2019/06/20
۱۳۹۸ پنج شنبه ۳۰ خرداد
مسائل آب اجتماعی، سیاسی و امنیتی شده است
دانشیار گروه مهندسی آب دانشگاه تربیت مدرس:

مسائل آب اجتماعی، سیاسی و امنیتی شده است

مهم است که سواد آبی مردم بالا برود و در انتخاب‌های اجتماعی و سیاسی خود براساس سواد آبی انتخاب و قضاوت کنند. درواقع مردم می توانند از این طریق به روشی غیرمستقیم برنامه ریزی های توسعه را تحت تأثیر قرار دهند

دوات آنلاین-باز هم صحبت از کم‌آبی است؛ مشکلی جدی که چندان جدی گرفته نمی‌شود. بازتعریف رابطه دولت و مردم در زمینه مدیریت منابع آبی راهکاری است که یک استاد دانشگاه تربیت بر آن تاکید دارد و می‌گوید بودجه آبی کشور کفاف مصرف فعلی بخش کشاورزی را نمی‌دهد .

خلاصه‌ای از اظهارات علی باقری دانشیار گروه مهندسی آب دانشگاه تربیت مدرس در گفت‌وگو با ایرنا را بخوانید:

  • از نظر کارشناسان آب، کل مصارف باید در چارچوب آب تجدید شونده تنظیم شود. بخشی از آب در طبیعت سالانه از طریق باران تجدید می شود و در چرخه ای موسوم به چرخه هیدرولوژی می گردد. بخشی دیگر از منابع آبی طی صدها سال در طبیعت ذخیره شده است. از نظرهیدرولوژی اجازه داریم فقط از آب تجدیدشونده استفاده و مصارف خود را در چارچوب این حجم از آب تنظیم کنیم و آن هم نه از صد درصد آن. دلیل آن وجود عدم قطعیت در تحقق آب و لزوم تخصیص به سایر اجزای اکوسیستم و محیط زیست است. حفظ محیط زیست نه از روی سلیقه بلکه برای بقای انسان ها لازم است. از این رو در منابع علمی و بین المللی توصیه شده که حداکثر تا 40 درصد از منابع آب تجدیدشونده استفاده شود. در صورتی که میزان استفاده از منابع آبی به بیش از حد تجدید شونده برسد، با بیلان منفی در منابع آب روبرو می شویم. متأسفانه روند بهره برداری از منابع آب در کشور طی سال های متمادی بیشتر از ظرفیت منابع آب تجدیدشونده بوده است. یعنی از آب های پس انداز و بخش تجدیدنشونده آب های زیرزمینی مصرف کرده ایم؛ به همین دلیل اکنون سطح این آب ها در اکثر دشت های کشور به شدت پایین رفته است.
  • در واقع مصارف ما از آب های تجدیدشونده بیشتر بوده است. اگر موضوع را از این منظر نگاه کنیم رویه ما نسبت به 50 سال قبل تغییر نکرده است. به عنوان مثال دشت رفسنجان در سال 53 ممنوعه شده بود یعنی سطح آب زیرزمینی در این دشت در آن زمان برای یک دوره ممتد روند نزولی داشت. این روند از آن زمان وجود داشته ولی طی سال های اخیر تشدید شده است. از نظر ریاضی این روند از آن زمان منفی بوده و هنوز هم منفی است. به عبارت دیگر اگر به روند فزونی مصرف بر تجدید منابع آب نگاه کنیم با مسأله جدیدی مواجه نیستیم. اما آنچه جامعه را درگیر کرده و همه از آن با نام بحران نام می برند؛ وضعیتی است که اکنون ذخایر آبی ته کشیده و آثار آن را ملموس حس می کنیم. در 50 سال قبل هم همین روند وجود داشت فقط در آن زمان ذخایر آبی هنوز پر و درک آثار کم آبی دور از ذهن بود.

 

  • آب شرب از این جهت اهمیت دارد که از یک سو جمعیت بیشتری را تحت تأثیر قرار می دهد و از سویی دیگر برای تأمین آن باید آب خام را نصفیه کرد، به تاسیسات انتقال و شبکه توزیع نیاز دارد که همه اینها مستلزم هزینه های زیاد است. هر چه آب شرب کمتر مصرف شود هزینه هم کاهش می یابد. در مصارف شرب و شهری بین 80 تا 90 درصد از آبی که ما استفاده می کنیم به فاضلاب تبدیل شده و به حوضه برمی گردد؛ بنابراین از لحاظ بیلان آبی سهم مصرف خیلی قابل توجه نیست ولی از لحاظ هزینه ای اینطور نیست. علاوه بر این، سهم مصرف آب شرب و صنعت نسبت به کشاورزی خیلی کم است. مصرف شرب و صنعت 8 تا 10 درصد مصارف را تشکیل می دهد. این به معنای آن نیست که بقیه آن سهم مصارف کشاورزی است. ولی همچنان بخش کشاورزی سهم قابل توجهی از مصارف آب حدود 60 تا 80 درصد را به خود اختصاص می دهد. البته این ارقام تخمینی است و تا به حال اندازه گیری یا محاسبات دقیقی در مورد مصارف واقعی آب در بخش کشاورزی انجام نشده است. اهمیت صرفه جویی در مصرف آب و استفاده خردمندانه از آن بر کسی پوشیده نیست. صرفه جویی بر اساس تعالیم دینی و عقل و منطق همیشه باید باشد؛ اما نکته این است که وضعیت آبی ما در حال حاضر وضعیتی نیست که فقط با صرفه جویی بتوان از مشکلات آن خارج شد. روش هایی مانند تصفیه و استفاده مجدد از پساب هم از این قبیل است. در نتیجه فعالیت های جاری که عموما تمام مساله آب را فقط به روش هایی مانند استفاده مجدد از پساب یا صرفه جویی تقلیل می دهند؛ اعم از صرفه جویی در منازل یا مزارع، مقداری گمراه کننده است. زیرا آدرس اشتباه به مردم می دهد. در مردم این انتظار را ایجاد می کنند که با صرفه جویی مشکل کم آبی حل می شود. این کافی نیست، موتور محرک افزایش مصرف هنوز مهار نشده است. حال با روش هایی مانند استفاده مجدد از پساب و ... فقط منابع آب جدید فراهم می کنیم در حالی که روند رشد مصرف همچنان سیر صعودی خود را دارد طی می کند. در نتیجه وقتی مشکل کم آبی حل نشود؛ مردم ناامید می شوند و حتی ممکن است اعتماد خود را به راهکارهای صرفه جویی و ... از دست بدهند.
  • آب های مشترک در دنیا گاه باعث وفاق و گاه موجب مناقشه ها شده اند. در بعضی رودخانه های بین المللی مانند دانوب که حوضه آبریز آن بین 18 کشور مشترک است، همکاری ایجاد شده است. اما در این مثال وضعیت با منطقه ما متفاوت است. در آن کشورها کمتر از آب رودخانه استفاده مصرفی می کنند وبیشتر برای کشتیرانی کاربرد دارد. در نتیجه تضاد منافع در مصرف آب بین ذی نفعان کمتر به چشم می خورد. اما در خاورمیانه استفاده از آب به صورت مصرفی و عمدتا در کشاورزی است؛ اگر به این شکل پیش برود، به طور بالقوه می تواند مناقشه ها بر سر آب تشدید شود. به منظور پرهیز از این مسأله، باید هرچه بیشتر به فکر آن باشیم که آسیب پذیری خود را نسبت به کم آبی کاهش دهیم. در مناطق مرزی که از نظر منابع آب به رودخانه های ورودی وابسته هستند افزایش وابستگی به کشاورزی یعنی وابستگی بیشتر به آب ورودی و این یعنی پتانسیل بیشتر برای مناقشه بر سر کم آبی.

 

  • جنس مسائل آب در دهه اخیر تغییر و ماهیت چندوجهی اجتماعی، سیاسی و امنیتی پیدا کرده است. در مسائل امروز نگرش های صرفا متکی بر تفکر مهندسی دیگر پاسخگو نیست. مسائل به نوعی بین رشته ای و حتی فرا رشته ای شده اند. متأسفانه دانشگاه های ما برای برخورد با این گونه مسائل ظرفیت و آمادگی لازم را ندارند. از این جهت نه نیروهای کافی در دانشگاه ها آموزش دیده اند و نه ظرفیت سازی مناسبی در دانشگاه ها شکل گرفته است. اگر هم افرادی هستند که در این موضوعات کار می کنند، کارها انفرادی است و تجمیع نشده است. در دستگاه اجرایی هم تفکر غالب همچنان دنبال پیدا کردن راه حل مسایل با همان روش های سنتی است؛ در نتیجه اصلا تقاضا برای حل مسائل از طریق روش های مبتنی بر تفکر نوین ایجاد نشده است. گزینه هایی که در حال حاضر دارند روی آنها کار می کنند مانند شیرین کردن آب دریا و انتقال آن به استان های مرکزی، جستجو برای منابع آب ژرف، افزایش راندمان های آبیاری و ... هنوز به دنبال آن است که فقط از طریق فناوری مشکلات کم آبی را حل کند بدون آن که به تغییر الگوهای توسعه توجه کنند و تلاش نمایند تا در سیستم های اجتماعی قابلیت مهار پیشران های مولد افزایش مصرف آب را ارتقا دهند. در حوزه های غیرمهندسی به معنای واقعی کلمه تقاضای معنی داری شکل نگرفته است که بخواهند از دانشگاه ها کمک بگیرند و اثر معنی داری داشته باشند. از این منظر در این حوزه ها دانشگاه ها مشارکت معنی داری در مسایل آبی نداشته اند.

 

  • ریشه مشکل بحران آب رویکرد غلط به توسعه بوده است. شاید در نگاه اول مردم خود را واجد ایفای نقشی مشخص در برنامه های توسعه ندانند و تصور شود همان طور که تبلیغ می شود برای کاهش فشار کم آبی فقط باید به صرفه جویی در مصرف آب در خانه و محل کار بسنده کنند. اما واقعیت آن است که مردم باید در سطح بالاتر نیز فکر کنند و بدانند به عنوان یک کنشگر اجتماعی هم وظیفه ای بر عهده دارند. فعالیت های فردی به تنهایی جوابگوی حل مشکل آب نیست. برای حل مشکل کم آبی به کنش های جمعی در مقیاس منطقه ای و ملی نیاز داریم. مهم است که سواد آبی مردم بالا برود و در انتخاب های اجتماعی و سیاسی خود براساس سواد آبی انتخاب و قضاوت کنند. درواقع مردم می توانند از این طریق به روشی غیرمستقیم برنامه ریزی های توسعه را تحت تأثیر قرار دهند و آنها را با الگوهای صحیح منطبق نمایند. در سطوح ملی و دولتی هم توجه به اصلاح ساختارها، ایجاد ظرفیت در نهادهای مدنی و کمک نهادهای مدنی به دولت مهم است.تصور این که دنبال اکسیر و میانبر برای حل مساله آب بگردیم، جز فرصت سوزی و از دست دادن زمان نتیجه ایگری ندارد. مساله آب از مسایل خیلی پیچیده است؛ نیاز به تفکر، پژوهش و مطالعه دارد و نباید انتظار داشته باشیم به زودی به جواب برسیم.

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.