2019/08/22
۱۳۹۸ پنج شنبه ۳۱ مرداد
عشق‌شیطانی زن‌متاهل به‌پسر20 ساله
بررسی پرونده یک قتل

عشق‌شیطانی زن‌متاهل به‌پسر20 ساله

این زن خودش را مطلقه معرفی و پسر جوان را برای قتل شوهرش اغفال کرد.

دوات آنلاین-سراغ پسر جوانی رفتیم که پس از آشنایی با زن افغان، شوهر او را به قتل رساند.  پسر جوان مدعی است، نمی دانسته این زن شوهر دارد و قربانی توطئه او شده است.

 

قاتل چندساعت بعد از قتل در حال فرار به سمت شمال کشور دستگیرشد. در گفت وگو با متهم به قتل، معاون جرایم جنایی پلیس آگاهی استان البرز ويك حقوقدان پشت صحنه ارتکاب این جنایت را بررسی کردیم.

 

متهم مدعی است زن جوان ازدواج خود را از او مخفی کرده بود و اگر می دانست او شوهر و ۳ فرزند دارد در دامش گرفتار نمی شد. این در حالی است که تحقیقات پلیس نشان می دهد او بعد از اطلاع از شوهردار بودن زن افغان همچنان به تماسش با او ادامه داده است.

 

قتل در پشت بام

معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی استان البرز در تشریح این پرونده به خبرنگار جام جم گفت: سحرگاه ششم اسفند سال گذشته در جریان قتل مرد جوانی که از اتباع افغان بود، قرار گرفتیم. قتل در پشت بام خانه ای در محله کمالشهر کرج رخ داده بود. همراه تیم جنایی در محل حاضر شده و با جسد مقتول به نام نصیرکه با ضربه های چاقوکشته شده بود، روبه رو شدیم.

 

همسرمقتول به نام لیلا در بازجویی ها مدعی شد، دزدی به خانه شان وارد شده و شوهرش متوجه حضور او شده بود. در ادامه شوهرش به تعقیب دزد پرداخته و در پشت بام با هم درگیر شده و توسط دزد ناشناس کشته شده بود. بررسی صحنه قتل با اظهارات زن جوان تناقض داشت.

 

به همین خاطر تحقیقات را روی زن جوان متمرکز کرده و متوجه شدیم او با پسر جوانی ایرانی ارتباط داشته و شوهرش متوجه این ارتباط شده بود. با افشای این موضوع، روند رسیدگی به پرونده وارد مرحله تازه ای شد و دوباره از لیلا بازجویی کردیم که او به قتل شوهرش با همدستی پسر ایرانی به نام سهیل اعتراف کرد.

 

سرهنگ امیر امیدی خاطرنشان کرد: با ردیابی های پلیسی مشخص شد، سهیل اهل یکی از شهرهای شمالی کشور است و بعد از جنایت به سمت زادگاهش فرار کرده است. مسیرهای عبور متهم زیر نظر گرفته شد و در سوادکوه شناسایی و دستگیر شد.

 

 متهمان در بازجویی ها به مشارکت در قتل اعتراف کردند. جسد هم برای تعیین ضربه های مرگبار به پزشکی قانونی منتقل شد.

 

فریب مادر و دختر را خوردم

خشم در چهره اش موج می زند و خودش را قربانی توطئه ليلا می داند و می گوید: «می خواستم تمام کنم اما او باعث شد شوهرش را بکشیم.» در زندان منتظر گزارش پزشکی قانونی است تا شاید از مجازات قصاص نجات پیدا کند.

 

  • چند سال داری؟

20 سال.

 

  • تحصیلاتت؟

تا دیپلم خواندم. علاقه ای به درس نداشتم. کسی از من حمایت نمی کرد. يتيم بودم و به کرج آمدم تا کار کنم.

 

  • چه کاری؟

با پرایدم مسافرکشی می کردم. شبها هم خانه مادربزرگم می خوابیدم.

 

  • چطور با لیلا آشنا شدی؟

يك بار به عنوان مسافر سوارش کردم و او را تا خانه شان رساندم. بعد شماره ام را گرفت تا اگر  خواست جایی برود او را برسانم. من هم نمی دانستم چه فکری در سر دارد و قبول کردم. بعد از آن چند بار زنگ زد و او و خانواده اش را به صورت دربستی به مقصدشان می رساندم. همین رفت و آمدها باعث آشنایی ما شد. از او پرسیدم شوهر داری که ادعا کرد طلاق گرفته است.

 

  • او سه بچه داشت چطور متوجه نشدی؟

بچه هایش طوری رفتار می کردند که فکر میکردم خواهر و برادرهایش هستند. البته يك بار دختر سه ساله اش به او گفت مامان و شك کردم.

 

  • بعد چه شد؟

حدود سه ماه از رابطه مان گذشته بود که حس کردم عاشقش شدم، قصد داشتم با او ازدواج کنم. مرا خوب درك می کرد و برعکس همه دخترها دنبال پول نبود. يك بار که به خانه شان رفته بودم، او را از مادرش خواستگاری کردم. او هم قرار شد با پدر لیلا صحبت کند. من هم لیلا را به خانه مادربزرگم بردم و به خانواده ام نشان دادم.

 

  •  ليلا ۱۵ سال از تو بزرگتر بود، خانواده ات با این موضوع مخالف نبودند؟

او طوری آرایش می کرد که سنش را پایین می آورد، من هم فکر می کردم اختلاف سنی‌مان پنج سال است.

 

  •  چه زمانی متوجه شدی شوهر دارد؟

حدود سه ماه بعد از آشنایی، يك شب او را به مقابل خانه شان رساندم. وقتی پیاده شد، چند مرد از خانه شان بیرون آمده و به سمت ما حمله کردند. یکی از آنها می گفت با زن من چکار داری؟ ليلا سد من شد و گفت: من این را دوست دارم و طلاقم بده تا با او ازدواج کنم. شوکه شده بودم و می خواستم با پلیس تماس بگیرم که آنها فرار کردند.

 

  • چرا رابطه ات را قطع نکردی؟

می خواستم این کار را انجام دهم، حتی تلفنم را دو روز خاموش کردم. وقتی دوباره روشن کردم، زنگ های لیلا شروع شد. به او گفتم برو اول از شوهرت طلاق بگیر بعد بیا سراغ من.

 

  • پس چرا به خانه اش رفتی؟

قرار بود هدیه هایی که برایم خریده بود را به او بدهم. به همین خاطر به خانه شان رفتم. نمی دانستم با تهدید شوهرش مرا به خانه کشانده است، وارد خانه که شدم شوهرش با چاقو به طرفم حمله کرد.

 

  • تو هم او را کشتی؟

نه گلویش را محکم گرفتم و او را به دیوار راه پله کوبیدم. در این لحظه لیلا با چاقویی به ما نزديك شد. شوهرش گفت: ليلا بزنش خیلی ترسیده بودم و گفتم الان مرا می کشد اما ليلا به خاطر کینه ای که از شوهرش داشت، با چاقو دو ضربه به کتف او زد، چاقو از دست مقتول افتاد و به پشت بام رفت که من با برداشتن آن چند ضربه به دست و صورتش زدم.

 

  • بعد کجا فرار کردی؟

میخواستم به شمال بروم که در میان راه دستگیر شدم.

 

  • در این مدت لیلا را ندیدی؟

در آگاهی دیدمش. او ابتدا همه تقصیرها را گردن من انداخت و وقتی رو به رو شديم واقعیت را گفت.

 

  • حرف آخر.

من کسی را نداشتم با او درد و دل کنم و همین باعث شد به سمت لیلا کشیده شوم، آنها خیلی خوب نقش بازی کردند و کار را به جایی رساندند که از او خواستگاری کنم.

 

مردانی که قربانی می‌شوند

مریم جنت آبادی، حقوقدان در تشریح این پرونده می گوید: این جنایت در بستر يك رابطه غیرمتعارف رخ داد که برای تعیین مجازات، گزارش پزشکی قانونی نقش موثری دارد. هر دو متهم به بدن مقتول ضربه زده اند و باید مشخص شود کدام ضربات کشنده بوده و باعث مرگ شده است.

 

وی ادامه داد: روابط خارج از عرف و فرازناشویی پایانی تلخ همچون این جنایت دارد، دو طرف این رابطه به تصور این که بعد از قتل زندگی آرامی خواهند داشت و بدون توجه به عواقب این کار اقدام به حذف شوهر می کنند، در اغلب این پرونده ها شخص ثالث به عنوان قاتل با حکم قصاص روبه رو می شود و زن مقتول هم به خاطر معاونت در جرم روانه زندان می شود. در این پرونده‌ها شاهد هستیم دو مرد قربانی رابطه خارج از چارچوب می شوند.

 

این حقوقدان وقوع قتل های خانوادگی به خصوص همسرکشی را ضعف توجه به کارکرد خانواده عنوان کرد و افزود: با آموزش مهارت‌های زندگی مشترك قبل از ازدواج، تقویت باورهای مذهبی، درك متقابل و گذشت در زندگی، کنترل خشم و جلوگیری از ازدواج های اجباری می توان نقش موثری در کاهش همسرکشی داشت.

 

منبع: جام جم

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.