2019/09/22
۱۳۹۸ يکشنبه ۳۱ شهريور
مشکلات زندگی یک ترنس در گفت‌وگو با پسری به نام سولماز

مشکلات زندگی یک ترنس در گفت‌وگو با پسری به نام سولماز

متاسفانه مردم با اطلاعات اشتباه خود درباره افراد ترنس، اقدام به فحاشی، تمسخر و حتی کتک زدن آن ها می کنند.

دوات آنلاین-او را در یکی از کافه های شلوغ شهر دیدم. به محض ورودش به کافه، نگاه های زیادی را به خود جذب کرد. در میز کناری من نشسته بود و بیشتر افراد کافه، گاهی زیر چشمی نگاهش می کردند. بعد از مدتی متوجه شدم با دو نفر از شاعرهای برجسته شهر قرار دارد.

 

ناخواسته حرف‌های آن‌ها را شنیدم و متوجه قرار مصاحبه اش با یکی از نشریات محلی شدم. تمام مدتی که در کافه بودم، او و حرکاتش را زیر نظر داشتم. همان روز از یکی از دوستان، خواستم قراری بگذارد تا بتوانم بیشتر با او صحبت کنم. صبح روز بعد شماره تلفن همراه «سولماز» برای من فرستاده شد. بعد از تماس با وی، اولین قرار را در همان کافه گذاشتیم.

 

قرار بود «سولماز» با چند نفر از دوستانش بیاید اما متاسفانه به دلیل نبود اعتماد، در جمع ما حاضر نشدند و فقط حدود یک ساعت بعد، یکی از دوستانش به جمع ما پیوست که قرار شد برای صحبت با سولماز به من کمک کند. «سولماز» کوهی از ویژگی ها و خصوصیات دخترانه در جسمی پسرانه بود. تُن صدا و بعضی از حرکاتش حتی آرایش مو و چهره اش، دوگانگی مشهودی را در ظاهر او ایجاد کرده بود. «سولماز»، یک ترنس ام تو اف است.

 

 ترنس‌های ام تو اف به کسانی گفته می‌شود که از مرد به زن تغییر جنسیت می‌دهند. خراسان گپ و گفتی با سولماز داشته است که می‌خوانید.

 

نه خانواده من را می‌پذیرد نه جامعه

 

بالاخره و بعد از چند روز، امکان صحبت با سولماز فراهم شد. به عنوان اولین سوال، از او پرسیدم که چه زمانی و چگونه فهمیده که یک فرد ترنس است و گفت که داستان طولانی دارد و حاضر است خلاصه ای از آن را برای من تعریف کند. او با این مقدمه شروع کرد: «از زمانی که به یاد دارم و از اوایل کودکی همیشه در جمع  دختران حضور داشتم و هیچ‌گاه علاقه‌ای به جمع های پسرانه و بازی با پسران همسن و سال خود نداشتم که برای خودم هم عجیب بود. در تنهایی سعی می کردم بر اساس علایق خود، آرایش دخترانه داشته باشم و لباس های دخترانه بپوشم.

 

 به دلیل وجود تعارضات میان من و دیگر بچه های مدرسه معمولاً با تمسخر بچه ها رو به رو می شدم و حتی گاهی مدیر مدرسه شماتت ام می کرد. اوایل از حواشی این تعارض و از این موضوع بسیار ناراحت بودم تا این‌که سال های آخر دوره راهنمایی با یکی از دوستانم در آرایشگاه مردانه آشنا شدم. او گفت یک فرد ترنس است و درباره این‌که ترنس شاخه‌های مختلفی دارد تا حدودی برایم توضیح داد. به دنبال جمع‌آوری و کسب اطلاعات بیشتر رفتم تا این که به مرحله ای رسیدم که فهمیدم ، ترنس هستم. سعی کردم با پزشکان و انجمن‌های فعال در این باره ارتباط برقرار کنم. بعد از مدت کوتاهی به این نتیجه رسیدم که اولین قدم، درک خود و افراد شبیه به خودم است و نه تنها باید آگاهی خود را افزایش دهم بلکه باید در این باره دیگران و افراد مشابه خود را نیز آگاه کنم.»

 

خانواده به محض اطلاع از ترنس بودن، بیرونم کردند!

 

او درباره واکنش خانواده به این نوع خاص از رفتارها و تمایلاتش می گوید: «اوایل، خانواده درباره رفتارهایم سوالات و نقدهایی داشتند اما به صورت رسمی و جدی با آن‌ها درباره خودم صحبت نکرده بودم و اصلا شرایطی از لحاظ فرهنگی برایم فراهم نبود تا برایشان به صورت دقیق، ماجرا را توضیح دهم تا این که اقدام به گرفتن معافیت سربازی کردم. مادرم بر این باور بود که سربازی می تواند بر مردانه شدن رفتارهای من تاثیرگذار باشد. بدون این‌که خانواده را در جریان اقدامات پزشکی خود قرار دهم، از طریق بهزیستی، امور اجتماعی و استانداری پیگیر مسائل قانونی مربوط به مجوزهایم بودم.

 

در تهران از طریق کمیسیون های پزشکی، اقدام به انجام مشاوره ها، آزمایش های هورمونی و تست میلون کردم. بر اساس این آزمایش ها مشخص شد درصد بالایی از هورمون های من دخترانه است. سرانجام و در آخرین کمیسیون پزشکی، رای بر ترنس بودن بنده صادر شد. بعد از حدود دو ماه، کارت معافیت از سربازی برای من ارسال که موجب تعجب خانواده شد. همان موقع بود که از خانواده درخواست کردم من را به عنوان یک فرد ترنس قبول کنند اما متاسفانه با برخورد خوبی مواجه نشدم و حتی من را از خانه بیرون کردند، کتک زدند و گاهی در خانه زندانی شدم. با وجود تمام این سختی ها، خودم را به عنوان یک فرد ترنس قبول کردم و باور دارم تنها کسی که می تواند برای بهبود زندگی ام به من کمک کند، خودم هستم و این تظاهر نکردن و وجود خود واقعی ام، من را خوشحال می کند. هیچ گاه در این باره اعتراض و نارضایتی نداشته ام. بعدها خانواده نیز زمانی که متوجه شدند تصمیمات و نظر مخالف آنان تاثیرگذار نیست، تا حدودی مجبور به قبول من به عنوان یک فرد ترنس شدند».

 

مسیر تغییر جنسیت کوتاه نیست

 

«سولماز» درباره اقداماتی که یک فرد ترنس در ابتدای راه باید انجام دهد، افزود: «این مسیر طولانی است. افراد باید ابتدا به اورژانس اجتماعی مراجعه کنند تا بتوانند از مشاوران خانواده برای توجیه خانواده خود کمک بگیرند. فرایند پزشکی باید از اورژانس اجتماعی شروع و سپس به روان پزشکان و بعد از تایید، در نهایت به پزشکی قانونی ارجاع داده شود. پرونده افراد، بعد از تکمیل با انجام آزمایش ها و تشکیل کمیسیون، به دادگستری ارجاع داده می شود. در یک بازه زمانی باید تمام مجوزها را از پزشک معتمد دادگستری دریافت کرد. سپس با ارجاع به تهران و ویزیت توسط پروفسور میرجلالی به عنوان کهنه کارترین فردی که در علم تغییرجنسیت فعالیت دارد، مقدمات عمل تغییر جنسیت فراهم می شود».

 

از تمسخر و فحاشی‌ها خسته شده‌ام

 

«سولماز» همچنین درباره برخوردهای مردم با او و دیگر افراد ترنس می گوید: « متاسفانه مردم با اطلاعات اشتباه خود درباره افراد ترنس، اقدام به فحاشی، تمسخر و حتی کتک زدن آن ها می کنند و ما را موجودات آخر زمانی می دانند، گاهی می گویند از آسمان سنگ می بارد و ... و من از این برخوردها خسته شده‌ا‌‌م. تعداد زیادی از افراد ترنس را می شناسم اما از میان آن ها تنها تعداد انگشت شماری از آنان اقدام به انجام امور قانونی خود کرده اند. با وجود این که بارها و بارها سعی در روشن کردن ذهنیت آن‌ها کرده ام اما ترس از برخورد و پذیرفته نشدن از سوی  خانواده و جامعه، ترس از بازداشت در مکان های دولتی مورد مراجعه، ترس از قضاوت های مردم و... از جمله دلایلی است که مانع آن ها می شود».

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.