2019/08/26
۱۳۹۸ دوشنبه ۴ شهريور
بیوگرافی کامل بیتا سحرخیز بازیگر نقش روحی یا خانم معلم در سریال آچمز

بیوگرافی کامل بیتا سحرخیز بازیگر نقش روحی یا خانم معلم در سریال آچمز

سحرخیز اولین بار در فیلم فقط چشمهایت را ببند ساخته علیرضا امینی بازی کرد و بعد از آن در سریال راه بی‌پایان جلوی دوربین رفت و به شهرت رسید.

دوات آنلاین-بیتا سحرخیز که در سریال آچمز نقش روحی یا خانم معلم را بازی کرده هنوز بازیگر جوانی محسوب می‌شود اما به‌نظر می‌رسد بسیار خوش آتیه باشد. با بیوگرافی بیتا سحرخیز آشنا شوید:

 

بیتا سحرخیز ۲۱ آبان ۱۳۶۱ در تهران به دنیا آمد. او یک خواهر بزرگ‌تر از خودش دارد.

 

بیتا از کودکی به هنر علاقه داشت و به همین دلیل قصد داشت به هنرستان برود اما موفق نشد. خودش می‌گوید: من از بچگی بازیگری رو دوست داشتم ولی خانواده من اهل هنر نبودند و موافقتی هم وجود نداشت که من این حرفه رو انجام بدم، حتی در دوره دبیرستان برای هنرستان هنر اقدام کردم شرط این بود که یکی از اعضای درجه یک خانواده اهل هنر باشد و برای من اینطور نبود.

 

بیتا بعد از اتمام دبیرستان در مقطع کاردانی پذیرفته شد و بعد از این‌که فوق دیپلم گرفت برای لیسانس شرکت کرد اما یک سال طول کشید تا دوباره در دانشگاه قبول شود. او در این یک سال در کلاس‌های بازیگری امین تارخ ثبت‌نام کرد. امین تارخ استعداد زیادی را در بیتا کشف کرد و او را به ادامه کار تشویق می‌کرد.

 

همزمان با آغاز راه بازیگری بیتا در مقطع لیسانس نیز قبول شد. رشته او معلمی مقطع ابتدایی بود.

 

سحرخیز اولین بار در فیلم فقط چشمهایت را ببند ساخته علیرضا امینی بازی کرد و بعد از آن در سریال راه بی‌پایان جلوی دوربین رفت و به شهرت رسید. او می‌گوید: اگر فیلم  فقط چشمهایت را ببند توقیف نمی شد و اکران می شد فکر می کنم که مسیر زندگی من را کاملا عوض می کرد و اون سکوی پرتاب من میشد ولی باز هم خدا را شکر می کنم که در جای دیگر این اتفاق افتاد. من از طریق آقای تارخ به همایون اسعدیان معرفی شدم و ایشون در ابتدا در انتخاب من تردید داشتند ولی وقتی آقای امینی فیلم فقط چشمهایت را ببند را برایشان گذاشتند ایشان به یقین رسیدند که من از پس نقش برمی آیم، البته باید بگم که خودشون خیلی به من کمک کردن چون به هر حال من یک بازیگر تازه کار بودم و یکسری خامی‌ها وجود داشت. ایشون با تمریناتی که می کردند سعی می کردن روی اونها رو بپوشونند و خیلی کمک بزرگی بود. این سکو، سکوی خوبی بود.

بیتا سحرخیز از آن به بعد به‌عنوان بازیگری حرفه‌ای شناخته شد و هرگز سراغ کار و رشته دیگری نرفت. خودش می‌گوید: شغل دیگه ای ندارم، عکاسی رو خیلی دوست دارم یاد بگیرم، ولی نه به عنوان یک شغل بلکه به عنوان اینکه دوست دارم هنر دیگری رو تو زندگیم تجربه بکنم و فقط برای اوقات فراغت خودم.

 

و اما خاطرات شغلی بیتا سحرخیز: وقتی یک کاری شروع میشه و بعد تموم میشه وقتی بهش نگاه می کنیم همش خاطره بوده و شیرین ولی بذارین برگردم به همون مجموعه راه بی پایان، تو قسمت ۱۳، زمانی که خانم محبوبه بیات میاد تو شرکت و قرار بود که من تو اون سکانس به شدت گریه کنم و از قبل از اینکه کار شروع بشه من به خودم می گفتم که باید این رو به بهترین نحو انجامش بدم و خیلی برام مهم بود. روز فیلمبرداری آقای اسعدیان گفتند دوربین روشنه و هر موقع هم که دیالوگ یادت رفت از ادامه اون شروع کن و گریه رو ادامه بده، منم بلند بلند داشتم گریه می کردم اونقدر پرانرژی داشتم این کار رو می کردم که وقتی عکسهای اون روز رو نگاه می کنم تمام رگهای پیشونیم بیرون زده بود، از اوج گریه من همه عوامل پشت صحنه هم داشتند گریه می کردن توی همون حین و تو اوج هق هق گریه و بدون قطع گریه گفتم دیالوگهای من چی بود یادم رفته، یهو همه عواملی که داشتند با من گریه می کردند زدند زیر خنده. این قضیه تا آخرین روز فیلمبرداری باعث خنده همه می شد ( که دیالوگهای من چی بود).

 

بیتا سحرخیز می‌گوید روزهای غمگین در زندگی‌اش زیاد بوده ولی الان سعی می کنم هیچ روزی غمگین نباشد: اسم روزم رو غمگین نیمذارم، اسمش رو میذارم روزی که خدا خواسته این اتفاق بیفته و من نباید غمگین باشم این مصلحت خدا بوده و فکر می کنم از این به بعد روز غمگین توی زندگیم نخواهم داشت.

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.