2019/12/06
۱۳۹۸ جمعه ۱۵ آذر
همسرم طلاق خواست کشتمش
گفت‌وگو با مردی که از 10 سال پیش به جرم قتل در زندان به سر می برد

همسرم طلاق خواست کشتمش

چاقو را از آشپزخانه برداشتم و رفتم تا به همسرم بگویم این را در حلقوم من فرو کن اما طلاق نگیر.

دوات آنلاین-منصور مردی 77 ساله است که مرداد سال 88 همسرش را در خیابان به قتل رساند. او اکنون در زندان به سر می برد و هفته پیش در گفت‌وگو با همشهری سرنخ داستان زندگی‌اش را تعریف کرد که در زیر می‌خوانید:

 

*چند فرزند حاصل ازدواج شماست؟

من دو پسر مهندس و یک دختر دیپلمه دارم

 

*قبل از این که به زندان بیایید. شغل تان چه بود؟

من بافندگی و خیاطی می کردم. با دستگاه لباسهای زمستانی می بافتم. یک مدت هم غرفه دار بودم

 

*زندگی شما قبل از ازدواج پر تنش بود؟

من فرزند طلاق هستم و سعی کردم برعکس پدرم عمل کنم و به همین دلیل بود که هرگز بچه ها و همسرم را تنبیه نکردم

 

*بنابراین با پدرتان مشکل داشتید؟

پدر من به علت مصرف تریاک بیش از حد فوت کرد.

 

*خودتان هم اعتیاد داشتید؟

بله. من به هروئین اعتیاد داشتم.

 

* چرا به اعتیاد روی آوردید؟

برادرم را خیلی دوست داشتم. وقتی او فوت کرد از ریل زندگی خارج شدم من ۲۹ گرم هروئین در روز می کشیدم.

 

*قبل از ازدواج معتاد شدید یا بعد از ازدواجتان؟

آن زمان که مصرف می کردم دو تا پسرهایم را هم داشتم اما سال ۶۷ ترک کردم و لب به مواد نزدم فقط یکبار روز حادثه قتل همسرم مواد مصرف کردم

 

*فقط مصرف کننده مواد بودید یا کسب درآمد هم می کردید؟

من خرده فروشی می کردم. هروئین های پنج و ۵۰ گرمی را میفروختم. از این راه آن سال ها ۲۳۰هزار تومان جمع کردم همچنین یک پیکان تاکسی 55 خریدم.

 

*چه دلیلی باعث شد که شما هروئین را ترک کنید؟

من اردیبهشت سال ۶۱ معتاد شدم. یک روز خانم و مادرم مامورها را آوردند بالای سرم آن سال ها اعتیاد جرم محسوب می شد.

 

* بنابراین سابقه زندان هم دارید؟

بله سال ۶۴ برای نگهداری ۶۵گرم هروئین به ۵ سال حبس محکوم شدم اما سه سال بیشتر در زندان نبودم.

 

*پس از آزادی چه کاری کردید؟

از حبس که آزاد شدم پیکان را فروختم ۲۳۰ هزار تومان و هر چه پس انداز از بافندگی داشتم در حلبی آباد تهران پارس مواد کشیدم وقتی صفر شدم تصمیم خودم را گرفتم و مواد را ترک کردم از صندوق قرض الحسنه وام گرفتم و کار را از صفر شروع کردم.

 

*از لحاظ مالی در چه شرایطی قرار دشاتید؟

زمانی که این اتفاق افتاد فروشگاهی راه‌اندازی کرده بودیم و کفاف زندگی ام را می داد. تصمیم داشم یک فروشگاه دیگر در گیلان راه‌اندازی کنم مقداری زمین در  گیلان دارم که آنها را اجاره داده‌ام و با آن مغازه و خانه گرفتم.

 

*شما می گفتید همسرتان را دوست دارید چرا او را به قتل رساندید؟

متاسفانه فرهنگ خانواده همسرم با فرهنگ ما متفاوت بود.

 

*برای تفاوت فرهنگ همسرتان را به قتل رساندید؟

برای خرید به تهران آمده بودیم. شب اول که از خرید برگشت همسرم گفت می خواهم طلاق بگیرم گفتم حتما مرا دوست نداری، مشکلی نیست طلاق بگیر. گفت می خواهم شوهر کنم. گفتم اشکالی ندارد، شوهر کن. گفت می خواهم در این خانه زندگی کنم گفتم همینجا زندگی کن.

 

*منظورش همان خانه‌ای بود که شما در آن زندگی می کردید؟

بله. من سه دانگ از آن خانه را به نام همسرم زده بودم.

 

*سعی نکردید او را از طلاق صرفنظر کنید؟

من سه بار ورشکست شده بودم اما ۱۶-۱۷ ساعت فعالیت می کردم و این فعالیتم باعث شد که در آن سال شرایط مالی خوبی داشتیم. به او گفتم که سه الی پنج سال طول میکشد که به هدف بعدی که فروشگاه در گیلان بود برسیم اما پسرم هم دنبال این بود که او طلاق بگیرد.

 

*چرا پسرتان باید از جدایی مادر و پدرش خوشحال شود؟

نمی‌دانم. من دنبال یک رسید 68 هزار تومانی بودم. به همین دلیل رفتم سراغ سند خانه. پسرم آن را از من قاپید و جر و بحثمان شد. پسر بزرگم به همسرم گفت: طلاق بگیر من برایت وکیل می گیرم .

 

*به دلیل درخواست طلاق، همسرتان را به قتل رساندید؟

نه من چاقو را از آشپزخانه برداشتم و رفتم تا به همسرم بگویم این را در حلقوم من فرو کن اما طلاق نگیر برای ما زشت است که در این سن و سال حرف از جدایی بزنیم. ما در تمام فامیل و اقوام نمونه هستیم این کار را نکن.

 

* پس چطور همسرتان به قتل رسید؟

داشتیم از میدان رد می شدیم. همسرم یک نگاه خشم آلودی داشت که محافظش بود. آن سوی میدان که رسیدیم نگاهش مرا تحریک کرد و دیگر نفهمیدم  چه کار می کنم. فکر کردم ، که سه ضربه زدم ولی دخترم گفت که شش ضربه و قاضی عزیزمحمدی، رئیس دادگاه اعلام کرد که ۱۱ضربه چاقو به همسرم زده ام.

 

*بعد از قتل چه کاری انجام دادید؟

سمت مواد رفتم.

 

*یعنی رفتید موادمخدر خریدید و مصرف کردید؟

بله. یکسره به دروازه غار رفتم و دو بسته هروئین و سه گرم  تریاک و دو تا سرنگ ۱۰سی سی خریدم.

 

*چرا این قدر مواد مخدر خریدید؟

تصمیم داشتم مواد را به خودم تزریق کنم می خواستم خودکشی کنم چون حال مناسبی نداشتم.

 

* اما خودکشی نکردید.

نه نتوانستم

 

* چطور دستگیر شدید؟

گفتم حال مناسبی نداشتم و کسی را نمی شناختم. به عمویم زنگ زدم. او هم سن و سال خودم و خانه اش در میدان راه آهن بود. عمویم گفت  همسرم فوت نکرده و در بیمارستان بستری است. خیلی خوشحال شدم. او مرا دعوت کرد و به خانه اش رفتم اما دستگیر شدم .

 

* فکر نمی کردید به جرم قتل همسرتان دستگیر شوید؟

عاشق همسرم بودم و او را با عشق تماشا می کردم. من شاعر فقرا هستم. شاعر و قتل ؟! همسرم می دانست من احساساتی هستم اما احساسات مرا نادیده می گرفت. البته همیشه به من می گفت بالاخره یک روزی قتل خودم را گردنت می اندازم.

 

* اولیای دم حکم قصاص خواسته اند؟

بله. برادرها و دو خواهر همسرم رضایت نمی دهند. دو تکه زمین داشتم به قاضی گفتم آن دو تکه را میدهم تا خانواده همسرم مابه التفاوت دیه را پرداخت کنند و حکم اجرا شود. همه تعجب کردند اما دلایلم این بود که اولا : انسان با مرگ تمام نمی شود و من آن دنیا را بیش از این دنیا دوست دارم. دوما من با این آقایان ( برادران همسرم) ۳۲ سال زندگی کردم و از هیچ کمکی برایشان کوتاهی نکردم حالا که می خواهند مرا بکشند باز هم کمکشان می کنم دلیل سوم این بود که در آن دنیا نه چشم و هم چشمی وجود دارد نه ملک و دارایی. بنابراین من و همسرم با هم زندگی راحتی را شروع می کنیم.

 

*پس اولیای دم دیه نخواسته اند؟

نه. آنها از من دیه نمی خواهند تلاششان این است که من در زندان بمانم.

 

*بعد از این حادثه رابطه شما با فرزندانتان تغییری نکرد؟

خدا را شکر می کنم که فرزندانم باشعور هستند و درک بالایی دارند. آنها به من احترام می گذارند و حتی خانم‌هایشان با وجود آن که از جریان خبر دارند، تاکنون هیچ بی احترامی به من نکرده اند. نوه هایم هم احترام زیادی به من می گذارند.

 

*فرزندانتان به ملاقات شما هم می آیند؟

من راضی نیستم که به ملاقاتم بیایند. همین که تلفنی با هم صحبت می کنیم کافی است دخترم دو بار به ملاقاتم آمده است من تمام تلاشم را کردم که مانند پدرم نباشم.

 

*نوه هایتان می دانند که به چه دلیل زندان هستید؟

من تلفنی با آنها حرف می زنم، چون آنها نمی دانند من زندان هستم، به آنها گفته‌اند که من فرانسه زندگی می کنم و فقط با تلفن با هم ارتباط داریم.

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.