2020/02/27
۱۳۹۸ پنج شنبه ۸ اسفند
عجیب‌ترین مرگ‌های تاریخ؛ از مردن با یک لیوان آب تا خنده‌های کشنده

عجیب‌ترین مرگ‌های تاریخ؛ از مردن با یک لیوان آب تا خنده‌های کشنده

فکر می‌کنید عجیب‌ترین مرگ‌های تاریخ چگونه اتفاق افتاده است؟ وقتی این گزارش را می‌خوانید می‌بینید مرگ چقدر به انسان نزدیک است، آنقدر نزدیک که حتی فکرش را هم نمی‌شود کرد.

دوات آنلاین-درست است که مرگ حق است و همه بالاخره یک روزی به ایستگاه آخر می‌رسند اما چگونه مردن هم خیلی اهمیت دارد. بعضی‌ها که ماجرایشان را در این مطلب می‌خوانید به طرز عجیبی جان باخته‌اند و همین هم باعث شده اسم‌شان در تاریخ به‌عنوان مرگ‌های عجیب ثبت شود.

 

مرگ با یک لیوان آب

باشگاه خبرنگاران نوشت: آرنولد بنت داستان نویس انگلیسی (۱۸۶۷،۱۹۳۱) وی برای آنکه ثابت کند آب شهر پاریس از نظر بهداشتی کاملا سالم است، یک لیوان از آن را خورد و در اثر تیفوئید ناشی از آن در گذشت!

 

گیر افتادن در تله خودساخته

لنگی کالیر(کلکسیونر آمریکایی ۱۸۸۶،۱۹۴۷) در خانه خود و در تله‌ای مهلک درگذشت. تله را برای دستگیری دزدان کار گذاشته بود.

عجیب ترین مرگ های تاریخ

طلاهایی که باعث مرگ شد

یوسف اشماعیلو(کشتی گیر ترک) بر اثر سنگینی طلا‌هایی که به کمرش بسته بود در دریا غرق شد. چون نتوانست به راحتی شنا کند.

 

خوردن خلال دندان

آگاتوکلس(خودکامه سراکیوز ۳۶۱، ۲۸۹ ق. م) در اثر قورت دادن خلال دندان خفه شد.

 

ورزش صبحگاهی مرگبار

 آلن پینکرتون (موسس آژانس کارآگاهی آمریکا ۱۸۱۹، ۱۸۸۴) هنگام نرمش صبحگاهی به زمین خورد و زبانش لای دندان ماند و زخم شد و در اثر قانقاریای ناشی از این زخم درگذشت.

 

مرگ عجیب یک رقاص

 آیزادورا دانکن(رقاص آمریکایی ۱۸۷۸، ۱۹۲۷) هنگامی که در اتومبیل بود، شال گردن بلندش به چرخ عقب اتومبیل گیر کرد و گردنش شکست و خفه شد.

عجیب ترین مرگ های تاریخ

غذاخوردن بعد از روزها گرسنگی

تامس آت وی (نمایشنامه نویس انگلیسی ۱۶۵۲، ۱۶۸۵) مرد فقیری بود. به دنبال روز‌ها گرسنگی سرانجام پولی به دست آورد و با آن یک دست پیچ گوشت خرید و از شدت ولع همان لقمه دهان پرکن اول گلو گیرش شد و خفه اش کرد!

 

مرگ غیرمنتظره ژنرال

رودولفونی یرو(ژنرال مکزیکی ۱۸۸۰، ۱۹۱۷) اسبش در شن روان گرفتار شد و سنگینی طلا‌هایی که به همراه داشت باعث فرو رفتن به درون ماسه شد.

 

خنده‌های مرگبار

زئوکسیس(نقاش یونان قرن پنجم ق. م) به تصویری که از یک ساحره پیر کشیده بود آنقدر خندید که یکی از رگ هایش پاره شد و مرد!

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.