2019/11/14
۱۳۹۸ پنج شنبه ۲۳ آبان
قاتل فراری به‌خاطر عذاب وجدان از آلمان به ایران بازگشت

قاتل فراری به‌خاطر عذاب وجدان از آلمان به ایران بازگشت

این پسرجوان دوستش را در یک درگیری با چاقو کشته بود.

دوات آنلاین-پسری که در حالت مستی دوستش را به قتل رسانده و به کشور آلمان فرار کرده‌ بود بعداز 7 سال به‌خاطر عذاب وجدان به ایران برگشت و پای میز محاکمه رفت.

 

به گزارش خدوات آنلاین، این پسر جوان 8 سال قبل در یک قهوه خانه دوستش را به قتل رسانده و سپس فرار کرده و به آلمان رفته‌بود. این جوان بعد از 7 سال به ایران برگشت و خودش را تسلیم ماموران کرد و روز سه‌شنبه درحالی پای میز محاکمه رفت که از یک سال قبل در زندان به سر می‌برد.

 

در ابتدای جلسه رسیدگی به این پرونده که در شعبه 11 دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد پدر و مادر مقتول به عنوان ولی‌دم در جایگاه قرار گرفتند و خواستار صدور حکم قصاص شدند. آنها گفتند در این 8 سال که ما عزادار فرزندمان بودیم حتی یکبار هم پدر و مادر متهم برای دلجویی از ما نیامدند.

 

آنها از اینکه چرا فرزندشان را بعد از درگیری زود به بیمارستان نبردند گلایه کردند و گفتند: وقتی بچه ما زخمی شد حتی او را به بیمارستان نبردند .دکترها در بیمارستان به ما گفتند اگر زودتر به بیمارستان آورده می‌شد شاید می‌شد برایش کاری کرد اما آنقدر خونریزی کرده بود که دیگر کاری از ما برنمی‌آمد.متهم به قصد قتل فرزندم را زده‌است.

 

در ادامه شاهد پرونده در جایگاه قرار گرفت. او گفت: ما در قهوه‌خانه بودیم مقتول و متهم هر دو بسیار مشروب خورده و مست بودند و حالشان خوب نبود. به همین خاطر با هم درگیر شدند. دوستی داشتیم که فوت کرده‌ بود مقتول درباره او حرفی زد که متهم عصبانی شد و جواب داد. متهم نیز چاقویی را از کمر من کشید و به سمتش حمله کرد. من سعی کردم چاقو را بگیرم و در کشمکش حتی دستم زخمی شد اما نتوانستم آن را بگیرم و اینطور شد که متهم حمله کرد و او را زد.

 

سپس متهم در جایگاه قرار گرفت. او گفت: من همه اتهاماتم را قبول دارم. بعد از قتل آنقدر ترسیدم که فرار کردم. به آلمان رفتم و در آنجا به مدت 7 سال زندگی می‌کردم اما آنقدر به من سخت گذشت که تصمیم گرفتم برگردم. با اینکه می‌دانستم چه حکمی در انتظارم است ترجیح دادم تسلیم شوم. من هیچ وقت در آلمان خوشبخت نبودم و در زندان ایران راحت‌تر زندگی می‌کنم. من توبه کردم و نماز می‌خواندم و روزه می گرفتم اما آرام نبودم. قبل از بازگشت به برادر کوچک مقتول پیام دادم که می‌آیم تا شما به حقتان برسید. بعد برگشتم و خودم را تسلیم کردم با اینکه خیلی‌ها به من گفتند برنگرد و ممکن است قصاص‌ات کنند اما از زندگی در کشور غریب بهتر بود. من هم برگشتم.

 

این متهم در ادامه گفت: زمان حادثه من مست بودم متوجه رفتارم نبودم البته مسلوب الاراده نبودم اما مستی باعث شد اشتباه کنم. من می‌توانستم جواب مقتول را ندهم او هم مست بود و متوجه نبود چه می گوید. اگر مشروب نخورده‌ بودم با او درگیر نمی‌شدم. ما خیلی دوست بودیم به خانه هم رفت و آمد داشتیم و من با برادران مقتول خیلی رفیق بودم و حالا هم خجالت زده او و خانواده‌اش هستم.

 

متهم درباره اینکه چرا خانواده‌اش برای رضایت اقدام نکردند گفت: پدرم شرمنده بود. او خیلی خجالت می‌کشید و می‌گفت که نمی‌تواند در چشم خانواده مقتول نگاه کند.

 

بعد از گفته‌های متهم و وکیل مدافع او قضات برای صدور رای دادگاه وارد شور شدند.

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.