2019/06/20
۱۳۹۸ پنج شنبه ۳۰ خرداد
تکاندهنده؛ مدلینگ برهنه در تهران

تکاندهنده؛ مدلینگ برهنه در تهران

این گفت وگو می توانست بین دختری نوجوان و کم تجربه و این کلاش وقیح برگزار و قرار و مدار کار به راحتی انجام شود،...

دوات آنلاین-تکان دهنده بود. صراحتی که روبه روی چشم من ایستاده بود و به وقاحت می گرایید. حتما شما هم اگر ببینیدش مدتی طول می کشد باور کنید. البته اصل ماجرا را نمی گویم که خب می دانم و می دانید که هیچ کم نیست و هر روز هم رشد قارچ گونه ای را تجربه می کند. باورناپذیری ماجرا از این رو بود که با این آینه وقاحت به صورت کاملا رسمی و از مجرایی معروف روبه رویم بود. آگهی در سایت آگهی های رایگان منتشر شده بود. در متن آگهی می خوانیم: «برای عکاسی مدلینگ بدون چهره درشاخه نود(Nude) و فانتزی و بی دی اس ام نیاز به هنرجوی خانم مجرد یا متاهل علاقه مند به هنر مدرن دارم. بدون محدودیت سنی کار کاملا هنری و به صورت آموزشی است، ولی خانم های مستعد به پروژه های مختلف معرفی خواهند شد. در ضمن امکان برگزاری جلسه آموزشی و عکاسی تو منزل خودتون هم هست و همراه آگهی، آی دی تلگرام را هم قید کرده تا هرکس خواست از این طریق پیام بفرستد.

 

(نود به معنی برهنه است و بی‌دی‌اس‌ام هم نوعی تمایل غیرطبیعی در روابط جنسی) خب معلوم است فوری به آدرس مربوطه پیغام فرستادیم که ماهستیم، فقط باید نقش دختری را بازی می کردیم که از همه جا بی خبر است و سریع می تواند اغفال شود، نتیجه حیرت آور است برای این که چنین وقاحتی را کاملا عریان پیش رویتان قرار داده باشیم، بخش هایی از گفت وگوی پنهان مان با این آقای به ظاهر عکاس هنری را عینانقل خواهیم کرد.

 

می‌گویم برای آگهی تان مزاحم شده ام. فقط چند ثانیه طول می کشد تا می نویسد: سلام در خدمتم . سرعت در پاسخگویی اش طوری است انگار کمین کرده باشد در مسیر شکارهایش.

 

ابتدا از شرایط کار می پرسم، از این که چقدر زمان می برد و چقدر می شود روی درآمدش حساب کرد: «از زمان زیادی نمیگیرد. درآمد دارد اما بعد معرفیت به پروژه.»

 

پاسخ سوال بعدی را که می دهد بیش از پیش مطمئن می شوم که پروژهای در کار نیست: خب چه تضمینی هست برای پروژه های بعدی:«تضمین نیاز نیس که من دارم به شما یاد میدم که كاركنین خب»

 

مزون؟ نه، کار برهنه است!

شاید کمی به من شك كرده باشد از این که آن قدر جسورانه وارد گفت وگو شده ام و سوال هایم به جای این که درباره نوع عکاسی باشد درباره جزئیات درآمد و میزان ساعت کار و اینهاست. پس از اینکه می پرسم: «پروژه های بعدی با خودتونه یا معرفی می شم به کسی دیگه؟» تردیدش بیشتر می شود که سوالم را با سوال جواب می دهد:«البته کار من عکاسی برهنه هست، آگهی رو خوندی که؟»

 

 پیش خودم فکر می کنم باید گفت وگو را حساب شده تر پیش ببرم تا همه سوال هایی را که این گزارش به پاسخ شان نیاز دارد پیدا کنم. از همان ابتدا حواسم را جمع کرده ام که جملاتم، گزاره های شسته رفته یك روزنامه نگار نباشد؛ مثلا سعی کرده ام نیم فاصله ها را رعایت نکنم، برای الف هایی که کلاه می خواهند کلاه نگذارم، از علائمی مثل علامت سوال و نقطه ویرگول و اینها کمتر استفاده کنم و...، از این ملاحظات فراتر می روم و می پرسم: ببخشید انقدر سوال می پرسما میدونی که تو ایران یه کارایی سخت و پیچیده س.

 

کمی ژست اپوزیسیون گرفتن شاید افاقه کند بعد باید با وجود این که در متن آگهی قید شده که از چهره افراد عکس نمی گیرند با تاکید بپرسم که آیا از چهره ام صیانت می شود یا نه؟ این طوری کمی مطمئن تر و حواس جمع تر به نظر می رسم و در نتیجه باورپذیرتر، اما طرف مقابل وقیح تر از این حرف هاست و همه مناسبات گفت وگو را این طور به هم میزند:« نه چهره نیست، کار برهنه‌س»

 

خودم را کمی نگران نشان می دهم که شك نكند و می پرسم: من فکر می کنم به مزون ها و اینا معرفی بشم بعدش. این کار لباس و آرایش که گفتی تو همین فازهاست؟ اینها را می پرسم که فکر کند راضی نیستم به عکاسی برهنه، اما بزرگوار اصرار دارد و می گوید با لباس هم می شود و البته فقط با لباس زیر.

 

می گوید زیاد هم پیشنهاد دارد برای عکاسی نیمه برهنه. نهایتا هم برای این که برای همان گزینه مورد علاقه خودش راغبم کند می گوید این دومی درآمدش خوب نیست و بهتر است به همان گزینه اول فکر کنم!

 

پروژه ای در کار نیست. مزونی در کار نیست. مدلینگ لباسی در کار نیست. اصلا لباسی در کار نیست! خیلی با این که خودم را کامل ببازم فاصله ندارم. با این که پیش بینی کرده ام وارد پروسه ای کاملا منحط و وقیحانه شده ام و انتظارهرحرفی را باید می داشتم، اما اشمئزاز رهایم نمی کند، می خواهم بروم دستشویی و لجنی را که این گفت وگو در ذهنم ته نشین کرده بالا بیاورم. اما من می خواهم به ماجرای این گروه های کثیف را دربیاورم: شاید با انتشار این گزارش، چند دختر جوان کمتر به چنین ورطه ای بیفتند.

 

کار کجا انجام می شود؟

در آگهی قید شده که حتی آقای عکاس در محل شما هم می تواند حاضر شود! لطف می کنند واقعا! منت می گذارند می پرسم کار کجا انجام می شود؟ حالا یا برای این که من زودتر به دام بیندازد یا برای دلایلی دیگر می گوید جایی برای عکاسی گرفته اما فردا باید تحویلش بدهد و بعد مکان دیگری را معرفی می کند قبلا هم شنیده ام که اینها کارشان را یكجا انجام نمی دهند ومدام محل شان را عوض می کنند، به خاطر ملاحظات امنیتی کارشان.

 

اینها واقعاعکاس هستند؟

خودم را زده ام به کوچه علی چپ و ادای کسی را در می آورم که خیالش راحت شده است. راحت از این بابت که می داند عکسی از چهره‌اش منتشر نخواهد شد و باقی ماجراها برایش چندان مساله ای نیست البته تا همین جا هم مطمئن شده ام علاقه مندی به هنر مدرن و عکاسی و کار هنری و اینها همه پوششی است که در این رابطه برای اغفال دختران به کار برده می شود، اما خب هر جمله که پاسخم را می دهد مطمئن ترم می کند. مثل همین خیالت راحت برهنه فقط خودم کار می کنم. و اونم فقط با یه نفر می‌خوام کار کنم. من دارم واسه دل خودم عکس می گیرم بیای ببینی متوجه میشی. دنبال یه آدم راحت همیشگیم فقط که خودم اتودامو بزنم

 

چقدر کاسب می شویم؟

می گویند پیوستن به این گونه مدلینگ، بسیار درآمد زاست از همین رو وقتی می پرسم چقدر می توانم رو درآمد ماجرا حساب کنم، ابتدا طفره می رود و می گوید آرام آرام می توانم به درآمد خوب فکر کنم، آرام آرام وقتی رزومه‌ام بالاتر برود. کدام رزومه؟

 

اصرار می کنم تا به رقمی مشخص یا دست کم حدودی برسم می گوید فوقش هر پروژه30-40. اول فکر می کنم این برای یك روز درآمد مناسبی است اما وقتی می پرسم منظورش از پروژه چیست می گوید: 200 عکس می گیرم و این می شود یروژه. خب برای ثبت این همه عکس یک روز کافی نیست کدام پروژه؟ کدام کشک؟

 

این آگهی رسمی است؟

هنوز یکی از مهم ترین سوال ها در این رابطه این است که چطور این آقا توانسته آگهی اش را که آشکارا با همه موازین ممکن نه فقط در کشور اسلامی ما بلکه حتی در بسیاری از کشورهای غیرمسلمان هم مغایرت دارد منتشر کند.

 

همین را سعی میکنم طوری که مشكوک نشود بپرسم: یه چیز دیگه. راستش چون آگهی رو توی دیوار دیدم یه کوچولو ترس دارم دیگه. میخوام بدونم دردسر نمیشه مثلا پای پلیس و اینا بیاد وسط چند ماه پیش یه مورد بود دوستم همینجوری درگیر شد. یه مقدار استرس دارم. البته دوستی که می گویم خیالی است. می خواهم هراسم را باور کند و پاسخ قانع کننده‌ای بدهد. پاسخی که از لابه لای آن، بفهمم  چطور می شود چنین آگهی هایی را منتشر کرد. پاسخش چیزی را عوض نمی کنند:« چون این آگهی رسمی نیست دیگه خودت بهتر میدونی شرایط چیه» بله، همین است. رسمی نیست. اما وقتش رسیده که در این باره تمهیدی اساسی اندیشیده شود.

 

عکس‌ها را  چه می‌کنند؟

از جایی به بعد پاسخ هایش برایم صرفا جنبه جمع آوری داده دارد. می دانم که نه مدلینگی در کار است، نه شغلی و نه کشکی... بدیهی است همه اش نمایشی پوچ و مبتنی بر شهوت‌رانی است. با این حال می پرسم تا ببینم با چه پوشش هایی اینها می توانند دختران را به لانه هایشان بکشانند. می گوید برای این که به پروژه های بعدی معرفی شوم باید آموزش ببینم. درباره جزئیات این آموزش چیزی نمی گوید و موکولش می کند به این که بروم و کار را شروع کنم. دوباره کمی لازم است اعتمادسازی کنم و خودم را به سادگی بزنم می پرسم: یعنی جایی چاپ نمیشن

 

می گوید؛بهترین عکس هام که میشه پنج تا عکس از 200 تا رو فقط تو نمایشگاه عکس اروپایی میذارم که باز اونم چهره ندارد۔

 

سر آخر می‌خواهد از خودم برایش عکس بفرستم. قولش را می دهم و وقتی می خواهم تا فکر کنم، اما مدام اصرار می کند که وقت کم است و باید زودتر تصمیمم را بگیرم:« نمیخوای تو فكر کردن کمکت کنم؟

 

- چطور کمک کنی؟

 

-ببین اولین چیزی که باید بهش فکر کنی اینه که تو قراره پیش من بدون لباس باشی ،

 

-من اولین کسی ام که میام باهات اوکی می‌شم یا قبل من با کس دیگه هم بودی؟

 

اولین نفری. هرکس که پیام داده یا نود نمیدونست چیه، یا فحش داده.

 

فحش نمی دهم، بلاکش میکنم و آب دهانم را قورت می دهم، چه خبر است؟ این گفت وگو می توانست بین دختری نوجوان و کم تجربه و این کلاش وقیح برگزار و قرار و مدار کار به راحتی انجام شود، دود از سرم بلند می شود و تا مدت ها توی تحریریه می نشینم و نمی توانم به چیزی فکر کنم.

 

منبع: جام جم

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.