2019/07/24
۱۳۹۸ چهارشنبه ۲ مرداد
غزلی عاشقانه از استاد شهریار / به چشمک اینهمه مژگان به هم مزن یارا

غزلی عاشقانه از استاد شهریار / به چشمک اینهمه مژگان به هم مزن یارا

چه شعبده است که در چشمکان آبی تو/ نهفته اند شب ماهتاب دریا را

دوات آنلاین-غزلی عاشقانه از استاد شهریار را بخوانید:

 

به چشمک اینهمه مژگان به هم مزن یارا/ که این دو فتنه بهم می زنند دنیا را

 

چه شعبده است که در چشمکان آبی تو/ نهفته اند شب ماهتاب دریا را

 

تو خود به جامه خوابی و ساقیان صبوح/ به یاد چشم تو گیرند جام صهبا را

 

کمند زلف به دوش افکن و به صحرا زن/ که چشم مانده به ره آهوان صحرا را

 

به شهر ما چه غزالان که باده پیمایند/ چه جای عشوه غزالان بادپیما را

 

فریب عشق به دعوی اشگ و آه مخور/ که درد و داغ بود عاشقان شیدا را

 

هنوز زین همه نقاش ماه و اختر نیست/ شبیه سازتر از اشگ من ثریا را

 

اشاره غزل خواجه با غزاله تست/ صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را

 

به یار ما نتوان یافت شهریارا عیب/ جز این قدر که فراموش می کند ما را

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.