2020/09/22
۱۳۹۹ سه شنبه ۱ مهر
قتل در نوجوانی، آزادی در میانسالی

قتل در نوجوانی، آزادی در میانسالی

متهم: من دیدم دوستم دارد کتک می خورد برای همین برای هواخواهی او وارد دعوا شدم. چاقو برداشتم و به پیمان ضربه ای زدم که کشته شد.

دوات آنلاین-پسر محکوم به مرگ که در نوجوانی مرتکب قتل شده بود، پس از تحمل ۱۶سال زندان آزاد می شود. متهم به دلیل پیگیری نکردن اولیای دم در زندان بلاتکلیف بود.

 

به گزارش جوان، این پرونده سال ۸۳ در یکی از محله های شهرستان اسلامشهر به جریان افتاد. تحقیقات پلیس نشان داد در جریان دعوای چند پسر نوجوان یکی از آنها که پسری ۱۸ساله به نام پیمان بود با ضربه چاقو کشته شده است.

 

بررسی بیشتر نشان داد که عامل حادثه از دوستان مقتول است که بهزاد نام دارد که چند روز بعد از حادثه خودش را به پلیس تسلیم کرد و به قتل اعتراف کرد.

 

او بعد از کامل شدن تحقیقات در شعبه ۷۱ دادگاه کیفری یک استان تهران و با رای قضات دادگاه به قصاص محکوم شد. رای دادگاه بعد از تأیید در دیوان عالی کشور به شعبه اجرای احکام دادسرای امور جنایی تهران فرستاده شد و نام بهزاد در لیست محکومان به مرگ قرار گرفت.

 

بهزاد بارها برای اجرای حکم به پای چوبه دار منتقل شد، اما به دلیل عدم حضور اولیای دم حکم درباره او اجرا نشد و متهم به سلولش منتقل شد.

 

در حالی که ۱۶ سال از وقوع حادثه گذشته بود بهزاد با ارسال لایحه‌ای به دادستان مطابق ماده ۴۲۹ قانون مجازات اسلامی درخواست تعیین تکلیف کرد.

 

بنابراین پرونده او روز شنبه در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان بررسی شد. بهزاد در حالی که حالا پسری ۳۴ساله شده در جایگاه قرار گرفت و به هیئت قضایی گفت: من و خواهرم در حالی که هر دو کوچک بودیم پدر و مادر مان از هم طلاق گرفتند و به سراغ زندگی خودشان رفتند. بعد از جدایی آنها بود که هر دوی ما آواره شدیم و وضع زندگی خیلی سختی داشتیم.

 

متهم در شرح حادثه هم گفت: من آن روز موتور تازه ای خریده بودم و داشتم با آن دور می زدم که متوجه شدم دعوایی به راه افتاده است. من هم آنجا توقف کردم و داشتم دعوا را تماشا می کردم همان لحظه دوستم که سعید نام دارد به طرفم آمد و ترک موتورم نشست و خواست به سرعت دور شویم. من ماجرای دعوا را نمی دانستم و نمی دانستم که سعید هم دارد دعوا می کند. ما از محل دور شدیم که چند خیابان دورتر ناگهان پیمان به طرف ما حمله کرد و شروع به کتک زدن سعید کرد. من دیدم سعید دارد کتک می خورد برای همین برای هواخواهی او وارد دعوا شدم. چاقو برداشتم و به پیمان ضربه ای زدم که کشته شد.

 

متهم گفت: من از انگیزه دعوا خبر نداشتم و در زندان بودم که فهمیدم دعوایشان بر سر یک نگاه چپ اتفاق افتاده بود.

 

متهم ادامه داد: در این سال ها که در زندان هست کسی به ملاقاتم نیامده است. خواهرم که خردسال بود حالا بزرگ شده و برای خودش خانه ای اجاره کرده است. او سر کار می رود و زندگی مستقلی دارد. در این سالها سختی زیادی کشیده ام.

 

بهزاد گفت مادر مقتول به من گفته بود که من را قصار نمی کند، اما کاری می کند که همیشه در زندان بمانم. او به حرفی که زده عمل کرده است و بلاتکلیف هست. اگر از زندان آزاد شوم به خانه خواهرم میروم و کار می کنم تا مبلغی که اولیای دم درخواست کرده اند، برایشان تامین کنم.

 

در ادامه خواهر قاتل در جایگاه قرار گرفت و گفت: من و برادرم زندگی سختی داشتیم و از دادگاه درخواست کمک داریم. من مستاجرم و هیچ ملکی ندارم تا سند آن را در گرو بگذارم اما مهلت می خواهم تا سند یکی از آشنایانم را بگیرم تا برادرم آزاد شود.

 

هیئت قضایی بعد از شور  رای به آزادی متهم با تامین وثیقه دادند.

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.