2020/09/23
۱۳۹۹ چهارشنبه ۲ مهر
خلاصه داستان و نقد فیلم روز بلوا ساخته بهروز شعیبی

خلاصه داستان و نقد فیلم روز بلوا ساخته بهروز شعیبی

فیلم روز بلوا را حتما باید دید اما چرا؟ دلیل توجه منتقدان به این فیلم چیست؟ موضوع و خلاصه داستان آن چیست؟ کدام هنرمندان در این فیلم بازی کرده‌اند؟

دوات آنلاین-فیلم روز بلوا به کارگردانی بهروز شعیبی فیلمی است که به موضوع فساد مالی می‌پردازد و برگرفته از اخبار و شرایط روز جامعه است.

 

بهروز شعیبی پیش از این نیز نشان داده بود نسبت به موضوعات اجتماعی و سیاسی حساسیت دارد. فیلم‌های دهلیز، سیانور و دارکوب گواهی بر این مدعا است. شعیبی تاکنون در مقام کارگردان فیلم‌ها و سریال‌های زیر را ساخته است:

روز بلوا (١٣٩٨)

گلشیفته (مجموعه نمایش خانگی، ۱۳۹۶)

دارکوب (۱۳۹۶)

آخرین روز سال (۱۳۹۵)

سیانور (۱۳۹۴)

پرده نشین (مجموعه تلویزیونی، ۱۳۹۳)

دنیای بهتر (تله فیلم، ۱۳۹۱)

دهلیز (۱۳۹۱)

باغ آلوچه (۱۳۸۴)

ستاره روی زمین (مستند بلند، ۱۳۸۵)

بالهای خوشبختی (۱۳۸۷)

جامانده (۱۳۸۸)

میان ماندن و رفتن (۱۳۸۹)

پیش خواهد آمد (۱۳۸۸)

پوستر فیلم روز بلوا

خلاصه‌‌‌‌‌ داستان فیلم روز بلوا

روز بلوا درباره فساد فساد مالی است. بلاگ نماوا نوشت: حاج آقای بدیعی روحانی جوانی است که برنامه‌هایش در تلویزیون باعث شده شهرتی به هم بزند. سکانس ابتدایی فیلم به حضور او در تلویزیون می‌پردازد. به نظر می‌رسد حرف‌های روحانی جوان (با بازی بابک حمیدیان) آنقدر منتقدانه است که در اتاق فرمان همه به تکاپو افتاده‌اند و خانم کارگردان برنامه در گوشی خانم مجری مدام تکرار می‌کند که حرف را عوض کند تا روحانی معترض سر برنامه را به باد ندهد. حاجی اما به چی معترض است؟

 

خیلی زود متوجه می‌شویم برادر کوچکتر حاجی غیبش زده. نیروهای امنیتی او را مدت‌هاست زیرنظر داشته‌اند و فعالیت‌های مشکوک و خلاف مالی او را تعقیب می‌کرده‌اند و حالا او بعد از خالی کردن حساب‌های مشترک شرکت، به آنی غیب شده.

 

سپرده‌های مردم در موسسه مالی و اعتباری را بالا کشیده و فرار کرده. نکته اینجاست که اموالی به نام عماد بدیعی روحانی جوان زده‌اند، چک‌هایی امضا کرده و معامله‌هایی به اسم او انجام شده که حسابی پایش را به این پرونده کشیده. هم آبرویش در خطر است و هم دینش. و او کسی است که هم آبرویش برایش اهمیت بسیار دارد و هم دینش.

عکسی از فیلم روز بلوا

کارگردان روز بلوا چه گفت

بهروز شعیبی، درباره ایده و داستان فیلم روز بلوا گفت: «ایده اولیه براساس مشکلات اقتصادی که این چند سال در کشور ما به وجود آمده است، شکل گرفت. این مسائل، من را برای ساخت چنین فیلمی درگیر کرد اما در ابتدا قصد نداشتیم درباره شخصیتی روحانی باشد.»

 

او ادامه داد: «من آدمی سیاسی نیستم و انتخاب شخصیت روحانی به این دلیل بود که در ساختار جامعه، اثرگذاری بیشتری دارد. من در این فیلم به درام فکر کردم و به دنبال تعریف شخصیت روحانی، او را مردی تصور کردم که دچار لغزش می‌شود و تلاش می‌کند آن را اصلاح کند. روحانی فیلم ما در قم زندگی نمی‌کند و در فضای لاکچری تهران زندگی می‌کند و نمی‌توانیم زندگی او را به همه روحانیت مرتبط کنیم»

 

شعیبی در پاسخ به این‌که آیا شخصیت فیلم از اطرافیانش بوده یا سراغ پرونده‌های جدی مفاسد اقتصادی رفته است، گفت: «اگر شخصیت فیلم از دوستان من بود که جرات نمی‌کردم بسازم. ضمن این‌که قرار نبود در این فیلم پرونده سیاسی باز کنیم و  این کار تلویزیون و بخش‌های خبری است.»

 

این کارگردان تاکید کرد: «در این فیلم با درام طرف هستیم و اگر بیشتر وارد بیانِ جزییات پرونده‌ها می‌شدیم، مخاطب از داستان فیلم که بیان روابط بین کاراکترها بود، دور می‌شد. ما نمی‌خواستیم پرونده سیاسی را در این فیلم باز کنیم و به آن بپردازیم.»

 

شعیبی در ادامه توضیح داد: «اگر در این فیلم راجع به گفت‌وگو حرف می‌زنیم، به دنبال این هستیم که در دنیای واقعیت نیز به نسل پرسشگر برای آینده بهتر پاسخگو باشیم. این فیلم راجع به اخلاق است و در آن هر فرد با عقاید خودش بر پایه اخلاق و انسانیت به دیگران کمک می‌کند و این اعتقاد من است.‌ چون مثلا خیلی از کسانی که ظاهر مذهبی ندارند اخلاق‌گرا هستند.»

 

بیشتر بخوانید: معرفی کامل و نقد مثبت و منفی درباره آبادان یازده 60

 

او درباره نقش‌های فیلمش هم گفت: «فکر می‌کنم در مورد نقش‌ها، هر استنباطی شود، درست است. مخاطب می‌تواند هرگونه که دوست دارد، فکر کند. شخصیت روحانی در این فیلم، ساده لوح نیست. او هنگامی که در دایره خانواده قرار می‌گیرد و متوجه می‌شود از اعتمادش سواستفاده شده است، دست به اقداماتی می‌زند. شخصیت‌ها در این فیلم نسبت به یکدیگر طراحی شده‌اند.»

 

شعیبی، عدالت را کلید واژه این داستان عنوان کرد و افزود: «باید بلوای درونی در همه ما شکل گیرد تا عدالت را به خودمان بازگردانیم. ممکن است کدهای مختلفی در فیلم وجود داشته باشد که ما را یاد بسیاری از آدم‌هایی که می‌شناسیم، بیندازد.»

بابک حمیدیان در فیلم روز بلوا

بازیگران فیلم روز بلوا

بابک حمیدیان، لیلا زارع، محمد علیمحمدی، مسعود دلخواه، زکیه بهبهانی، ساغر قناعت، پاشا جمالی و داریوش ارجمند در این فیلم بازی کرده‌اند.

 

بابک حمیدیان در این فیلم در نقش روحانی ظاهر شده است.

 

لیلا زارع، بازیگر نقش راحله در روز بلوا گفت: «کاراکتر زن در فیلمنامه این‌گونه تعریف شده بود که بیشتر از این‌که حرف‌های همسرش برایش اهمیت داشته باشد، به حرف‌های پدرش اهمیت می‌داد.»

 

این بازیگر ادامه داد: «برای هر نقشی که می‌خواهم بازی کنم، تحقیق می‌کنم. طبیعتا برای بازی در این نقش با افرادی که سبک زندگی نزدیکی به این کاراکتر داشتند، رفت و آمد و با آن‌ها گفت‌وگو کردم.»

 

داریوش ارجمند هم گفت: «معتقدم علت ساخت این فیلم به اندازه کافی گویا است و هرکس در این چندسال در ایران زندگی کرده باشد، با این داستان درگیر شده است. بسیاری خودسوزی را در بخش‌های مختلف شهر و زندگی شهری در خصوص مشکلات جامعه دیده‌ایم و این فیلمنامه با شجاعت به این کاراکتر در داستان پرداخته است.»

 

او افزود: «شجاعت بهروز شعیبی و این‌که این گستاخی را داشت تا این بلوا، نه آن بلوایی را که در خیابان می‌بینیم، نشان دهد از مهم‌ترین دلایل من برای بازی در این فیلم بود. نشان دادن ضایع شدن حق مردم، شجاعت می‌خواهد.‌»

 

2 نقد بر فیلم روز بلوا

روز بلوا از همان ابتدا مورد توجه منتقدان قرار گرفت و نقدهای زیادی بر آن نوشته شد که در ادامه دو نقد را می‌خوانید:

 

فیلمی محافظه‌کارانه و پرادعا

رحیم احسان زاده در یادداشتی در باشگاه خبرنگاران نوشت:«روز بلوا» بر خلاف ادعاهایی که درباره عبور از خطوط قرمز و افشای شبکه فساد اقتصادی دارد، فیلمی به شدت محافظه‌کارانه است. روایت فیلم در قصه‌گویی و درام پردازی درباره‌ شبکه فساد توفیقی دارد و نه در نزدیک شدن به شخصیت‌هایی که عضو این شبکه هستند. از این نظر با محتوایی متناقض مواجه هستیم. محتوایی که از یک سو ادعای جسوارنه‌بودن دارد و از سوی دیگر با ترس و لرز به سوژه اصلی نزدیک می‌شود.

 

شخصیت‌های فیلم هم در همین راستا رفتاری دوگانه دارند. فیلمنامه‌نویس قادر به ترسیم شخصیتی باورپذیر از یک روحانی مردمی و ساده‌دل نیست و تیپی آشنا را خلق می‌کند که شبیهش را در بسیاری از فیلم‌ها و سریال‌های دیگر دیده‌ایم. مخاطب حق دارد بپرسد عماد چگونه آدمی است که از یک سو خودش را مردمی جلوه می‌دهد و از سوی دیگر ماشین شاسی بلند میلیاردی سوار می‌شود. بر اساس آنچه می‌بینیم او رفتار صادقانه‌ای دارد و انسان ریاکاری نیست و همین نکته، تناقض گفته‌شده را برای مخاطب پررنگ‌تر می‌کند. از طرف دیگر روایت چندین بار تکرار می‌کند که عماد ( با بازی بابک حمیدیان) خودش عامدانه آلوده به هیچ فسادی نشده و دیگران از موقعیت او سو استفاده کرده‌اند. وقتی پیش فرض گناهکار نبودن قهرمان قصه را از همان ابتدا می‌دانیم، دیگر هیچ تعلیق و کشمکشی در ادامه شکل نمی‌کرد.

 

بیشتر بخوانید: معرفی کامل و نقد فیلم مغز استخوان+ خلاصه داستان و بازیگران

 

ادعایی سخت در فیلم واقع‌گرا

روحانی قصه پایش در یک پرونده فساد اقتصادی گیر است؛ ولی خودش هیچ سهم و تقصیری ندارد.  روایت فیلم سعی دارد با تکیه بر نا آگاهی روحانی این تناقض را توجیه کند. باید بپذیریم که روحانی درباره منشا و منبع پول‌هایی که دریافت می‌کرده بی‌خبر بوده. ادعایی که پذیرفتنش در یک فیلم اجتماعی واقع‌گرا سخت و دشوار است.

 

در یکی از دیالوگ‌ها قاضی پرونده خطاب به روحانی (بابک حمیدیان) می‌گوید: «پات توی قضیه بدجوری گیره؛ به خاطر حرمت لباسته که بیرونی». کارگردان فیلم هم انگار نظری مشابه به قاضی دارد و به خاطر حرمت لباس سراغ رنگ آمیزی شخصیت روحانی نمی‌رود.

 

بهروز شعیبی با این رویکرد ساکن و ایستا بهتر بود به سراغ قشر دیگری از جامعه می‌رفت. مثلا شخصیت اصلی می‌توانست یک آدم متدین غیر روحانی باشد که فریب خورده و عامدانه به دنبال کسب ثروت نامشروع رفته است. پشیمانی این آدم و بازگشتش به زندگی پاک و سالم، تاثیر حسی بیشتری را به مخاطب منتقل می‌کند. در نسخه فعلی پشیمانی آدمی که مرتکب هیچ خلاف و گناهی نشده منجر به خلق سکانس‌هایی خنثی و بی‌تاثیر می‌شود.

 

کمبودهای روز بلوا

فیلمنامه در مرحله تحقیق و پژوهش به چند خبر روزنامه‌ای درباره مفاسد اقتصادی اکتفا کرده است. ماجرای خریدن شتر توسط شرکت‌های بیمه برای پایین آوردن نرخ دیه چندی پیش در رسانه‌ها منتشر شد. خرید کارخانه‌های ورشکسته و فروختن تجهیزات آنها و بیکار کردن کارگرها و همچنین سو استفاده از نوسانات نرخ ارز هم موضوعاتی است که بارها اخبارش را خوانده‌ایم و شنیده‌ایم. در این فیلم ایمان (با بازی محسن کیایی) مثل گوینده اخبار جلوی دوربین می‌ایستد و این گزارش‌ها را به سمع و نظر بینندگان می‌رساند. او درباره دور زدن قانون صحبت می‌کند؛ ولی نمی‌گوید این خلاف طی چه فرایندی و توسط کدام شخصیت‌ها صورت می‌گیرد.

 

اتفاقات مرتبط با فساد اقتصادی در تار و پود قصه تنیده نشده و فقط در قالب دیالوگ وارد فضای داستان می‌شوند. روایت می‌توانست با تشریح یکی از این رفتارهای مجرمانه در قالب قصه، تصویر روشنی از شبکه فساد اقتصادی ارائه دهد.

 

بیشتر بخوانید: معرفی کامل فیلم دو زیست +خلاصه داستان، بازیگران و نقد

 

در این فیلم حتی پایگاه اجتماعی دیگر شخصیت‌ها هم مشخص نیست. درباره داریوش ارجمند صرفا گفته می‌شود که او به بالا وصل است! ایمان، برادر فراری عماد هم فقط در یک سکانس می‌آید و چیزهایی می‌گوید و می‌رود.

 

روایت در مرحله گره‌گشایی دست به دامان جوان هکری می‌شود که با یک لب‌تاب می‌تواند اژدهای چندسر فساد را نابود کند! جالب است که او هم توانایی هک کردن را دارد و هم مهارت تجزیه و تحلیل اسناد مالی را. مراجعه عماد به این جوان هکر و پرهیز او از رفتن پیش پلیس «فتا» هم هیچ منطق روایی ندارد.

 

سکانس‌های سینمایی «روز بلوا» زمانی رقم می‌خورد که کارگردان دیالوگ را رها می‌کند و سراغ زبان تصویر می‌رود. مثلا در سکانس اعتراض مالباختگان یک موسسه اعتباری و مواجهه مستقیم روحانی با آنها کشمکش و درام واقعی شکل می‌گیرد. فیلمنامه از این‌گونه سکانس‌ها کم دارد و بیشتر بر کلی‌گویی استوار است.

 

موفق‌ترین فیلم «شعیبی» همچنان اولین اثرش «دهلیز» است. او در آن فیلم هم در قصه‌گویی موفق نشان داد و هم در نمایش احساسات درونی آدم‌هایی که درگیر مساله قصاص بودند. در فیلم «روز بلوا» شعیبی آن‌قدر گرفتار حاشیه‌ها و حساسیت‌ها بوده که نتوانسته و اتفاقات گفته شده در رسانه‌ها را دراماتیزه کند. او همچنین به خاطر ترس از سانسور توانایی ورود به لایه‌های عمیق شبکه فساد را نداشته است.

عکسی از فیلم روز بلوا

روز بلوا؛ یک نقد اجتماعی

سحر عصرآزاد در دنیای تصویر نوشت: «روز بلوا» چهارمین فیلم سینمایی بهروز شعیبی پس از «دهلیز»، «سیانور» و «دارکوب» است که یک نقد اجتماعی را با محوریت کاراکتر روحانی به شکلی حساب شده پیش می برد.

 

شعیبی پس از تجربه ساخت فیلم هایی در حیطه اجتماعی، سیاسی و … که رویکردهای متفاوتی را به مسائل جاری به همراه داشته، این بار الگوی قصه سفر قهرمان به دل فساد برای کشف حقیقت را بر بستری چالش برانگیز مورد توجه قرار داده است.

 

فیلمنامه بر اساس طرحی از شعیبی و حسین تراب نژاد توسط مهران کاشانی به نگارش درآمده که نشان دهنده دقت نظر و تلاش برای عبور از فیلتر نویسندگان مختلف برای رسیدن به قصه ای کم اشتباه و دقیق است.

 

الگویی کلاسیک و آشنا

بر همین اساس فیلم قصه روحانی جوانی به نام عماد را پی می گیرد که در طول چند روز به واسطه ناپدید شدن برادرش متوجه فساد جاری در کار و زندگی خودش و اطرافیانش می شود و باید تصمیم بگیرد که علیه آنها بایستد یا عافیت طلبی پیشه کند.

 

الگویی که همانطور که اشاره شد کلاسیک و آشنا است و در فیلم های خارجی متعددی با پرداخت های مختلف مورد توجه قرار گرفته است. نقطه قوت اولیه کار این است که توانسته این الگوی آشنا و غیر ایرانی را با خوانشی جدید از موقعیت و کاراکترها تبدیل به قصه ایرانی با مسئله ای اینجایی کند که می تواند نقاط ضعفی در وجوه مختلف داشته باشد اما این امتیاز مهم را به حساب خود ثبت می کند.

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.