2019/06/17
۱۳۹۸ دوشنبه ۲۷ خرداد
جزییات آتش‌زدن دختر اسکی باز

جزییات آتش‌زدن دختر اسکی باز

وقتی فندک زدم نمی‌خواستم او را بسوزانم و فکر می‌کردم فقط خودم آتش می‌گیرم اما او هم آتش گرفت.

دوات آنلاین-پسر جوانی که پس از سرد شدن روابطش با دختر مورد علاقه‌اش تصمیم به تهدید و انتقام گرفته و در اقدامی مرگ‌آور او و خودش را آتش زده است، در جلسه بازپرسی که دیروز در دادسرای جنایی تهران برگزار شد با ابرازی پشیمانی از این اقدام خود گفت: من تصمیم به قتل او نداشتم و فقط میخواستم بترسانمش و خودم را آتش بزنم.

 

به گزارش خبرنگار ما ساعت ۱۴ بعدازظهر روز پنج شنبه ۱۹ اردیبهشت ماه قاضی ساسان غلامی، بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران با تماس تلفنی مأموران پلیس از مرگ مشکوک دختر جوانی در بیمارستان شهید مطهری باخبر و همراه تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی راهی محل شد.

 

تیم جنایی روی تخت بیمارستان با جسد سوخته شده دختر جوانی به نام مهرانه رو به رو شدند که حکایت از این داشت در اثر آتش سوزی عمدی به کام مرگ رفته است.

 

نخستین بررسی ها نشان داد مهرانه و پسر مورد علاقه اش به نام فریبرز صبح روز سه شنبه داخل خودروی پژو ۲۰۶ دختر جوان حوالی میدان پروین در تهرانپارس دچار آتش سوزی شدند و رهگذران پس از اطفای آتش پیکر سوخته شده آنها را به بیمارستان بردند.

 

همچنین مشخص شد در این حادثه مهرانه حدود ۹۰ درصد و فریبرز 10درصد دچار سوختگی شدند که مهرانه پس از9 روز دست و پنجه نرم کردن با مرگ در نهایت فوت شد و فریبرز همچنان تحت مراقبت‌های پزشکی قرار داشت.

 

این در حالی بود که کارشناسان آتش نشانی اعلام کردند آتش سوزی داخل خودرو عمدی بوده و مأموران پلیس هم در شاخه‌ای دیگر از تحقیقات دریافتند مهرانه مدتی قبل به خاطر اختلافاتی که با فریبرز داشت به خواستگاری او جواب رد داده بود.

 

بنابراین مأموران فریبرز را به عنوان مظنون حادثه مورد تحقیق قرار دادند. وی در بازجویی ها گفت: دو سال قبل با مهرانه آشنا شدم. آن زمان وضع مالی خوبی داشتم و مهرانه به عنوان مشاور در بنگاه املاکی کار می کرد. ارتباط ما ابتدا به صورت پیامکی و تلفنی ادامه داشت تا اینکه به یکدیگر علاقه پیدا کردیم و تصمیم گرفتیم با هم ازدواج کنیم .مدتی پس از آن تصمیم گرفتیم برای زندگی به ترکیه برویم و به همین دلیل همه اموالم را فروختم و همراه مهرانه به ترکیه رفتیم و قرار شد آنجا برای آینده‌مان سرمایه گذاری کنیم. در ترکیه با مرد دلالی آشنا شدیم و هر چقدر سرمایه داشتیم در اختیار او قرار دادیم اما او کلاهبردار بود و همه پول ما را بالا کشید. زندگی در کشور بیگانه سخت بود به همین خاطر تصمیم گرفتیم به ایران برگردیم. من بیکار بودم و مهرانه دوباره در بنگاه املاکی شروع به کار کرد. از آن روز به بعد در خانه مهرانه زندگی می‌کردم تا اینکه اختلاف پیدا کردیم و فهمیدم او مرا دوست ندارد و به همین خاطر از او جدا شدم و برای ادامه زندگی به پانسیون رفتم.

 

متهم ادامه داد: خیلی تلاش کردم دوباره رابطه دوستی مان را برقرار کنم اما فایده ای نداشت تا اینکه تصمیم گرفتم به زندگی هر دو نفرمان پایان دهم. روز حادثه ابتدا به پمپ بنزینی در حوالی تهرانپارس رفتم و مقداری بنزین خریدم و داخل بطری ریختم و بطری را داخل کیف دستی ام گذاشتم و بعد به نزدیکی خانه مهرانه رفتم. از ساعت ۷ صبح کشیک دادم تا اینکه ساعت ۹ صبح مهرانه با خودروی پژو ۲۰۶ از خانه اش بیرون آمد تا به محل کارش برود. جلو او را گرفتم و به بهانه اینکه با هم حرف بزنیم سوار خودرواش شدم. وقتی شروع به حرف زدن کردیم دوباره مثل همیشه با هم درگیر شدیم و من ناگهان بطری را از داخل کیفم بیرون آوردم و بنزین داخل آن را روی او پاشیدم و مقداری هم روی خودم پاشید که فندک را زدم و خودرو در آتش شعله‌ور شد.

پس از اعتراف متهم، قاضی غلامی دستور داد فریبرز پس از بهبودی نسبی و ترخیص از بیمارستان برای ادامه تحقیقات و روشن شدن زوایای پنهان این حادثه در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار بگیرد.

 

روز گذشته با گذشت حدود 20 روز از ماجرا و بهبود نسبی، این پسر جوان در دادسرای جنایی حضور یافت و در برابر بازپرس جنایی قرار گرفت و با تکرار بخشی از حرفهای خود آنها را کامل کرد.

 

او در جلسه بازپرسی گفت: من 31 سال دارم و همه خانواده‌ام در ترکیه زندگی می‌کنند و پدرم هم در ترکیه صرافی دارد. من با مهرانه در پیست اسکی آشنا شدم و بعد که تصمیم به ازدواج گرفتیم خانواده‌ام مخالفت کردند با این وجود ما تصمیم به ازدواج گرفتیم و برای اینکه بتوانیم زندگی جدیدی را شروع کنیم 270 میلیون من و 30 میلیون او سرمایه گذاشتیم تا در ترکیه رستوران‌داری کنیم، اما فردی که به او اعتماد کرده بودیم کلاهبردار از آب در آمد و همه پول‌مان را بالا کشید. وقتی هم که به ایران برگشتیم روابط‌مان سرد شد و ماجرا ادامه داشت تا اینکه فهمیدم مهرانه با یک گروه که یک پسر هم در بین‌شان بود به شمال رفته است . آن موقع بود که عصبانی شدم. من نمی‌خواستم او را بکشم، میخواستم خودم را بکشم، اما وقتی در ماشین بودم و او متوجه شد بطری بنزین را کشید تا از دستم بگیرد برای همین بنزین روی او ریخت.

 

این متهم ادامه داد: وقتی فندک زدم نمی‌خواستم او را بسوزانم و فکر می‌کردم فقط خودم آتش می‌گیرم اما او هم آتش گرفت بعد از آن هر دو بلافاصله داخل جوی آب رفتیم اما او بیشتر از من سوخت و در بیمارستان فوت شد. من پشیمانم و قصد کشتن خودم را داشتم، نمی‌خواستم به او آسیبی بزنم.

 

بنا به این گزارش متهم همچنان در بازداشت به سر می برد.

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.