2019/09/22
۱۳۹۸ يکشنبه ۳۱ شهريور
دردسرهای ازدواج با زن شیک پوش

دردسرهای ازدواج با زن شیک پوش

او لباس‌هایش را بیشتر از من و زندگی‌مان دوست دارد.

دوات آنلاین-شیک پوشی زن جوان، زندگی مشترکش را تحت تاثیر قرار داد و در نهایت پای او را به دادگاه خانواده تهران باز کرد.

 

شوهر این زن از این که همسرش همیشه لباس های مارک دار و شیک می پوشید، شاکی بود و آنقدر سر این موضوع جنجال کرد که زندگی شان به یکی از پرونده های طلاق در دادگاه خانواده تبدیل شد.

 

زن جوان درباره علت درخواست طلاقشان به قاضی گفت: 8 ماه پیش ازدواج کردم.ولی در این مدت همیشه در رنج و عذاب بودم. شوهرم به خاطر یک مساله پیش پا افتاده هر روز جنجال راه می انداخت و آزارم میداد. من همیشه دوست دارم شیک پوش باشم و لباس های خوب بپوشم. حتی وقتی به یک مهمانی ساده هم می روم دلم می خواهد خوش لباس باشم.این اخلاق از بچگی با من بوده و همیشه از این موضوع لذت می بردم تا این که زندگی مشترکم با سلیمان آغاز شد. از همان روزهای اول سلیمان شروع به غر زدن در باره لباس هایم کرد. هربار می خواستیم جایی برویم، باید یک دعوای مفصل با او می کردم که چرا این قدر به لباس هایم اهمیت میدهم و شیک می پوشم. در این مدت خیلی سعی کردم با او صحبت کنم تا به این اخلاقم عادت کند. با خودم گفتم با گذشت زمان این مساله برایش بی اهمیت می شود، اما هرچه گذشت سلیمان بدتر شد. این چند ماه اخیر دیگر هر روز و هر شب سر این موضوع با هم دعوا داشتیم و قهر بودیم. دیگر خسته شده ام. مگر لباس شیک پوشیدن چه عیبی دارد که زندگی مشترکمان باید تحت تاثیرش قرار بگیرد و تا این اندازه تلخ شود. برای همین دیگرنمی خواهم در کنار این مرد زندگی کنم.

 

در ادامه شوهر این زن نیز به قاضی گفت: آقای قاضی هر بار که می خواهیم حتی سر کوچه هم برویم باید دو ساعت منتظر بمانیم تا نغمه آماده شود وقتی خانه مادر خودش هم دعوت می شویم، می رود و لباس می خرد. کلی به خودش می رسد. تیپ میزند و لباس ها و کفش های مارک دار می پوشد.آن هم برای دو ساعت مهمانی در خانه مادرش؛ من هم حوصله این کارها را ندارم.

 

بارها سر این موضوع با او دعوا کرده ام. به او می گویم حداقل مهمانی های ساده یا بیرون رفتن هایمان را کمی آسان تر بگیر و راحت تر لباس بپوش. چرا همیشه جوری از خانه بیرون میروی که انگار می خواهی به عروسی بروی. ولی گوشش بدهکار نیست. از این کارش خیلی خسته شده ام. از بس منتظرش ماندم تا آماده شود و از بس پول لباس، کیف و کفش داده است که زندگیمان تحت تاثیر این موضوع قرار گرفته و دیگر نمی توانم تحمل کنم. ما با هم تفاهم نداریم. او سر ساده ترین موضوع هم با من لجبازی می کند و به حرفم گوش نمی دهد. برای همین دیگر نمی خواهم در کنار این زن خودخواه زندگی کنم. او لباس‌هایش را بیشتر از من و زندگی‌مان دوست دارد.

 

در پایان نیز قاضی سعی کرد این زوج را از جدایی منصرف کند و رسیدگی به این پرونده را به جلسه آینده موکول کرد.

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها
ناشناس 1398/03/18
سایت خوبی دارید امیدوارم که موفق باشید

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.