایی نداریم، کجا برویم؟

جایی نزدیک‌تر به شهر.

آنجا، زمین‌ها مال دیگران است و شغل ما که دامداریم اینجاست، نمی‌شود که زمین و داممان را ول کنیم برویم جای دیگر.

‌اگر شب یا دیروقت کسی بیمار شود چه می‌کنید؟

وسیله‌ای نداریم. فقط همین یک ماشین را داریم، همه خانوار همین را دارند و اگر خراب بشود که دیگر مشکل می‌شود تعمیرش کرد، باید به شهر برویم و وسیله بیاوریم.

‌زمستان وسیله گرمایشی چطور است؟ در کپر خطرناک نیست؟ احتمال گازگرفتگی وجود ندارد؟

بخاری هیزمی بهاری داریم، لوله‌اش را از یک گوشه بیرون می‌دهیم و در کپر روشن می‌کنیم و زمستان هم داخل چادر را با پلاستیک عایق می‌کنیم.

‌خشک‌سالی‌های اخیر چه تأثیری در زندگی‌تان داشته و آیا اصلا به شما فشار آورده به‌نحوی‌که بخواهید به تغییر شغل فکر کنید؟

دام‌هایمان را از بین برده است. کار دیگری بلد نیستیم و بعضی‌ها رفته‌اند دنبال کارگری.

دولت امکاناتی در اختیار شما می‌گذارد؟

هیچی به ما نمی‌دهند.

درآمدتان چقدر است؟

درآمد چندانی نداریم، بیشتر یارانه است. از دامداری هم چیز چندانی نصیبمان نمی‌شود، این چند سالی که خشک‌سالی بوده چیز زیادی نمانده، بز را که نگه می‌داریم، اگر سر سال زایید، بزغاله‌اش را می‌فروشیم، اگر نه که هیچی و مرگ و‌میر ‌هم که بشود،  سخت می‌شود.

‌به غیر از معلم که پیش شما می‌آید، پزشک هم به شما سر می‌زند؟

دکتر گاهی وقت‌ها می‌آید، معمولا ماهی یک بار.

‌بیمه دارید؟

بیمه روستایی و عشایری داریم. چهار، پنج سالی است که داریم. هزینه درمان تقریبا نصف شده است.

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.