2021/09/24
۱۴۰۰ جمعه ۲ مهر
دیباچه
راز پیام‌های عاشقانه در گوشی زن جوان

راز پیام‌های عاشقانه در گوشی زن جوان

شوهرم وقتی ماجرا را فهمید از خجالت نمی توانست سرش را بالا بیاورد.

دوات آنلاین-زنی جوان که با بدبینی شوهرش کارش به کلانتری کشیده است داستان زندگی‌اش را این طور تعریف کرد:

 

شوهرم  با دیدن پیام ها و عكس هایی كه برای گوشی تلفن همراهم ارسال شده بود از كوره در رفت، داد و فریاد راه انداخت و مثل همیشه  اعصابش حسابی به هم ریخته بود.

 

نمی دانم چرا تصمیم گرفتم، چیزی نگویم و تا می توانم عذابش بدهم؛ شاید می خواستم این طوری از او،  بی مهری  و کم توجهی هایش انتقام بگیرم.

 

دعوای مان شد،  باز هم مثل همیشه پای خانواده اش را وسط کشید. مادر و خواهرش بلافاصله خودشان را رساندند و بهانه خوبی دست شان آمده بود تا بتوانند مرا تحقیر کنند.

 

زن جوان نفس عمیقی کشید و افزود: بازهم سکوت کردم و حرفی نزدم.

 

شوهرم، گوشی را غنیمت گرفته بود و اصرار می کرد رمز ورود آن را بگویم  تا به خیال خودش  دستم را رو کند؛ فایده ای نداشت، جواب سر بالا دادم، آن شب  نه تنها پلک روی هم نگذاشت بلکه فکرش هزار راه رفت و  مثل سیر و سرکه می جوشید.

 

 صبح روز بعد، همسرم گوشی تلفنم را برداشت و با عصبانیت بیرون رفت، در را روی من قفل کرده بود و نمی دانست  کلید دارم .

 

یک یادداشت کوچک برایش گذاشتم و آرام در را باز کردم و از خانه بیرون زدم؛ از شهر محل زندگی ام  به مشهد آمدم و خودم را به خانه مادرم رساندم. نزدیک غروب بود که زنگ زد. توپش خیلی پر بود، برایم خط و نشان می کشید که چنین و چنان خواهد کرد.

 

صبح روز بعد

زن جوان گفت: سر صبح بود که با صدای گرپ گرپ در از خواب بیدار شدم. شوهرم آمده بود و سراغم را می گرفت.  

 

مادرم او را به آرامش دعوت کرد و بعد هم به دایره اجتماعی کلانتری 17 آمدیم؛ با کارشناس که صحبت کردم کمی آرام شدم، فرصت مناسب بود تا حرف های ناگفته دلم را بگویم.

 

گوشی تلفنم را گرفتم و در حضور شوهرم روشن کردم، وقتی فهمید پیام های عاشقانه و عکس ها را خواهرم برایم فرستاده تا روحیه بگیرم و مبادا در شهر غریب دچار دلتنگی شوم از خجالت نمی توانست سرش را بالا بیاورد.

 

شوهرم تحت تاثیر خانواده اش بود

زن جوان گفت: چند سال قبل خاطرخواه هم شدیم و ازدواج کردیم، برای سفر کاری به مشهد آمده بود و با یکی از همسایه ها نسبت فامیلی داشت. 

 

من به خاطر او از خانواده ام دور شدم و با دار و ندارش ساختم، زندگی خود را آغاز کردیم. روزهای اول همه با من خوب بودند و هوایم را داشتند.

 

اما چند ماه بعد، شوهرم که تحت تاثیر دخالت های اطرافیان قرار گرفته بود از نظر عاطفی و احساسی خیلی کم لطفی می کرد.

 

برای حفظ زندگیم، دم نزدم و سکوت کردم، از طرفی چون این مسیرسرنوشت را خودم انتخاب کرده بودم  نمی توانستم با مادرم مشورت کنم.

 

خواهرم سنگ صبورم شده بود و هر روز با او درد دل می کردم. نمی خواستم شوهرم بفهمد که خواهرم در جریان مشکلات مان است. برای همین هم گوشی تلفنم را مخفی می کردم .

 

شریک زندگی ام فکر غلط دیگری در سرش می گذشت، به او حق می دهم که حساسیت نشان بدهد؛ حداقل این طوری فهمیدم که هنوز دوستم دارد.

 

حرف دلم را به شوهرم می گویم

امروز یک حرف با شریک زندگی ام دارم و آن این که فهمیدم دوستم داری چون خیلی غیرتی شده بودی. ای کاش روی مسائل عاطفی، احترام، محبت و توجه به همسرت هم همین قدر غیرتی بودی.

 

تو به جای آن که شرایط را در موقعیت های مختلف مدیریت کنی متاسفانه فقط می خواستی مرا در منگنه بگذاری و بی توجه به خواسته ها و نظراتم، می گفتی باید مطیع بی چون و چرای مادر و خواهرت باشم.

 

 گاهی یا خیلی کم حرف می زدی و یا به حرف هایم گوش نمی دادی؛ هرموقع که می دیدی عصبانی شده ام، داد می زدی که "باید یک کلمه بگویم، چشم".

 

من تو و خانواده ات را دوست دارم. به تعهد زناشویی که بین ما هست وفادارم اما دلم می خواهد دلتنگی ام را هم ببینی و همدیگر را بیشتر درک کنیم.

 

نظر کارشناس

درباره این ماجرا، نظر یکی از مدرسان دانشگاه و مشاور خانواده را جویا شدیم. "مینو علی اصغری" گفت: خداوند درآیه 21 سوره رم می فرماید "از زمان برقراری پیوند زناشویی میان زوجین، مودت و مهربانی برقرار می شود."؛  مودت یعنی مهربانی و رحمتی که در رفتار زوجین نمود عینی دارد اما این مودت و مهربانی برای تداوم، نیازمند مهارت سازنده است، یعنی خوب گفت وگو کردن، درست و بجا حرف زدن و به موقع گوش کردن.

 

این مشاور خانواده افزود: در این تعامل و گفت و گو، زبان بدن، نگاه محبت آمیز و از واژگان درست و بجا استفاده کردن بسیار حایز اهمیت است.

 

وی با بیان اینکه مهارت دیگر، درک متقابل است. یعنی زوجین بتوانند از زاویه دید همسر خود به مسائل نگاه کنند، گفت: همان طور که در این ماجرا می بینیم ضعف تعامل و گفت وگوی موثر، زمینه های درک متقابل را از بین برده و خانم  جوان چون مشقت غربت را به جان خریده، از شوهر خود توقع خاصی دارد؛ مرد جوان هم چون نمی تواند از زاویه دید همسرش به این نداشتن خانواده در کنار خود نگاه کند، رفتار های  او را حمل بر حسادت و بی مهری نسبت به خود و خانواده اش می داند.

 

"مینو علی اصغری" تاکید کرد: یکی دیگر از مهارت های مهم در بین زوجین، مهارت حل مسئله است که در اینجا سرد شدن روابط عاطفی، غلبه کردن هیجانات بر عقلانیت باعث شده به جای یافتن یک راه حل درست مثل تلاش برای گفت و گو و احیای زندگی، کمک گرفتن از یک مشاور یا یک فرد بیرونی و بی طرف برای بهبود رابطه، از روش نامناسب تامین نیاز عاطفی از شخص ثالث ولو خواهراستفاده شود، که با عنایت به نوع مراوده و جملات گاها نامتعارف رد و بدل شده، موجب ایجاد سوظن مرد و احتمال آسیب جدی جانی به زن شده است.

 

وی گفت: توصیه  می کنیم زوجین در ضعف روابط عاطفی، ابتدا به فرآیند گفت و گو، نوشتن و انتقال صحیح احساس به شریک زندگی روی آورده و در صورت لزوم از یک زوج درمانگر خوب بهره مند شوید.

 

این مدرس مهارت های زندگی در خاتمه گفت: نکته مهم دیگر این که مداخله خانواده ها و یا درد و دل با افراد غریبه و بعضا گرایش به جنس مخالف که باعث زیر پا نهادن شرط تعهد و خیانت است، راهکار درستی نیست و نتیجه ای جز عمیق کردن مشکلات روحی و طلاق عاطفی به همراه ندارد.*

 

غلامرضا تدینی راد - مرکز اطلاع رسانی پلیس خراسان رضوی

 

حراج اول ماه اسنپ مارکت
پوشاک با سلام
کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.