2019/10/18
۱۳۹۸ جمعه ۲۶ مهر
طلاق زوج عاشق به‌خاطر دخالت‌های مادرشوهر

طلاق زوج عاشق به‌خاطر دخالت‌های مادرشوهر

مادرم از همان ابتدای مراسم عقد اجازه انجام کوچک ترین کاری را به من نداد و حتی کت و شلوار دامادی ام را با سلیقه خودش انتخاب کرد.

دوات آنلاین-دخالت های بی رویه و بی جای مادر شوهر زندگی یک زوج جوان را در سراشیبی قرار داد؛ مادری که اجازه کوچک ترین کار و اظهارنظری را به پسرش نمی داد و حتی کار را به جایی رساند که در روز خرید کت و شلوار دامادی حق انتخاب را به پسرش نداد و با ادامه این روند دوران جنگ و جدل بین زوج جوان شروع و کارشان به دادگاه کشیده شد.

 

پسر افتاده در مخمصه رفتار کودکانه مادرش از حال و روز ناخوش دوران نامزدی اش می گوید: در یک خانواده بسیار عاطفی بزرگ شدم  و مادرم به من خیلی وابسته  بود و حتی سعی می کرد کارهای شخصی مرا انجام دهد. این ماجرا ادامه داشت تا این که با یکی از دخترهای فامیل ازدواج کردم.

 

 فکر می کردم دیگر پدر و مادرم دست از نظارت های بچگانه شان بر می دارند اما با ازدواجم برعکس این رفتار عود کرد. مادرم از همان ابتدای مراسم عقد اجازه انجام کوچک ترین کاری را به من نداد و حتی کت و شلوار دامادی ام را با سلیقه خودش انتخاب کرد و جز تحمل این شرایط به امید بهتر شدن اوضاع چاره ای نداشتم. از ابتدای مراسم عقدمان از نگاه نامزدم متوجه شدم که به خاطر دخالت های خانواده ام به خصوص مادرم عصبانی است  و من هم با لبخند مصنوعی سعی می کردم نگاهش را به سمت خودم جلب کنم تا مراسم به اتمام برسد. حتی مادرم در دوران نامزدی مان شروع به دخالت و تصمیم گیری برای نامزدم کرد و اجازه انجام کوچک ترین کاری را به او نمی داد.

 

نامزدم مرا تهدید کرد اگر جلوی رفتارهای مادرم را نگیرم خودش جلویش قد علم خواهد کرد و این برای همه گران تمام خواهد شد. بعد از آن  هرچه به مادرم تذکر دادم در کارهای ما به خصوص نامزدم دخالت نکند فایده ای نداشت و برعکس شروع به لجبازی کرد چون فکر می کرد نامزدم می خواهد مرا از او بگیرد. این ماجرا مدتی ادامه پیدا کرد تا این که به جز نامزدم صدای خانواده همسرم هم درآمد و بعد از گذشت مدتی از نامزدی مان بین خانواده ها شکراب شد و هر کدام سعی می کردند نظر خودشان را به دیگری تحمیل کنند. با شعله ور شدن آتش اختلافات مان با وجود این که من و نامزدم به یکدیگر علاقه داشتیم اما کاسه صبر او لبریز شد و رابطه اش را با من قطع کرد و از همه بدتر تقاضای طلاق داد.

 

بعد از این اتفاق هر چه تلاش کردم مادرم از موضعش کوتاه بیاید اما مرغش یک پا داشت و مدام به من می گفت که عروس باید مطیع خانواده شوهرش باشد. وقتی دیدم زندگی مشترک مان در سراشیبی قرار گرفته است به دادگاه خانواده آمدم تا راه حلی برای این معضل بیابم و نامزدم را از درخواستش منصرف کنم.

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.