2020/08/03
۱۳۹۹ دوشنبه ۱۳ مرداد
طلاق تازه عروس و داماد به‌خاطر شرط بندی

طلاق تازه عروس و داماد به‌خاطر شرط بندی

مرد جوان در یک شرط بندی از همسرش باخت و همین موضوع کهابتدا فقط یک شوخی بود به دعوا و درخواست طلاق منجر شد.

دوات آنلاین-شرط بندی زن و  شوهر جوان، آنها را تا پای میز طلاق  کشاند، زوجی که بعد از ۱۱ ماه زندگی مشترك، به خاطر یك شرط بندی ساده، چنان دعوایی کردند که در نهایت تصمیم به جدایی گرفتند. آنها هفته گذشته درخواست طلاق خود را به دادگاه خانواده تهران ارائه کردند.

 

وقتی قاضی علت این درخواست را پرسید زن جوان درباره ماجرای زندگی اش گفت: همه چیز از یك شرط بندی شروع شد. من و اشکان زندگی خوبی با هم داشتیم. اما چند وقت پیش به خاطر یك شرط بندی زندگی ما به هم ریخت و تازه متوجه اشتباهم شدم. آن روی اخلاق اشکان را تازه شناختم، ماجرا از این قرار بود که یك شب سر مساله ای با هم شرط بندی کردیم، قول و قرار گذاشتیم که هر کس باید تعهد خود را بپذیرد شرط بندی بر سر یك مسابقه تلویزیونی بود. قرار بود هرکس باخت ۳۰۰ هزار تومان به دیگری پول بدهد. هر دو قبول کردیم و قول دادیم که اگر باختیم حتما پول را پرداخت کنیم. تا اینکه اشکان باخت. من هم کلی خوشحالی کردم و از او خواستم پولم را بدهد، همه چیز در ابتدا شوخی و بازی بود، من هم مرتب به اشکان می گفتم پولم را می خواهم. اما اشکان که به شدت عصبانی شده بود، شروع به داد و فریاد کرد.

 

خیلی شوکه شده بودم باورم نمی شد تا این حد جدی باشد، اولش فکر می کردم چون شرط را باخته کمی عصبی است. ولی او کم کم به من توهین کرد. هرچه می خواستم آرامش کنم فایده ای نداشت، سرم داد می کشید، من که خیلی تعجب کرده بودم، عصبانی شدم و سرش داد کشیدم. خلاصه دعوای آن شب ما باکتک کاری تمام شد، من هم وسایلم را جمع کردم و به خانه مادرم رفتم. چند روز آنجا ماندم و فکر کردم. کلی با خودم کلنجار رفتم و در نهایت تصمیم گرفتم از اشکان برای همیشه جدا شوم، او که به خاطر یك شرط بندی و شوخی ساده، چنین جنجالی به راه انداخت و این همه به من توهین کرد اگر مساله ای جدی پیش بیاید می خواهد چکار کند، دیگر به این مرد اعتماد ندارم احساس میکنم ناراحتی اعصاب دارد، از او می ترسم. برای همین دیگر نمی خواهم به زندگی در کنارش ادامه دهم، من دیگر در کنار او آرامش ندارم.

 

در ادامه شوهر این زن نیز به قاضی گفت: آقای قاضی همسرم دروغ می گوید. اتفاقا او بود که مساله را جدی و بزرگ کرد، ما با هم شرط بندی کردیم و من باختم، از همان لحظه اول، رزیتا شروع کرد به کری خواندن و می خواست که پولش را همان موقع بدهم. من هم داشتم با او شوخی می کردم، اما رزیتا ول کن نبود، میگفت هر طور شده به او پول نقد بدهم. از رفتارش تعجب کرده بودم. آنقدر اصرار کرد که من هم عصبانی شدم و گفتم بس کن. همین مساله باعث شد رزیتا هم قضیه را جدی کند. او هم شروع کرد به داد و فریاد و دعوا کردن. همه چیز از کنترل خارج شد و ما آن شب دعوای سختی با هم کردیم، زن و شوهر همیشه ممکن است با هم دعوا و آشتی کنند، اما رزیتا آن شب مثل بچه ها قهر کرد و با چمدان از خانه بیرون رفت، هرچه هم با او تماس گرفتم که به خانه برگردد فایده ای نداشت. برای همین من هم تصمیم گرفتم از او برای همیشه جدا شوم.

 

در پایان قاضی سعی کرد این زوج را از جدایی منصرف کند. ولی وقتی اصرار آنها را دید رسیدگی به پرونده را به جلسه آینده موکول کرد.

 

منبع: جام جم

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.