2019/10/15
۱۳۹۸ سه شنبه ۲۳ مهر
جعلی‌های ادبی
گزارشی از فعالیت «کمپین مبارزه با نشر جعلیات در فضای مجازی»

جعلی‌های ادبی

دو سال از روزی که برای نخستین‌بار دور هم جمع شدند می‌گذرد، روزی که دانشجویان ادبیات و تاریخ دانشگاه تهران کمپینی را شکل دادند که مطالب جعلی فضای مجازی موضوعش بود. مطالبی که چند سالی است تعدادشان آن‌قدر زیاد است و آن‌قدر این مطالب بازنشر شده‌اند که دیگر فرقی میان اصلی و جعلی‌اش نیست

دوات آنلاین-520 شعر جعلی را در دو سال شناسایی کردند. از همان اشعار و نوشته‌هایی که هر روز و هر روز در صفحات مجازی دست به دست می‌شوند، همان‌ شعرهایی که هرازگاهی برای هم فورواردشان می‌کنیم بدون آنکه از نام شاعرش مطمئن باشیم. 520 شعر را «کمپین مبارزه با نشر جعلیات در فضای مجازی» شناسایی کرد و نشان داد اگر زیر بیت «ای بی‌نشان محض نشان از که جویمت؟» نام مولانا نوشته شده؛ اما این بیت را سعدی سروده و اگر «به حباب نگران لب یک رود قسم و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت، غصه هم می‌گذرد، آن‌چنانی که فقط خاطره‌ای خواهد ماند» با نام سهراب سپهری دست به دست می‌شود؛ اما شاعرش کیوان شاهبداغی است. حالا به گوشی همراهتان نگاه کنید و ببینید چند شعر و نوشته به آن ارسال شده و قبل از ارسال مجددش ببینید در چند پیام نام شاعر و نویسنده درست نوشته شده است. به آنها نگاه کنید. به مطالبی که بازنشر می‌دهید.

مُهر «جعلی»

دو سال از روزی که برای نخستین‌بار دور هم جمع شدند می‌گذرد، روزی که دانشجویان ادبیات و تاریخ دانشگاه تهران کمپینی را شکل دادند که مطالب جعلی فضای مجازی موضوعش بود. مطالبی که چند سالی است تعدادشان آن‌قدر زیاد است و آن‌قدر این مطالب بازنشر شده‌اند که دیگر فرقی میان اصلی و جعلی‌اش نیست. آن‌قدر «در انتظار توام/ در چنان هوایی بیا/ که گریز از تو ممکن نباشد» را به نام فریدون مشیری شنیده‌ایم که دیگر باورمان نمی‌شود شاعر این شعر شخص دیگری باشد یا فکر می‌کنیم شاعر «می‌خواستم کمی، فقط کمی دوستت داشته باشم/ از دستم در رفت/ عاشقت شدم» شاملو است. این نوشته‌ها به حدی دل دوستداران ادبیات را سوزاند که کمپینی تشکیل دهند و مُهر «جعلی» را روی این آثار بزنند.

بعدها که کمپین جان گرفت و توانست خودی نشان دهد، استادان دانشگاه هم به آن پیوستند. روزبه زرین‌کوب، برادرزادۀ دکتر عبدالحسین زرین‌کوب و عضو هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه تهران؛ زهرا حیاتی، عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی پژوهشگاه علوم انسانی؛ غلامرضا سالمیان، عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه رازی کرمانشاه؛ مرتضی رشیدی، عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد واحد نجف‌آباد و اسماعیل امینی، دکترای ادبیات فارسی و روزنامه‌نگار به همراهی دانشجویان دانشکده ادبیات دانشگاه تهران و پژوهشگاه علوم انسانی وارد میدان شدند. «آن زمان هنوز کانال‌ها ایجاد نشده بودند. فقط گروه‌ها فعالیت داشتند؛ اما صفحات بسیاری هم در اینترنت وجود داشت که مطالب را به اشتباه بازنشر می‌دادند و همین عاملی شد کمپین را از افراد متخصص تشکیل دهیم و هرکس بنا به تخصصش روی یک نویسنده و شاعر کار کند». نازنین توتونچیان، مدیر گروه فعلی کمپین، با شور خاصی از ایده شکل‌گیری‌ این گروه می‌گوید. گروهی که بعد از مدت اندکی از شکل‌گیری، توانست نظر خانواده بسیاری از شعرا و نویسندگانی را که دیگر در قید حیات نیستند به خود جلب کند و آنا پناهی، دختر مرحوم حسین پناهی، جزء نخستین کسانی بود که به این کمپین پیوست تا خودش از نزدیک آثار اشتباهی را که به نام پدرش منتشر می‌شود، رصد کند. بهار مشیری و زردشت اخوان هم جزء نفرات بعدی بودند تا یلدا ابتهاج، دختر استاد هوشنگ ابتهاج (ه. الف. سایه)، علی بهبهانی، پسر سیمین بهبهانی؛ آیه امین‌پور، دانشجوی کارشناسی ادبیات فارسی و دختر قیصر امین‌پور؛ ملیکا افتخاریان، مسئول صفحات مجازی فریدون مشیری؛ رضا ضیاء، مسئول کانال صادق هدایت و آزاد عندلیبی از مسئولان سایت و کانال رسمی احمد شاملو هم در این جمع حضور یابند. جمعشان جمع شد و گروهی تخصصی شکل گرفت که هر شعر و نوشته مشکوک بررسی شود. هرکس تخصصش یک شاعر است. از حافظ و سعدی و مولانا تا شاملو و فروغ و سهراب.

کار جعل در فضای مجازی اما فقط به شعر خلاصه نشده. نوشته‌های تاریخی منسوب به کوروش و داریوش و آیین و مناسک مختلف هم بازار خوبی دارند. مطالبی که دسترسی به صحت آنها دشواری بیشتری هم دارد و برای همین از ابتدا دو متخصص حوزه تاریخی به کمپین اضافه شد، افرادی که تخصصشان تاریخ باستان است. «فهیمه موسوی که درحال‌حاضر مسئول اجرائی کمپین است، از نخستین روزهایی که کار را شروع کردیم حضور داشت و همراهمان بود و با دقت بسیاری مطالب تاریخی را رصد می‌کرد».

بعد از آنکه جعلی‌بودن اثر مشخص می‌شود، آن را با مُهر جعلی در فضای مجازی منتشر می‌کنند. اگر نویسنده صاحب اثر شناسایی شد، درصورتی‌که اثرش چاپ شده باشد و مدرک چاپ بدهد، در پایان، آن مطلب را با نام نویسنده واقعی و مهر اصلی منتشر می‌کنند. «مشکل اینجاست که بیشتر متن‌هایی که نوشته می‌شود، به‌وسیله افراد ناشناس است و در نتیجه خیلی از آنها بدون نام صاحب اصلی اثر باقی می‌ماند».

تهدید بزرگ

اسماعیل امینی، استاد دانشگاه، شاعر و از اعضای فعال این کمپین، افرادی را که به جعل می‌پردازند، به چند دسته تقسیم‌ می‌کند. دسته‌ای از آنها افراد تازه‌کار هستند و برای کسب شهرت، آثارشان را با نام شعرای معروف منتشر می‌کنند. وقتی اثرشان دست به دست و به‌اندازه دیده شد، آن‌وقت نام خودشان را رو می‌کنند. دسته دیگر کسانی هستند که قصدشان تخریب فرهنگی است، می‌خواهند همه‌چیز را دست بیندازند و به‌همین‌دلیل جملات سست را به افراد بزرگ نسبت ‌دهند و البته عده دیگری هم وجود دارند که ناخواسته و از روی ناآگاهی این کار را انجام می‌دهند. «تمام این موارد با طراحی دقیق اتفاق می‌افتد و پشتش افرادی به شکل سازمان‌یافته هستند»؛ برای همین هم او و اهالی ادب و فرهنگ تصمیم گرفتند مچ این افراد را بگیرند و نگرانی‌شان را  از تهدید آثار ادبی نشان دهند. اتفاقی که تنها پشتوانه‌اش آگاهی مردم است؛ «ما از نظر قانونی کاری نمی‌توانیم انجام دهیم. هرچند اعضای خانواده مؤلفان این امکان را دارند که اگر جعل خیلی ادامه پیدا کرد، شکایت کنند؛ ولی ما فقط می‌خواهیم مردم را آگاه کنیم».

آگاهی‌ای که امینی می‌گوید باعث خوشحالی بسیاری از دلسوزان این حوزه شده است؛ آنها که دلشان برای شعر و داستان می‌سوزد؛ «جعل در گذشته و در آثار مکتوب هم وجود داشت، آثاری از بزرگان وجود دارد که متعلق به آنها نیست؛ اما به آنها نسبت داده شده و مواردی دیگر...؛ اما شدت و نوع جعلی که درحال‌حاضر شاهد آن هستیم، بسیار خطرناک است؛ اما این کمپین تا اینجای کار باعث شد یک‌سری از سایت‌ها که سهوا این کار را انجام می‌دادند، دست بردارند و بسیاری هم حوزه کاری خود را عوض کنند که همین اتفاق خوبی است».

آگاهی به مردم، نخستین رسالت کمپین

مولانا، شاملو، حسین پناهی و سهراب سپهری به ترتیب رکورددار بیشترین تعداد آثار جعلی در فضای مجازی هستند. از میان 520 اثر شناخته‌شده، صد اثر از مولانا بوده اما با وجود این هنوز نام کمپین به گوش خیلی‌ها ناآشناست. خیلی‌ها نمی‌دانند کسانی با جان و دل و بی‌مزد و منت وقت می‌گذارند تا آثاری را که به اشتباه به نام فردی منتشر شده، تصحیح کنند. هنوز که هنوز است این آگاهی در میان بسیاری از مردم وجود ندارد که نباید هر مطلبی را بازنشر کنند. از خیلی از افراد که دلیل بازنشر مطلب را بپرسید، می‌گویند: «اصلا به ما چه که چه‌کسی این را نوشته، مهم این است که زیباست و بامفهوم»؛ توتونچیان می‌گوید تعداد افرادی که چنین ایده‌ای دارند کم نیست و همین هم کار را سخت می‌کند، آن‌هم در وضعیتی که عده‌ای با سودجویی در حال انتشار آثار افراد مشهور به نام خودشان یا دیگران هستند و از این راه درآمد دارند. کانال یا سایتی را با نام شاعری باز می‌کنند و نوشته‌ها و اشعاری را که متعلق به او نیست منتشر می‌کنند، تعداد اعضا که زیاد شد آن را می‌فروشند و در این میان عده‌ای هم با ناآگاهی در این کانال‌ها عضو هستند یا مطالب آنها را بازنشر می‌دهند. «تمام افرادی که در این کمپین عضو هستند با دل و جان کار می‌کنند. این کمپین نخستین رسالتش آگاهی‌دهی به مردم است و درواقع جامعه هدف ما افراد ناآگاه جامعه است و آنها باید همراه باشند. باید خودجوش وارد کار شوند و دقیق باشند. هرچند کار شناخت آثار تخصصی است؛ اما در گام بعدی حضور مردم است که می‌تواند کمک‌دهنده باشد». توتونچیان می‌گوید این کمپین باید به‌وسیله مردم شناخته شود و یکی از بهترین راه‌های این ایجاد شناخت تبلیغات گسترده است.

باید سازمان‌ها و ارگان‌هایی که با مقوله فرهنگ ارتباط دارند، حامی آنها شوند. شهرداری باید بیلبوردهایش را در فضای شهری در اختیارشان بگذارند تا بتوانند تبلیغ کنند. «این در حالی است که در فضای شهری هم این مشکل بسیار دیده می‌شود و نمی‌توان آن را مختص فضای مجازی دانست. بسیاری از دوستان ما در شهرهای مختلف به در و دیوارها توجه می‌کنند؛ برای مثال چند سال قبل در مترو یک بیت شعر را به اشتباه به سعدی نسبت داده بودند که ما به آنها گوشزد کردیم. در نمایشگاه کتاب هم کتاب‌هایی دیدیم که اشعار جعلی در آنها بود یا برنامه‌های تلویزیونی هم همین‌طور. این شعرها آن‌قدر پخش می‌شود که مردم باور نمی‌کنند دروغ باشد و دنبالش هم نمی‌روند». این اشتباهات در کتابخانه ملی هم دیده شد؛ وقتی که این کمپین، اشتباهات ماکت‌های کتابخانه ملی را متوجه شد، این ماکت‌ها کتاب ضرب‌المثل ایرانی را به دکتر شفیعی‌کدکنی نسبت دادند که درست نبود و اشتباهات بسیار فاحشی بود که اصلاح شد. اکنون اهالی کمپین، خودشان را در ابتدای راه می‌دانند؛ هنوز خیلی از آثار باید بررسی شود و برای همین هم به گفته توتونچیان وقتی برای رسیدگی به جعلیاتِ آثار خارجی نیست. «این آثار ترجمه هستند و برای همین هم نمی‌توان جعلی‌بودن آنها را با دقت بررسی کرد، زیرا آثار بسیاری از هر نویسنده وجود دارد که هنوز ترجمه نشده و این کار را سخت می‌کند». جعل آثار به شکلی که امروزه با آن مواجهیم مشابه خارجی در هیچ‌جای دنیا ندارد. هرچند جعلیات در طول تاریخ و در تمام کشورهای دنیا وجود داشته؛ اما نه مانند حالا که نام شعرا و نویسندگان زیر هر نوشته‌ای بیاید، پخش شود و در آخر هم خیلی‌ها به نام اشتباه آن را به یاد بیاورند.

 

گزارش:فروغ فکری

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.