2019/06/20
۱۳۹۸ پنج شنبه ۳۰ خرداد
شاخ‌های اینستاگرام در دام شیطانی

شاخ‌های اینستاگرام در دام شیطانی

نتوانستم در برابر خواسته شوم آنها مقاومت کنم. آنها نیمه های شب مرا در خیابانی پیاده کرده و فرار کردند.

دوات آنلاین-اگر به صفحات فارسی که در اینستاگرام باز می شود سرب زنید محال است با انبوه صفحات مربوط به دختران جوانی که خود را فعال در زمینه مدلینگ و میکاپ آرتیست و عکاس معرفی کرده اند، روبه رو نشوید. دخترانی که حجم بالای دنبال کننده را از راه انتشار تصاویر و فیلم های مربوط به زندگی خصوصی شان به دست می آورند و به قول خودشان از این راه نان می خورند. عکس بیشتر، دنبال کننده بیشتر و مخاطب بیشتر و درآمد بیشتر.

 

در ظاهر کسب و کار بی زحمتی است. در خانه می نشینی و با انتشار تصاویر و فیلم های خصوصی و شخصی خودت دنبال کننده جمع می کنی. اما چطور می شود که پای خانم های مدل اینستاگرامی به اداره شانزدهم پلیس آگاهی باز می شود؟ برای پاسخ به این پرسش ابتدا یکی از پرونده ها را مرور می کنیم.

 

همه چیز با یك پیام خصوصی در اینستاگرام شروع شد. فردی با خانم مدل مورد نظر ما تماس می گیرد و خود را مدیریت شرکت تبلیغاتی معرفی می کند که در کار تولید فیلم و تیزر تبلیغاتی فعالیت دارد و ادعا می کند چهره این خانم را برای همکاری پسندیده است و نمونه عکس برای خانم می فرستد که آیا توانایی گرفتن چنین ژست هایی را دارد و دختر جوان نیز با اطمینان توانایی و موافقت خود را اعلام می کند و بعد از کلی چانه زنی بر سر هزینه همکاری به توافق می رسند و برای مشاهده محل فیلمبرداری قرار می گذارند. بدون کوچک‌ترین بررسی که آیا ردی در دنیای واقعی از ادعاهای اعلامی از سوی فرد تماس گیرنده وجود دارد یا نه، خانم مدل، لسرمست از قابلیت خود و تشنه کسب درآمد بیشتر از راه قیافه و صورت، راهی محل قرار می شود و چیزی که در نهایت رخ می دهد سوء استفاده از دختر جوان توسط چند جوان قهوه خانه نشین است.

 

یکی از طعمه های اعضای این باند درباره روز حادثه می گوید: قرار بود راننده شرکت دنبالم بیاید. در میانه راه او مقابل پای پسر جوانی توقف کرد. می گفت یکی از همکاران شرکت است. به موضوع شك نكردم. به سمت جنوب تهران رفت و در یك لحظه همه چیز تغییر کرد. برق چاقو به چشمم زد و صدایی خشن که می‌خواست مقاومت نکنم. به جای شرکت فیلمسازی به بیابان های اطراف تهران رفتیم و نتوانستم در برابر خواسته شوم آنها مقاومت کنم. آنها نیمه های شب مرا در خیابانی پیاده کرده و فرار کردند. 

 

اینجا همه چیز مجازی است و اگر حواست را جمع نکنی مدیر شرکت تبلیغاتی جوان بیکار قهوه خانه نشین از کار در می آید. افراد بیماری که برای یافتن شکار نیاز نیست زحمت زیادی به خود بدهند و کافی است چرخی در صفحات اینستاگرامی دختران جوانی بزنند که سرمست از زیبایی، به قربان صدقه رفتن مخاطب هایشان و دریافت پیشنهادات مجازی گوناگون عادت کرده اند و آمادگی ذهنی برای پذیرش هر حقه و فریبی را دارند.

 

در پایان بهتر است صحبت های یکی از متهمان این پرونده را مرور کنیم: بیشتر سراغ شاخ های مجازی می رفتیم. فریب آنها کار سختی نبود. شاخ شده بودند تا بتوانند با آن درآمد کسب کنند. کمی چرب زبانی و تعریف از قیافه و تیپ و هیکل آنها باعث می شد در دام ما گرفتار شوند. همه چیز در دایرکت اینستاگرام پیش می رفت و آنها حتی آدرس محل فیلمبرداری را از ما نمی پرسیدند و فقط تاکید داشتند بعد از فیلمبرداری هزینه بازی در فیلم تبلیغاتی را می گیرند. همین اعتماد اینترنتی باعث می شده اقدامات مجرمانه خودمان را راحت پیش ببریم.

 

منبع: جام جم

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.