2019/10/23
۱۳۹۸ چهارشنبه ۱ آبان
امروز با حافظ/ دارم امید عاطفتی از جناب دوست

امروز با حافظ/ دارم امید عاطفتی از جناب دوست

دوات آنلاین-غزل شماره 59 حافظ را بخوانید:

 

دارم امید عاطفتی از جناب دوست/ کردم جنایتی و امیدم به عفو اوست

 

دانم که بگذرد ز سر جرم من که او/ گر چه پریوش است ولیکن فرشته خوست

 

چندان گریستیم که هر کس که برگذشت/ در اشک ما چو دید روان گفت کاین چه جوست

 

هیچ است آن دهان و نبینم از او نشان/ موی است آن میان و ندانم که آن چه موست

 

دارم عجب ز نقش خیالش که چون نرفت/ از دیده‌ام که دم به دمش کار شست و شوست

 

بی گفت و گوی زلف تو دل را همی‌کشد/ با زلف دلکش تو که را روی گفت و گوست

 

عمریست تا ز زلف تو بویی شنیده‌ام/ زان بوی در مشام دل من هنوز بوست

 

حافظ بد است حال پریشان تو ولی/ بر بوی زلف یار پریشانیت نکوست

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.