2020/07/04
۱۳۹۹ شنبه ۱۴ تير
جنایت در روز تحویل سال

جنایت در روز تحویل سال

متهمان بعد از ورود قربانی به خانه‌شان او را با انگیزه سرقت به کام مرگ کشاندند.

دوات آنلاین-عاملان قتل مرد میانسال وقتی می خواستند جسد او را با موتورسیکلت به بیرون شهر منتقل کنند، با افتادن جسد وسط خیابان پا به فرار گذاشتند.

 

به گزارش ایران ساعت ۶ صبح اول فروردین، مرد جوانی با پلیس تماس گرفت و از کشف جسدی خبر داد و گفت: برای لحظه سال تحویل زودتر از خواب بیدار شدم کنار پنجره رفتم و به خیابان نگاه کردم که متوجه شدم جسدی پتوپیچ وسط خیابان افتاده است.

 

با این تماس، بلافاصله موضوع به بازپرس کشیک قتل و تیم بررسی صحنه جرم مشهد اعلام شد. به دنبال اعلام این خبر بازپرس کاظم میرزایی و تیم تحقیق راهی محل شدند. با حضور در محل آنها با جنازه مردی حدودا ۵۰ ساله مواجه شدند، آثار چاقو روی لیدن مرد میانسال و کبودی دور گردنش حکایت از قتل داشت.

 

متخصصان پزشکی قانونی در معاینات اولیه اعلام کردند که مرد میانسال ابتدا با ضربه چاقو مجروح و بعد از آن با طناب خفه شده است. از زمان مرگ نیز حدود ۴ ساعتی می گذشت.

 

در بازرسی از جیب های قربانی مدرک شناسایی که هویت او را برملا کند بدست نیامد. بدین ترتیب بازپرس جنایی دستور انتقال جسد به پزشکی قانونی و شناسایی هویت او را صادر کرد.

 

در گام بعدی، بازپرس شعبه ۲۹۱ دادسرای ناحیه ۲ مشهد دستور بازبینی دوربین های مداربسته اطراف محل کشف جسد را صادر کرد. در بازبینی دوربین های مداربسته، مشخص شد که دو مرد به همراه یک زن جوان جسد را روی موتور سیکلتی قرار داده و خودشان با پای پیاده در حال حرکت هستند. اما ناگهان تعادلشان را از دست می دهند و جسد به زمین می افتد. آنها ابتدا سعی می کنند جسد را دوباره سوار موتورسیکلت کنند اما از ترس حضور مردم جنازه را رها کرده و پا به قرار می گذارند.

 

بازبینی دوربین های مداربسته نه تنها راز رها کردن جسد را برملا کرد بلکه تصویر دو مرد و زن میانسال را در اختیار پلیس قرار داد.

 

در حالی که تحقیقات برای شناسایی هویت مقتول و عاملان جنایت ادامه داشت، مرد جوانی به یکی از کلانتری های مشهد رفت و از ناپدید شدن پدرش که از اتباع افغانستان بود خبر داد.

 

او گفت: پدرم، ۵۰ سال دارد و دیشب برای انجام کاری سوار پر موتورسیکلت از خانه خارج شد. اما دیگر برنگشت، مادرم نروژ زندگی می کند و ما مدت هاست که با پدرم در ایران زندگی می کنیم و حتی کارت اقامت هم داریم، سابقه نداشت که پدرم حفیظ دیر به خانه بیاید آن هم شب سال نو، برای همین نگران او شدیم. ابتدا با دوستان و اقوامی که در ایران داریم تماس گرفتیم اما کسی از او خبری نداشت، برای همین تصمیم گرفتیم که موضوع را به پلیس خبر دهیم.

 

از آنجایی که مشخصات حفیظ با مشخصات جسد پیدا شده شباهت زیادی داشت، مأموران از مرد جوان خواستند به پزشکی قانونی برود تا جسد را شناسایی کند. با حضور مرد جوان، او جسد پدرش را شناسایی کرد و هویت قربانی بدین صورت مشخص شد.

 

شناسایی پاتوق متهمان

در ادامه بررسی ها، این احتمال از سوی بازپرس جنایی مطرح شد که محل زندگی متهمان در نزدیکی کشف جسد بوده است، چرا که آنها پای پیاده جسد را منتقل می کردند.

 

بدین ترتیب کارآگاهان جنایی مشهد به تحقیق میدانی پرداخته و در نهایت یکی از اهالی محل چهره متهمان را شناسایی کرد و گفت یکی از آنها کریم است و آن زن هم زلیخا همسر صیغه ای اوست. نفر سوم هم پسر صاحب خانه کریم است.

 

با شناسایی محل زندگی متهمان و هویت آنها، ماموران بلافاصله راهی محل شدند، در بررسی های صورت گرفته گریم و پسر صاحب خانه اش به نام شهرام بازداشت شدند.

 

اعتراف به جنایت

در حالی که کریم و شهرام منکر جنایت بودند و مدعی بودند که مقتول را نمی شناسند. زمانی که با تصاویر شان که از دوربین های مداربسته گرفته شده بود، مواجه شدند به ناچار به قتل اعتراف کردند.

 

کریم گفت: زلیخا همسر صیغه ای ام بود و مدت صیغه اش تمام شده بود، اما چون جایی برای زندگی نداشت با من در این خانه ۵۰ متری قدیمی زندگی می کرد. آن شب لوله فاضلاب خانه گرفته بود و هر کاری کردیم موفق نشدیم لوله را باز کنیم. حتی از پسر صاحب خانه کمک گرفتیم اما بی فایده بود. در نهایت زلیخا گفت بیرون می رود تا از کسی کمک بگیرد.

 

او ادامه داد: زلیخا رفت و چند دقیقه بعد با حفیظ برگشت. گفت او را در حال عبور با موتورسیکلتش سر خیابان دیده و از او کمک خواسته است وقتی حفیظ وارد خانه شد وسوسه شدیم که پول هایش را سرقت کنیم. یا اینکه افغانی بود اما از لباس هایش می شد فهمید که وضع مالی خوبی دارد. برای همین تصمیم گرفتیم پول هایش را سرقت کنیم اما او که از ماجرا باخبر شده بود شروع به داد فریاد کرد. از ترس اینکه همسایه ها متوجه نشوند به او حمله کردیم. چند ضربه چاقو زدیم و بعد از آن هم طنابی را دور گردنش انداختیم که خفه شد نمی دانستیم چکار کنیم، در نهایت تصمیم گرفتیم جسد را در بیابان های اطراف دفن کنیم و موتورش را نیز در محلی رها کنیم، برای همین جسد را داخل بتونی پیچانده و به راه افتادیم اما از شانس بدمان، جسد افتاد. می خواستیم دوباره جنازه مقتول را سوار موتورسیکلت کنیم اما چون جسد سنگین شده بود و این کار زمان می برد ترسیدیم که کسی ما را ببیند. برای همین جنازه را همانجا رها کردیم و رفتیم. زلیخا بعد از آن ماجرا خانه را ترک کرد و دیگر خبری ندارم.

 

به دستور بازپرس میرزایی تحقیقات برای یافتن انگیزه اصلی متهمان و دستگیری زلیخا ادامه دارد.

 

شگفت انگیزهای دیجی کالا
کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.