2019/08/25
۱۳۹۸ يکشنبه ۳ شهريور
غزلی از دیوان شمس/ رو چشم جان را برگشا در بی‌دلان اندرنگر

غزلی از دیوان شمس/ رو چشم جان را برگشا در بی‌دلان اندرنگر

دوات آنلاین-غزلی زیبا از دیوان شمس مولانا را بخوانید:

 

رو چشم جان را برگشا در بی‌دلان اندرنگر/ قومی چو دل زیر و زبر قومی چو جان بی‌پا و سر

 

بی‌کسب و بی‌کوشش همه چون دیگ در جوشش همه/ بی‌پرده و پوشش همه دل پیش حکمش چون سپر

 

از باغ و گل دلشادتر وز سرو هم آزادتر/ وز عقل و دانش رادتر وز آب حیوان پاکتر

 

چون ذره‌ها اندر هوا خورشید ایشان را قبا/ بر آب و گل بنهاده پا وز عین دل برکرده سر

 

در موج دریاهای خون بگذشته بر بالای خون/ وز موج وز غوغای خون دامانشان ناگشته تر

 

در خار لیکن همچو گل در حبس ولیکن همچو مل/ در آب و گل لیکن چو دل در شب ولیکن چو سحر

 

باری تو از ارواحشان وز باده و اقداحشان/ مستی خوشی از راحشان فارغ شده از خیر و شر

 

بس کن که هر مرغ ای پسر خود کی خورد انجیر تر/ شد طعمه طوطی شکر وان زاغ را چیزی دگر

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.