2019/07/21
۱۳۹۸ يکشنبه ۳۰ تير
زن مطلقه بازیجه هوس‌بازی یک پسر

زن مطلقه بازیجه هوس‌بازی یک پسر

در مدت کوتاهی فهمیدم او با اصرار به قرار ملاقات حضوری فقط در صدد سوء استفاده است.

دوات آنلاین-نمی دانم چرا به او اعتماد کردم و با این ندانم کاری، چند ماه بازیچه هوس بازی های این پسر جوان شدم! عاقبت یک ازدواج اجباری فامیلی که فقط با حساب و کتاب مال و اموال پدر شوهرم سر گرفته بود چه می توانست باشد؟ دوران نامزدی تلخی را آغاز کردیم نمی توانستم با او کنار بیایم و هر چه می گفت لجبازی می کردم.من و شوهرم زندگی سرد و بی روح خود را در خانه پدر شوهرم آغاز کردیم. یک روز، چند دقیقه ای از خانه بیرون رفت ناگهان صدای زنگ تلفن همراهش بلند شد.

 

گوشی تلفن را که از جیبش برداشتم بسته پلاستیک پیچ کوچکی هم به دستم آمد. با تعجب آن را باز کردم، فهمیدم مواد مخدر است! آن روز معرکه‌ای به پا کردم و از او خواستم درباره این مواد توضیح دهد. پاسخ قانع کننده ای نداشت فقط از من خواهش کرد در این باره به خانواده اش نگویم. قول داد ترک کند ولی فایده ای نداشت. او معتاد بود و روز به روز اعصابش داغون تر می شد. من که می دانستم علت عصبانیت‌اش چیست به او گیر می دادم و هر بار از دستش کتک می‌خوردم. نگران آینده ام بودم خانواده ام حساب و کتاب مال و ثروت پدر شوهرم را می کردند و می گفتند تو با این زندگی مرفه هیچ کم و کسری نداری و اعتیاد شوهرت را هم درمان می کنیم.در این شرایط به عقل ناقصم رجوع کردم و با خودم گفتم اگر بچه دار شوم حتما اوضاع تفاوت خواهد کرد و شریک زندگی ام به دلیل بچه هم که شده، دست از مواد مخدر می کشد.

 

باردار شدم و روزهای بدی را پشت سر گذاشتم. شوهرم اصلا به فکر من نبود و در دنیای خودش سیر می کرد. با تولد بچه ام همه خوشحال بودند و او هم به ظاهر خوشحال بود اما اوضاع نه تنها بهتر نشد که بدتر هم شد. دیگر دلتنگی هایم چند برابر شده بود هم نگران خودم بودم و هم برای آینده بچه ام جوش می زدم.ما از نظر مالی هیچ کمبودی نداشتیم اما از نظر عاطفی و محبت واقعا فقیر بودیم. از طرفی اعتیاد شوهرم از او مرده ای متحرک ساخته بود. چند سال به هر سختی که بود سپری کردم ولی کاسه صبرم لبریز شد. دیگر نمی‌توانستم آن وضعیت اسفبار را تحمل کنم. شوهرم از نظر توان جسمی نیز دچار ضعف و ناتوانی شدیدی شده بود. با یک دنیا دلتنگی تقاضای طلاق دادم. خانواده همسرم با نگرانی و وعده و وعیدهای زیاد سعی می کردند هر طور شده است مرا قانع کنند به آن زندگی نکبتی ادامه بدهم که فایده ای نداشت. مگر یک زن از شوهر و زندگی اش چه می خواهد؟ مگر با پول، ثروت، وسایل و اسباب و اثاثیه شیک و خودروی آخرین مدل می شود حرف زد و ابراز احساسات کرد؟

 

خیلی مصمم طلاق گرفتم و با بچه ام به خانه پدرم برگشتم. خانواده‌ام روزهای اول حمایتم می‌کردند اما کم کم از من خسته شدند. افسرده و سرخورده شده بودم و دیگر حوصله هیچ کس را نداشتم. با آن همه دلتنگی و احساس سرشکستگی، پسری جوان در فضای مجازی به طور اتفاقی سر راه زندگی ام قرار گرفت. نمی دانم چرا به او اعتماد کردم و سیر و پیاز زندگی ام را برایش گفتم! شیفته حرف های احساسی و محبت هایش چند ماه بازیچه هوس بازی های این پسر جوان در محدوده همان فضای مجازی شدم.

 

می گفت به خواستگاری ام خواهد آمد اما در مدت کوتاهی فهمیدم او با اصرار به قرار ملاقات حضوری فقط در صدد سوء استفاده است. به این رابطه پایان دادم و با این شکست عاطفی، حسابی به هم ریخته بودم. احساس افسردگی شدیدی می کردم تا این که توسط یکی از دوستانم به مرکز مشاوره پلیس معرفی شدم. سرنوشت من در سراب ثروت سوخت. واقعا پول، خوشبختی نمی آورد و در زندگی عشق، محبت، معرفت و صداقت بزرگ ترین ثروت است.

 

منبع: روزنامه خراسان

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها
ناشناس 1398/04/06
خدایا اون کسایی که با احساسات بقیه بازی میکنن رو به راه راست هدایت کن ،،هدایت نمیشن ازصحنه روزگارمحوکن
علی 1398/04/06
در خونه مردم رو میزنی مردم هم در خونه شما رو میزنن این ضرب المثلی هستش که با دیگران بدی میکنی دیگران هم به تو بدی میکنن اون پسری که با احساسات یه دختر بازی میکنه شک نکیند همین بلا رو سرشون میارن
مهرانا 1398/04/06
خدایا زن های سرزمینم را آنچنان مغرور کن که هرگز ارزش خود را زیر پا نگذارند. خدایا مردهای سرزمینم را آنچنان مرد کن که غیرتشان اجازه ندهد یک زن مطلقه تنها و بی همسر بماند. به امید ایرانِ پاک.
ساحل 1398/04/06
بعضی مردان در منجلابی فرو رفتن که دیگه از توش بیرون نمیان
مونا 1398/04/06
هر زن توی رابطه اش برای ازدواج حتما باید خط قرمزهاشو مشخص کنه و روی اونا مصمم بمونه. مثلا بگید من تا قبل عقد یکسری کارها رو نمیکنم. اجازه ندید حریمتونو ناذیده بگیرند. اگر حریمی که تعیین کردید نادیده گرفت شماهم براحتی ازش بگذرید بره پی زندگیش. بعدشم اگه کسی واسه سواستفاده میاد جلو مشکل از فکر پلید خودشه نه زن و اونم خدا براش تلافی خواهد کرد. مردان باغیرت هم وجود دارند و طلاق آخر و پایان زندگی نیست. زندگی سختی داره ولی خداهم بزرگه
ناشناس 1398/04/07
احسنت به توشیرزن ایرانی که خودت وغرورت وشخصیتت روبازیچه هوسرانی نکردی پاک باش وپاک بمان که خدا ارحمرراحمین است گر زحکمت ببندت دری زرحمت گشاید در دیگری
ناشناس 1398/04/07
از خداوند متعال درخواست دلی آرام توام با شادمانی و بهترین آرزوها را دارم...انشالله
علی 1398/04/07
خدایا فساد را از سرزمینم دور کن
لیلا 1398/04/07
حرفی ندارم بگم
هما 1398/04/07
شرایط و وضعیتت درک میکنم ولی دنیا که به اخر نرسیده گوهر خود را مزن بر سر هر سنگ نالایق/ صبر کن تا پیدا شود گوهر شناس لایقی
Zahra 1398/04/08
زمین گرد هست، هرکی بدی کنه، بدی میبینه. غصه نخور. بازی کرد، بازیش میدن. این قانون کائنات هست. دلت آروم بگیره و زندگیت روبراه بشه الهی...

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.