2019/06/20
۱۳۹۸ پنج شنبه ۳۰ خرداد
زن‌ متاهل در تله شیطان

زن‌ متاهل در تله شیطان

با احوالپرسی های ساده کم کم بهش وابسته شدم چون خیلی مهربون و با احساس بود. بنظرم من مقصر نبودم چون شوهرم شب و روزش شده بود کار. اصلا به خواسته های من توجهی نداشت.

دوات آنلاین-خانمی توسط دوستش به مرکز مشاوره پلیس ایلام مراجعه کرد ،خیلی آشفته وپریشان بود ،دستانش می لرزید اشک در چشمانش جمع شده بود. مرتب می گفت : منو تهدید می کنه  ،خیلی می ترسم، خواستم خودمو بکشم، اما دوستم اجازه نداد تو رو خدا کمک کنین، منو از این وضعیت نجات بدید واقعا سردرگمم، نمی دونم چکار کنم .

 

او را دعوت به آرامش کردم، ازش خواستم موضوع رو به صورت واضح بیان کند ،تا بتونیم بهش کمک کنیم .کم کم بغضی را که در گلویش گیر کرده بود شکست ،اشک از چشمانش سرازیر شد،گفت  8 سالی میشه ازدواج کردم دو تا بچه دارم در کل زندگیم بد نبود .

 

سرگرم زندگی ورسیدگی به امور بچه هام بودم که یه دفعه زندگیم را خودم خراب کردم ،شوهرم تا دیر وقت سرکار بود ،شب هم میومد خونه خسته وکوفته  حوصله شلوغی بچه هارونداشت ، زیاد اهل معاشرت نبود وقتی برای ما نمی گذاشت خلاصه تموم زندگیش........ شده بود کار منم به این وضعیت عادت کرده بودم.

 

 به همین دلیل برای اینکه حوصله  بچه هام سر نره ،برای تغییر وضعیت روحی خودم وبچه ها بعضی اوقات اونا رو بیرون می بردم که حال وهوایی عوض کنن ،.از شوهرم خواستم ماشین را به من بدهد که به امور زندگی برسم اونم قبول کرد .

 

یه روز تو خیابون بودم که ماشینم خراب شد با بدبختی خودمو رسوندم تعمیرگاه ،صاحب تعمیرگاه  فرد دلسوز ومهربونی بود خیلی سرش شلوغ بود ولی گفت چون شما خانومی دوست ندارم زیاد معطل بشید، زود ماشینو درست کرد وبابت تعمیر هم مبلغی ازم نگرفت کارتشو بهم داد وگفت بعد از این اگه مشکلی پیش اومد بیا پیش خودم سریع کارتو راه بندازم .

 

هرچی اصرار کردم که هزینه تعمیر ماشینو بگیره قبول نکرد منم ازش تشکر کردم ورفتم خونه ،دوستم  آژانس داشت بهش گفتم هروقت ماشین خودت یا دوستات خراب شد من یه تعمیرکار ماهرو می شناسم ،میتونین برین پیش اون،اونم استقبال کرد وگفت: ماشین من یه تعمیر درست وحسابی می خواد.

 

با هم راهی شدیم تا تعمیرگاه، مثل قبل خیلی ما رو تحویل گرفت و ازم تشکر کرد که آدرسشو به دوستام دادم.بهم گفت شماره منو داشته باش اگه مشکلی پیش اومد با من در تماس باش ،منم اعتماد کردم وشماره خودمو بهش دادم خلاصه  شماره همدیگه رو یادداشت کردیم ،بعد مدتی باهام تماس می گرفت در حد یه احوالپرسی ساده و تعریف و تمجید از من .....می گفت باور کنین من مزاحم نیستم.

 

 خیلی از ظاهرش خوشم اومد. با این احوالپرسی های ساده کم کم بهش وابسته شدم چون خیلی مهربون  و با احساس بود.  بنظرم من مقصر نبودم چون شوهرم شب و روزش شده بود کار. اصلا به خواسته های من توجهی نداشت.

 

 زندگیم خیلی تکراری شده بود صبح می رفت، شبم برمی گشت خسته وکوفته اصلا انگار نه انگار که من نیاز به همدم دارم نیاز به کسی دارم باهاش صحبت کنم،کلافه شده بودم از این وضعیت ،شوهرم از من وبچه هام بی خبر، اصلا نمی‌دونست روزمونو چه جوری سپری می کنیم.

 

بیشتر از اینکه به من وبچه هام علاقه داشته باشه واهمیت بده ،به کارش اهمیت می داد ،منم وقت خودمو با دوستام سپری می کردم ، تماس  واحوالپرسی های تعمیرکار ادامه داشت  با صحبت هاش آرامش عجیبی به من می داد که شوهرم به اون بی توجه بود .

 

می خواستم دو کلام باهاش صحبت کنم می گفت خسته ام. نکنه می خوای رمان تعریف کنی؟ در عوض تعمیر کار هرروز با من تماس می گرفت وجویای حالم بود،کمبود محبت وبی توجهی همسرم باعث  شدعلاقه من به تعمیر کار بیشتر بشه ،اگر روزی تماس نمی گرفت نگرانش می شدم ،چون مونس تنهایی من بود .

 

 خیلی راحت مشکلاتمو بهش می گفتم ،چون به صحبتام گوش می داد،  دوستم از علاقه من با خبر شده بود ومی دونست چقدر به تعمیرکار وابسته شدم ،مدتی  بابت این رفتارام منو سرزنش کرد اما فایده ای نداشت.

 

چون جریان زندگی منو میدونست، خیلی با دوستم راحت بودم ازش خواستم خونشو برا یه روز به من بده تا با تعمیر کار ملاقات حضوری داشته باشم ویه مهمونی مفصل راه بندازم شاید بتونم گوشه ای از خوبیاشو جبران کنم ،روز مهمونی رسید تعمیرکار اومد خونه ،منم یه سفره رنگین آماده کرده بودم.

 

اونم خیلی خوشحال واز سلیقه من تعریف وتمجید کرد وگفت: دوست دارم از این سفره وغذاهای متنوع یه فیلم بگیرم منم با کمال میل قبول کردم خیلی هم خوشحال شدم که نظرشو جلب کردم اما غافل از اینکه او از خودم ،خونه، همه چی........ فیلم گرفته بود.

 

 چندروز گذشت ....تا اینکه مثل همیشه تماس گرفت وگفت باید هروقت هرپیشنهادی بهت دادم قبول کنی، گفتم چرا؟ گفت اگه شوهرت فیلم مهمونی ما رو ببینه جالبه ....نه! من ساده دنیا رو سرم خراب شد فهمیدم خودمو تو تله شیطان گرفتار کردم و راه برگشتی ندارمودارم تاوان خیانت به همسرمو پس میدم.و زیر لب زمزمه می کردم ای کاش اسیر این احساسات زود گذر نشده بودم . ای کاش ...........

 

تنها راه نجاتمو خودکشی می دونستم ، حتی وسایل خودکشی رو آماده کردم ،هم برای رهایی از تهدید وهم چه جوری تو چشای شوهرم نگاه کنم . با خودم گفتم بهترین را خودکشیه. تو این دوراهی وفکرای آشفته بودم که دوستم باهام تماس گرفت . همه جریانو براش توضیح دادم دوستم خیلی سریع اومد پیشمو به من دلداری داد که خودکشی نکنم ومنو به مرکز مشاوره آورد که چه جوری از شر تهدیدا خلاص بشم .........

 

نظریه کارشناس

خیانت در زناشویی یا عهد شکنی را می توان یکی از پیچیده ترین وآسیب زا ترین مشکلات عاطفی بین زوجین دانست خیانت عملی غیر­انطباقی و رفتاری مختل، آسیب خورده و بیمار­گونه به شمار می­ آید و فردی که اقدام به چنین کاری می کند، از لحاظ رفتاری آسیب خورده وبیمار است.

 

 خانواده یک نهاد مقدس است ،ازدواج وتشکیل زندگی دارای جایگاه ویژه ای است  متاسفانه  در این مورد، شاهد زیر پا گذاشتن این تعهد از جانب یکی از زوجین هستیم که به  از هم پاشیدگی ارکان زندگی می انجامد وخیانت از یک رابطه عشقی شروع شده و انگیزه اصلی آن افزایش اعتماد بنفس فرد بوده اما بطور کاذب، این خانم به  علت کمبود محبت وعشق ورزی  از طرف همسرش  این نوع رابطه پنهانی را ادامه داده و در ابتدا از یک صحبت کوتاه آغاز شده و به تدریح به یک رابطه عمیق و شدید بدل می شود.

 

در پایان نیز چیزی جز ندامت و از هم پاشیدن زندگی فرد ثمری در پی نداشته و شهوت کورکورانه سبب شده که  عشق بصورت وسواسی، غیرواقعی، آتشین و بی پروا نمود پیدا کند. فرد به خاطر این عشق خود را به مخاطره انداخته وسردی روابط ،خلاء های عاطفی بین زوجین وبرآورده نشدن نیازها وانتظارات زوجین وعدم پاسخگویی به نیازهای عاطفی وجنسی یکدیگر در بروز خیانت دخیل اندچون خیانت یک هشدار وزنگ خطری است که به زوجین می گوید جایی در رابطه مشترکتان دچار لغزش شده اید مانند این مورد که در زمان مناسب به این لغزش نپرداخته و آن را درست مدیریت نکرده، اکنون این رابطه با چالشی به نام خیانت مواجه شده است.. عمده ترین عواملی که باعث می شود تا یک زن به جریان بی وفایی و خیانت وارد شود:

 

1- ناآگاهی از متأهل بودن فرد اقدام کننده به سر انجام  بی وفایی و خیانت

 

2- نیاز عاطفی

 

3- کمبود مهر و عشق ورزی

 

4- امید برای دسترسی به یک زندگی خوب و سعادتمند

 

5- کمبود یکی به عنوان تکیه گاه

 

6- نیاز های اقتصادی و برآورده نشدن نیازهای جنسی

 

7-انتقام گرفتن واحساس ناامنی در رابطه

 

8-داشتن انتظارات ورفتارهای غیر معقول

 

9-سردی روابط بین زوجین (روابط محبت آمیز ،عاطفی وهیجانی )کم شود.

 

یادآوری این نکته که هیچ وقت برای جبران اشتباه دیر نیست از همین حالا سعی کنید از این اشتباه دوری کنید ورابطه خود را با همسرتان بهبود بخشیدوسیستم مشوش خانواده را به سطح ثبات برسانید امیدتان را برای بازگشت به روزهای عادی زندگی از دست ندهید وبدانید که هیچ مشکل وگرفتاری نیست که با نزدیکی به خدا وتقرب او حل نشود و در نظر داشته باشید که مهمترین نیازهای عاطفی همسرتان را برطرف کنید. در مورد زنان نیاز به صحبت، حمایت مالی و عهد خانوادگی باید مورد توجه قرار گیرد. در مورد مردان نیز نیازهای جنسی،مفرح،جلب توجه و تعریف و تمجید نیز مهم است.#

 

تهیه و تنظیم: سمیه فرامرزی، کارشناس مرکز مشاوره آرامش انتظامی ایلام

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.