2019/06/17
۱۳۹۸ دوشنبه ۲۷ خرداد
قتل،فرجام رابطه‌پنهانی زن خیانتکار

قتل،فرجام رابطه‌پنهانی زن خیانتکار

ساحل گفت دیگر نمی‌تواند به خانه برگردد و از من خواست با هم فرار کنیم و من برای همیشه پیش او بمانم.

دوات آنلاین-مرد پارچه فروشی که درگیر عشق زنی جوان شده‌ و با او رابطه پنهانی برقرار کرده بود در نهایت او را به قتل رساند و جسدش را کنار جاده رها کرد. هرچند حکم قصاص برای این مرد صادر شده‌بود اما او با گذشت اولیای‌دم به زندگی برگشت و دیروز به لحاظ جنبه عمومی جرم در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد.

 

به گزارش دوات آنلاین متهم در سال 92 بعد از برقراری رابطه با زنی جوان به دلیل اینکه خانواده زن متوجه موضوع شده‌ بودند او را به قتل رساند.

 

گزارش این قتل را مردی پژو سوار به پلیس داد. این مرد با مرکز فوریت های پلیسی تماس گرفت و گفت  جسد زنی کنار جاده رباط کریم رها شده‌ است. مرد که به شدت ترسیده‌ بود بعد از حضور ماموران گفت: من داشتم در جاده سمت خانه می‌رفتم که دیدم جسد خون‌آلود زنی کنار جاده رها شده‌ است. وقتی این صحنه را دیدم کنترل فرمان ماشین از دستم رفت و به گاردریل برخورد کردم. دیگر به آن سمت نرفتم و موضوع را به پلیس گزارش کردم.

 

ماموران با راهنمایی این مرد به سمت جسد رفتند و آن را به دستور بازپرس به پزشکی قانونی انتقال دادند. درهمین حال مردی به پلیس گزارش داد  همسرش به نام ساحل گم شده‌ است. او گفت: شب هنگام به خانه رفتم و شام خوردم همسرم در خانه بود من جلوی تلویزیون خوابم برد و با صدای زنگ در بیدار شدم. پدرو مادر همسرم و باجناقم بودند. آنها با عصبانیت از من پرسیدند ساحل کجا است؟ گفتم نمی‌دانم.  خانه را گشتم و ساحل را پیدا نکردم. پدرزنم با من برخورد تندی کرد و گفت تو چه مردی هستی که از زنت خبرنداری. آنها ساحل را در خیابان دیده‌ بودند.

 

پلیس در ادامه مادر ساحل را مورد بازجویی قرار داد این زن گفت: من و پدر ساحل به همراه دامادمان در خیابان بودیم که یک ماشین را دیدیم که ساحل سوار آن شده‌ بود و مرد غریبه‌ای راننده بود. تعجب کردیم و سمت ماشین رفتیم اما آنها به محض اینکه ما را دیدند فرار کردند.

 

با توجه به مشخصاتی که از ساحل به پلیس داده شد ماموران متوجه شدند جسدی که پیدا شده متعلق به ساحل است. با شناسایی جسد از سوی اولیای‌دم پرونده با عنوان قتل مورد تحقیق قرار گرفت.

 

شوهر ساحل در بازجویی‌ها گفت: مدتی بود که همسرم با مردی به نام کیومرث رابطه داشت البته من فکر می‌کردم رابطه آنها به خاطر خرید و فروش پارچه است اما اشتباه می‌کردم و حالا فکر می‌کنم آنها رابطه نامشروع داشته‌اند.

 

وقتی تحقیق برای پیدا کردن کیومرث آغاز شد ماموران فهمیدند او تلفن همراهش را خاموش کرده. اما با ردیابی‌های فنی موفق شدند گوشی  را ردیابی کرده و مردی که از آن استفاده می‌کرد را پیدا کنند. این مرد گفت: من کیومرث را نمی‌شناسم گوشی را از طریق برادرش خریدم.

 

با به دست آمدن ادرس برادر کیومرث، مخفی‌گاه متهم اصلی شناسایی و او بازداشت شد. کیومرث اتهام قتل را قبول کرد و گفت: من پارچه فروش دورگرد هستم و به زن‌ها پارچه می‌فروشم. مدتی بود که با ساحل از این راه آشنا شده‌ بودم و به هم علاقه‌مند شدیم. با هم بیرون می‌رفتیم تا اینکه شب حادثه حادثه ساحل با من تماس گرفت و خواست من را ببیند. دنبالش رفتم و سوارش کردم. در یک بازار در حال گردش بودیم که خانواده‌اش ما را دیدند و ما فرار کردیم. بعد از آن ساحل گفت دیگر نمی‌تواند به خانه برگردد و از من خواست با هم فرار کنیم و من برای همیشه پیش او بمانم. آنقدر به من فشار آورد که عصبانی شدم و با چاقو او را زدم و کنار جاده رهایش کردم.

 

 

متهم با صدور کیفرخواست برای محاکمه به دادگاه رفت و با درخواست اولیای‌دم به قصاص محکوم شد. رای صادره مورد تایید قرار گرفت اما اولیای‌دم در نهایت گذشت کردند و به دیه رضایت دادند.

 

روز گذشته متهم پای میز محاکمه رفت تا به لحاظ جنبه عمومی جرم محاکمه شود. متهم یکبار دیگر اتهام را قبول کرد و از دادگاه خواست با توجه به سالهایی که زندان بوده و خسارتی که برای پرداخت دیه به خانواده‌اش زده‌ است او را آزاد کنند.

 

با پایان جلسه رسیدگی قضات برای صدور رای دادگاه وارد شور شدند.

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.