2021/02/25
۱۳۹۹ پنج شنبه ۷ اسفند
پروین اعتصامی/ وقت سحر، به آینه‌ای گفت شانه‌ای

پروین اعتصامی/ وقت سحر، به آینه‌ای گفت شانه‌ای

ما را زمانه رنجکش و تیره روز کرد/ خرم کسیکه همچو تواش طالعی نکوست

دوات آنلاین-شعر آئین آیینه را از پروین اعتصامی بخوانید:

 

وقت سحر، به آینه‌ای گفت شانه‌ای/ کاوخ! فلک چه کجرو و گیتی چه تند خوست

 

ما را زمانه رنجکش و تیره روز کرد/ خرم کسیکه همچو تواش طالعی نکوست

 

هرگز تو بار زحمت مردم نمیکشی/ ما شانه می‌کشیم بهر جا که تار موست

 

از تیرگی و پیچ و خم راههای ما/ در تاب و حلقه و سر هر زلف گفتگوست

 

با آنکه ما جفای بتان بیشتر بریم/ مشتاق روی تست هر آنکسی که خوبروست

 

گفتا هر آنکه عیب کسی در قفا شمرد/ هر چند دل فریبد و رو خوش کند عدوست

 

در پیش روی خلق بما جا دهند از انک/ ما را هر آنچه از بد و نیکست روبروست

 

خاری بطعنه گفت چه حاصل ز بو و رنگ/ خندید گل که هرچه مرا هست رنگ و بوست

 

چون شانه، عیب خلق مکن موبمو عیان/ در پشت سر نهند کسی را که عیبجوست

 

زانکس که نام خلق بگفتار زشت کشت/ دوری گزین که از همه بدنامتر هموست

 

ز انگشت آز، دامن تقوی سیه مکن/ این جامه چون درید، نه شایستهٔ رفوست

 

از مهر دوستان ریاکار خوشتر است/ دشنام دشمنی که چو آئینه راستگوست

 

آن کیمیا که میطلبی، یار یکدل است/ دردا که هیچگه نتوان یافت، آرزوست

 

پروین، نشان دوست درستی و راستی است/ هرگز نیازموده، کسی را مدار دوست

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.