2019/08/18
۱۳۹۸ يکشنبه ۲۷ مرداد
نویسنده سریال بوی باران : کسی نمی‌تواند حدس بزند در ادامه سریال چه اتفاقاتی می‌افتد

نویسنده سریال بوی باران : کسی نمی‌تواند حدس بزند در ادامه سریال چه اتفاقاتی می‌افتد

تلاش کردیم د داستان جنایی، معمایی بگوییم که تا حد ممکن میزان خشونتش کم باشد و لحظات جنایت یا دیده نشود یا اگر چاره‌ای نیست خیلی سریع از روی آن عبور کنیم.

دوات آنلاین-سریال بوی باران از معدود سریال‌های ایرانی است که تعداد قسمت‌های آن از 30 شب بیشتر می‌شود. همراه کردن مخاطب در این سریال‌های طولانی کار دشواری است. عباس نعمتی نویسنده سریال بوی باران در این باره توضیحاتی داده است که می‌خوانید:

 

نویسنده سریال بوی باران درباره‌ ویژگی‌های این سریال گفت: خیلی تلاش کردیم در این سریال هفتاد قسمتی دو اصل را رعایت کنیم؛ اول اینکه داستان جنایی، معمایی بگوییم که تا حد ممکن میزان خشونتش کم باشد و لحظات جنایت یا دیده نشود یا اگر چاره‌ای نیست خیلی سریع از روی آن عبور کنیم و در حداقل نشان دهیم و به جای خشونت، تعلیق داستان را افزایش دهیم. دوم اینکه در پلات ملودارم داستان، قصه‌ای تعریف کنیم که بر روابط دختر و پسری و مثلثی استوار نباشد. در عوض بعد عاطفی را در خانواده و در رابطه خواهر برادر، پدر و مادر و فرزندان نشان دهیم.

 

عباس نعمتی که پیش‌تر سریال‌هایی چون «تکیه بر باد»، «تاصبح» و «اولین شب آرامش» را نوشته است، در گفت‌و گویی با ایسنا در پاسخ به این پرسش که آیا قصه «بوی باران» از همان ابتدا قرار بود در ۷۰ قسمت نگارش شود؟ توضیح داد: این سریال از همان ابتدا بین ۷۰ تا ۷۵ قسمت بود. حدود دو سال فیلم‌برداری این سریال طول کشیده، حفظ یک تیم حدوداً دویست نفره در دو سال و حفظ را کوردها چه در حس و حال بازی، چه در فصل و لباس و گریم و ... در این مدت خیلی سخت است. یافتن بازیگرانی که بیش از شش، هفت ماه حاضر باشند درگیر پروژه‌ای باشند، سخت است، چه برسد در مدت زمان دو سال این همکاری ادامه یابد.

 

خشونت و بازتولید خشونت در سریال‌ها

این نویسنده درباره‌ بازتولید خشونت در سریال‌های تلویزیونی توضیح داد: خشونت موضوع و بحث پیچیده‌ای است و متاسفانه خیلی وقت‌ها سطحی‌ترین و ظاهری‌ترین تعبیر از خشونت را به عنوان خشونت مطرح می‌کنیم. آن هم مشت و لگد و دعوا و تیر و تیراندازی و...

 

«یوهان گالتونگ» یکی از مهمترین نظریه‌پردازان صلح و بحث‌های خشونت می‌گوید، بدترین نوع خشونت این است یک جامعه یا طبقه نگذارد پتانسیل‌های یک فرد بالفعل شود. این در ذهن مخاطب احساس خشونت عمیق ایجاد می‌کند. به سریال‌های آمریکایی دقت کنید. فراوان تیر و تیراندازی و کشتن و دعوا و کتک‌کاری می‌بینید ولی قاعده و اصل این است. فرد مسوول رفتار خودش است و جامعه یا خانواده یا طبقه یا ایدئولوژی حاکم بر جامعه آمریکا باعث سرنوشت محتوم و بدبختی فرد نمی‌شود. از این جهت سریال‌ها و فیلم‌های اجتماعی که رنگ و بوی رئالیسم انتقادی دارند، همان اثر نامطلوبی را دارند که باخوتین به او می‌گفت «تجاوز به عصمت ذهنی خلق از طریق رسانه». هر چقدر در سریال‌سازی در آمریکا تاکید بر این است که هرکس حق تعیین سرنوشت خودش را دارد و نمی‌گذارند جامعه و طبقه و ایدئولوژی و خانواده به عنوان موانع رشد و خوشبختی فرد معرفی نشوند، چون بر ذهن و روان اثر عمیق خشونتی دارد و از آن طرف نسبت به خشونت فیزیکی به دلیل تاثیر لحظه‌ای کم تر اصرار می کنند، ما بالعکس تمرکزمان بر این است که خشونت آنی نداشته باشیم، در عوض نسبت به خشونت عمیق و ماندگار بی‌توجهیم. 

 

قتل و درگیری از بدیهیات داستان معمایی است

عباس نعمتی با بیان اینکه سریال بوی باران موقعیت ملتهبی دارد اما تلاش کردیم از خشونت عمیق که جامعه یا طبقه یا ایدئولوژی مانع خوشبخت شدن فرد و بالفعل شدن پتانسیل‌هایش است، کاملا پرهیز کنیم، توضیح داد: درخصوص باقی نمودهای خشونت، مثل خشونت گفتاری تلاش کردیم التهاب سکانس و صحنه را با جیغ و داد ایجاد نکنیم؛ بلکه خود موقعیت و رابطه و قصه التهاب داشته باشد؛ به عنوان مثال شخصیت شهاب در این سریال شخصیت بی‌ادبی است و خیلی پتانسیل پرخاش و شدت کلامی دارد. ما تلاش کردیم بی‌ادبی‌اش که نیاز داستان است و نقد رفتار بی‌ادبانه است، باقی بماند اما داد و جیغ و خشونت کلامی را از او بگیریم. بی‌پروا باشد اما خشن نباشد. بدیهی است داستان معمایی و جنایی با قتل و درگیری همراه است اما تلاش کردیم خود جنایت را نبینیم. اگر هم به اجبار مجبور بودیم ببینیم، موقعیتی که می‌توانست پنج دقیقه باشد، بشود ۳۰ ثانیه، ۱۰ ثانیه. صرف اینکه در فیلم یا سریالی ما قتل نشان دهیم یا ندهیم معنی‌اش این نیست سریال خشن است یا خیر. پرداخت صحنه، زمانی که صرفش می‌شود، ژانر داستان و حتی زاویه دید داستان، موثر است؛ مثلا اگر قتلی در داستانی رخ دهد و ما داستان را از زاویه دید قاتل روایت کنیم، به دلیل همذات‌پنداری با کارکتر اصلی خشن است اما اگر در داستانی قتلی رخ دهد و ما با کارآگاه یا فرد مثبت داستان قصه را روایت کنیم و دنبال کشف قاتل باشیم این بالعکس آرامش‌بخش است. در یک قصه ملودرام و خانوادگی، ممکن است یک کشیده خشن باشد اما کسی به تام و جری که اتفاقاً برای کودکان است و هر بلایی سر هم می‌آورند نمی‌گوید خشن. کسی به داستان‌های معمایی پوآرو که در آن قتل و جنایت رخ می‌دهد نمی‌گوید خشن، چون تمرکز بر قتل نیست بر کشف قتل است و ما با پوآرو همراه می‌شویم و نه قاتل.

 

نمی‌خواستیم در دام روابط دختر و پسری بیفتیم

نویسنده بوی باران درباره پیچیدگی قصه و چگونگی پایان آن توضیح داد: از بازخوردها می‌توان حدس زد تعلیق‌های داستان جواب داده و مخاطب نمی‌تواند به این راحتی ادامه داستان را حدس بزند؛ مثلا بعد از ۴۰ قسمت هنوز مخاطب نمی‌تواند به راحتی حدس بزند چمدان دلارها دست کیست. امیدواریم بتوانیم تا انتهای سریال هم در هر قسمت یک معما و راز و سوال جدید ایجاد کنیم و مخاطب را با خود همراه کنیم.

نعمتی درباره‌ قصه سریال بوی باران یادآور شد: من و همکاران بنده در تیم نویسندگان در این سریال دنبال این بودیم که معما خلق کنیم و با معما مخاطب را پیش ببریم و در دام روابط دختر و پسری نیفتیم. در جایی که این قصه پتانسیل زیادی داشت اما تلاش کردیم از برخی رابطه‌های خط قرمزی فرار کنیم.

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها
خدام 1398/05/13
خودتم نمیدونی عزیزم
ناشناس 1398/05/13
ماکه پوآرویی ندیدیم ونخواهیمم دید نویسنده عزیز
ناشناس 1398/05/14
دقیقا....
ناشناس 1398/05/16
آقای نویسنده خیلی بد کردی سهیل رو به کشتن دادی اصلا چرا فیلم رو از طریق گوشی ارسال نکردید چرا باید حضوری برهان میرفت پیش سهیل و باعث مرگ سهیل میشد ضد حال بزرگی زدی ب بینندگان با مرگ سهیل اصلا اگر همه چیز توسط پلیس کنترل میشد چرا برهان رو زیر نظر نگرفتن

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.