2019/06/20
۱۳۹۸ پنج شنبه ۳۰ خرداد
ماجرای سیاه رابطه با زن متاهل

ماجرای سیاه رابطه با زن متاهل

متهم: زندگی مخفیانه ما وضعیت بدی را درست کرده‌ بود. من آمده‌ام تا مجازاتم را تحمل کنم و دوباره به زندگی عادی برگردم و با زیبا زندگی خوبی را ادامه دهم.

دوات آنلاین-مرد متاهل که به دلیل رابطه نامشروع  با زنی تحت تعقیب ماموران بودند بعد از 3 سال خود را به دادگاه معرفی کرد و گفت که دیگر نمی خواهد زندگی مخفیانه داشته باشد.

 

به گزارش دوات آنلاین این مرد جوان سه سال قبل در پی شکایت فردی تحت تعقیب پلیس قرار گرفت. مرد شاکی در شکایت خود گفت: همسرم با مردی جوان رابطه برقرار کرده‌ و فیلم این رابطه هم موجود است.

 

او گفت: چند روز قبل پسرم فیلمی به من نشان داد که در آن همسرم را با مردی غریبه دیدم. این فیلم در گوشی تلفن همراه همسرم بود. وقتی از همسرم پرسیدم این فرد کیست حرفی به من نزد و ما با هم درگیر شدیم صبح که بیدار شدم همسرم در خانه نبود.

 

این مرد ابتدا از هر دو نفر شکایت کرد اما بعد از همسرش اعلام گذشت کرد و خواهان مجازات مرد شد. او گفت: من همسرم را دوست دارم و اگر برگردد با او زندگی می کنم و دلم نمی‌خواهد ترکش کنم.

 

مدتی بعد از این شکایت مرد شاکی به دلیل ابتلا به بیماری سرطان جان خود را از دست داد اما همچنان پلیس به دنبال دستگیری متهم بود تا این که در نهایت او هفته جاری خود را تسلیم شعبه 10 دادگاه کیفری استان تهران کرد.

 

متهم گفت: دو ساله بودم که مادرم فوت شد و پدرم با زن دیگری ازدواج کرد. ما 6 برادر بودیم نامادری‌ام زن بداخلاقی بود و همه ما را اذیت می‌کرد وقتی بزرگ شدیم دیگر حریف ما نمی‌شد. کم‌کم زیر گوش پدرم خواند که باید این پسرها از خانه بروند. پدرم راضی نمی‌شد. نامادری‌ام تصمیم گرفت به من زن بدهد. بزرگترها خودشان ازدواج کرده‌ بودند اما ما سه بچه کوچک در سن 16 یا 17 سالگی به اصرار نامادری‌مان ازدواج کردیم. من نمی‌دانستم چه کاری انجام می‌دهم. تا چشم باز کردم دو بچه داشتم اما رابطه‌ام با همسرم کاملا سرد بود. ما مدتها بود که هیچ رابطه‌ای با هم نداشتیم. تا اینکه با زیبا آشنا شدم متوجه شدم او هم مشکلات شدیدی با شوهرش دارد می‌گفت شوهرش دچار مشکلات مالی شده و چندان به او توجه ندارد و چندین سال است که مثل یک هم خانه با شوهرش زندگی می‌کند. مشکلاتی که داشتیم باعث شد تا به هم نزدیک شویم. زیبا و من وقتی که با هم بودیم فیلم می‌گرفتیم تا در تنهایی تماشا کنیم. البته من احساس خطر کرده‌ بودم و هربار فیلمی که در گوشی زیبا بود پاک می‌کردم.

 

در آخرین دیدار بعد از اینکه فیلم زیبا را پاک کردم او گوشی من را برداشته و دوباره فیلم را برای خودش فرستاده بود. شب در خانه پسرش گوشی مادرش را برداشته و اتفاقی فیلم را دیده و به پدرش هم نشان داده بود و مرد هم از من شکایت کردم. شوهرزیبا برخورد تندی با زیبا کرده‌ بود وقتی موضوع را به من گفت فرار کردیم. همه چیز خراب شد همسرم به خانه پدرش رفت و من آواره شدم تا اینکه یک سال قبل متوجه شدیم شوهر زیبا فوت کرده‌ا ست. این خبر هردوی ما را خیلی ناراحت کرد. زیبا دو فرزند داشت که هر دو بزرگ هستند و حالا با عمویشان زندگی می‌کنند. ما هر دو می‌دانیم اشتباه کردیم اما مقصر اصلی نامادری من است که من را در کودکی زن داد و البته شوهر زیبا که اصلا به او اهمیت نمی‌داد. من در این مدت با زیبا ازدواج کرده‌ام و بچه‌هایم هم پیش زیبا هستند اما همه چیز خراب شده‌ است.

 

زندگی مخفیانه ما وضعیت بدی را درست کرده‌ بود. من آمده‌ام تا مجازاتم را تحمل کنم و دوباره به زندگی عادی برگردم و با زیبا زندگی خوبی را ادامه دهم.

 

بعد از گفته‌های متهم قرار بازداشت او صادر شد و تحقیقات از وی ادامه دارد.

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.