2019/07/22
۱۳۹۸ دوشنبه ۳۱ تير
نرگس قربانی جنایت سیاه شوهر سابق
7 ماه از اسیدپاشی روی زن جوان می‌گذرد

نرگس قربانی جنایت سیاه شوهر سابق

وقتی به وزارتخانه رفتم، یکی از مسؤولانش گفت خانم، دکتر گزارش اسیدپاشی به دختر شما را دید و بعد روزنامه را کنار گذاشت. این کار انسانی است؟ خدا را خوش می آید، معاینه ساده هم نمی توانست انجام دهد؟

دوات آنلاین-«من و دخترم قسم خورده ایم گذشت نکنیم و تمام تلاشمان را برای قصاص دامادسابقم انجام خواهیم داد. درد و رنجی که دخترم تحمل کرد، او نیز باید تحمل کند.» مادر نرگس، قربانی  اسیدپاشی، درحالی مصرانه خواهان قصاص اسیدپاش است که هر دو چشم دخترش نابیناشده و پس از گذشت هفت ماه از وقوع حادثه، همچنان چشم انتظار تسریع در رسیدگی به پرونده و محاکمه مرد اسیدپاش در دادگاه است.

 

چند ماه از اسیدپاشی می گذرد، اما تمام وجود مادر نرگس درست مثل روز اولی که با او صحبت کردیم، گلوله آتش بود. اسید، گوشت صورت، لاله و نرمه گوش‌ها، انگشت ها، دستها تا آرنج و قفسه سینه اش را آب کرده است. جای شره کردن اسید روی دستها و آرنج مشخص است که نرگس خیلی سعی کرده مانع از ریخته شدن آن روی بقیه قسمت های بدنش شود، اما نتوانسته بود.

 

مادر در خانه راه می رفت و با ناراحتی از بدی روزگارش می گفت و نرگس ۲۷ ساله در سکوتش به روز حادثه فکر می کرد.

تهدید به اسیدپاشی

هشت سال پیش نرگس و مجید با وجود مخالفت های مادر، با هم ازدواج کردند. چند سال اول زندگی خوبی داشتند، اما با رفیق بازی و اعتیاد مجید، او دیگر آن مردی نبود که نرگس می خواست و تصمیم گرفت از او جدا شود و مجید هم مخالفتی نداشت.

 

نرگس بدون گرفتن مهریه از مجید جدا و قرار شد پس از جدایی، پسر هفت ساله شان سه روز نزد مادر و سه روز نزد پدرش باشد. دو ماه پس از جدایی، تصور ازدواج مجدد نرگس، خواب و خوراك را به مجید حرام کرد. با نرگس تماس گرفت و از او خواست دوباره با هم ازدواج کنند.

 

نرگس که تازه داشت طعم زندگی جدیدی را با پسرش می چشید، دست رد به سینه او زد. مجید که انتظار شنیدن «نه» را نداشت، نرگس را تهدید کرد که اگر برنگردد، با ماشین از روی او رد می شود یا رویش اسید می پاشد.

 

نرگس تهدیدهای مجید را جدی نگرفت و خودش هم قبول دارد بزرگ ترین اشتباهش همین بود. ۲۴ آبان سال گذشته، مجید تهدیدش را عملی کرد.

 

نرگس درباره آن روز به جام جم گفت: «در را که باز کردم، یك موتوری باکلاه کاسکت دیدم. تا مرا دید، سطل حاوی مایعی را روی صورتم خالی کرد. فهمیدم شوهرم است، چون هیچکس با ما دشمنی نداشت. صورتم به شدت سوخت و پس از آن با آمبولانس به بیمارستان منتقل شدم. در بیمارستان رسول اکرم (ص) چند عمل روی چشمانم انجام شد، اما پزشکان گفتند دیگر نمی شود کاری کرد. شوهر سابقم که هنوز در زندان است، چند بار تماس گرفت و خواست او را ببخشم، اما حاضر نشدم با او صحبت کنم. حتی گفته حاضر است با من ازدواج کند، اما نمی خواهم با چنین مرد خطرناکی دوباره زندگی کنم.»

 

یک نفر از مسؤولان هم حالم را نپرسید

دل نرگس از بی مهری مسؤولان پر است. از این که چرا مسؤولان به سهیلا جورکش و آمنه بهرامی دو نفر از قربانیان اسیدپاشی توجه کردند، اما هیچ کس صدای او را نشنید. نرگس ادامه داد: «از روزی که در بیمارستان بستری شدم، حتى یك نفر هم نیامد حالم را بپرسد. هر کمکی تا الان دریافت کرده ایم، از طرف مردم و خیران بوده است. حتی هزینه های جاری زندگی مان هم توسط مردم تامین می شود. با این گرانی ها در حد توان خود کمک می کنند، اما کافی نیست و مخارج سرسام آور جراحی هایم تامین نمی شود. روز اول حادثه که شما با من مصاحبه کردید، از طریق روزنامه شما از دکترهاشمی، وزیر پیشین بهداشت خواهش کردم چشمانم را معاینه کند، اما توجهی به خواسته ام نکرد.

 

نرگس از این موضوع هم ناراحت بود که با وجود گذشت هفت ماه از حادثه حتى یك بار هم دادگاه تشکیل نشده است: مگر قوه قضاییه اعلام نکرده بود که به چنین پرونده هایی خارج از نوبت رسیدگی می شود، پس چه شد؟!»

 

وزیر، روزنامه را کنار گذاشت

مادر نرگس هم مثل دخترش از بی توجهی مسؤولان به وضعیت شان به شدت ناراحت بود و گفت: «وقتی روزنامه چاپ شد، از وزارت بهداشت درخواست کمک کردیم. وقتی به وزارتخانه رفتم، یکی از مسؤولانش گفت خانم، دکتر گزارش اسیدپاشی به دختر شما را دید و بعد روزنامه را کنار گذاشت. این کار انسانی است؟ خدا را خوش می آید، معاینه ساده هم نمی توانست انجام دهد؟ »

 

مادر با بغضی که گلویش را فشار میداد، رئیس قوه قضاییه را خطاب قرار داد و گفت: همین یك اولاد را دارم که یك نامرد این بلا را سرش آورد. با بدبختی این دختر را بدون پدر بزرگ کردم. آقای رئیسی از شما خواهش میکنم متهم را زودتر مجازات کنید. تا او را قصاص نکنم، دل سوخته ام آرام نمی شود.»

 

مادر با سوز دل و اشك چشمانش گفت یك كلینیك چشم پزشکی معروف در شیراز وجود دارد که می گویند یکی از چشم پزشکانش بسیار متبحر است و می تواند بینایی نرگس را برگرداند. مادر حتی حاضر است یك چشمش را به دخترش اهدا کند تا نرگس و پسرش بتوانند همدیگر را ببینند و برای هم بی تابی نکنند.

 

حالا نرگس منتظر توجه مسؤولان است تا در کنار رسیدن به حقش برای مجازات مرد اسیدپاش، بتواند دوباره بینایی اش را پیدا کند.

 

منبع: جام جم

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.