2019/07/22
۱۳۹۸ دوشنبه ۳۱ تير
گفت‌وگو با زنی که شوهر صیغه‌ای خودش را برای جلوگیری از تعرض به دختر 18 ساله‌اش کشت

گفت‌وگو با زنی که شوهر صیغه‌ای خودش را برای جلوگیری از تعرض به دختر 18 ساله‌اش کشت

سعید خلافکار بود و دست بزن داشت. همیشه من و دخترم را اذیت می‌کرد و گاهی هم توهم می‌زد.

دوات آنلاین-زنی که متهم است شوهر صیغه‌ای خودش را کشته و جسدش را در کمد دیواری خانه دفن کرده در بازجویی‌ها ادعا کرده مقتول قصد داشت به دختر 18 ساله او تعرض کند.

 

گفت‌وگو با این متهم را که جوان منتشر کرده است بخوانید:

 

*خودت را معرفی کن؟

خاتون هستم ۴۶ ساله.

 

*مقتول همسر دوم شما بود؟

بله، از همسر اولم طلاق گرفته بودم.

 

*چرا طلاق گرفته بودی؟

حدود ۱۵‌سال قبل در حالی که وضع مالی خوبی داشتم و ارثیه زیادی گیرم آمده بود، ازدواج کردم. بعد فهمیدم شوهرم به خاطر اموالم با من ازدواج کرده‌است و در حالی که یک دخترم داشتم، او اموالم را بالا کشید که از او شکایت کردم. پس از این شوهرم معتاد شد در نهایت از او جدا شدم و همراه دخترم زندگی تازه‌ای را شروع کردم.

 

*چطور با مقتول آشنا شدی؟

من زن بی‌سرپرستی بودم و پس از جدایی در تولیدی کفش کار می‌کردم و علاوه بر فروش، بازاریابی و تراکت هم پخش می‌کردم و سعید هم آنجا کارگری می‌کرد که با هم آشنا شدیم. زنان بی‌سرپرست همیشه در جامعه با مشکلات زیادی روبه‌رو هستند که یکی از این مشکلات اجاره کردن خانه برای زندگی است که معمولاً صاحبخانه‌ها به زنان بی‌سرپرست و تنها خانه اجاره نمی‌دهند به همین خاطر صیغه سعید شدم که او هم خانه‌ای برای ما اجاره کرد.

 

*سعید متأهل بود؟

بله، اما همسرش از او جدا شده بود. چون سعید هم معتاد بود البته من بعد از اینکه صیغه او شدم، فهمیدم که معتاد است.

 

*چرا او را به قتل رساندی؟

من قصد قتل نداشتم. فقط می‌خواستم از خودم دفاع کنم که این اتفاق افتاد.

 

*چرا با هم درگیر شدید؟

سعید خلافکار بود و دست بزن داشت. همیشه من و دخترم را اذیت می‌کرد و گاهی هم توهم می‌زد. روز حادثه بیرون بودم که دخترم به خانه می‌رود. پس از او سعید به خانه رفته بود. وقتی رسیدم دیدم سعید قصد تعرض به دخترم را دارد و با او درگیر شده است. من به کمک دخترم رفتم و با سعید درگیر شدم که چوب دستی برداشت و ضربه‌ای به من زد. در حالی که قصد داشت مرا دوباره بزند تعادلش را از دست داد و قسمت حساس بدنش به وسیله چوبی برخورد کرد و چوب از دستش افتاد که چوب را برداشتم و ضربه‌ای به سرش زدم. سعید حالش بد شد و فوت کرد.

 

*بعد چه کار کردی؟

خیلی ترسیده بودم که تصمیم گرفتم برای پنهان ماندن این راز جسدش را در کف کمد دیواری دفن کنم.

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.