2019/07/19
۱۳۹۸ جمعه ۲۸ تير
ترک اعتیاد/ 21سال زندگی را در اعتیاد سوزاندم

ترک اعتیاد/ 21سال زندگی را در اعتیاد سوزاندم

15ساله بودم که شروع به مصرف مواد کردم و حدود 21 سال اعتیاد داشتم. عوامل زیادی باعث اعتیادم شد مثل جنگ و دعواهای مدام در خانه که سبب سلب آرامش من شده بود

دوات آنلاین-خوش برخورد بود و فن بیان خوبی داشت. در بین افراد حاضر در کمپ به او استاد می گفتند. وقتی می خواست از آن چه باعث شده بود تا روزهای زیادی از زندگی اش در سیاهی اعتیاد بسوزد صحبت کند گویی زبانش قفل کرده بود، هر چند لحظه نگاهش را به نقطه ای می دوخت، سکوتش هم یک دنیا حرف داشت. آن ها که در کنارش بودند با حرف هایشان امیدواری می دادند تا سر رشته کلاف زندگی در هم پیچیده اش را بیابد و ...

 

جمال حالا روزهای روشنی را برای خودش تصور می کند و می گوید: الان که ترک کرده ام، می فهمم چگونه 21 سال از زندگی و دوران نوجوانی و جوانی ام را با مواد مخدر نابود کردم. معتادانی هستیم که در حال بهبودیم و به طور مرتب دور هم جمع می شویم تا به کمک هم پاکی خود را حفظ کنیم. ما معتادانی هستیم که برخلاف انتظار، از مهلکه اعتیاد جان سالم به در برده ایم و متوجه شده ایم برای ما هم امید وجود دارد. در اوج مصرف مواد مخدر و بر خلاف انتظار اطرافیان تصمیم به پاک شدن از سیاهی اعتیاد گرفتم و بعد از سال ها اعتیاد، هم اکنون زندگی را در کمال پاکی و رهایی از این مواد افیونی می گذرانم.

 

  • چندسال مواد مخدر مصرف کردی و از کجا این داستان برایت نوشته شد؟

معتاد شدن من به سال ها پیش برمی گردد، 15ساله بودم که شروع به مصرف مواد کردم و حدود 21 سال اعتیاد داشتم. عوامل زیادی باعث اعتیادم شد مثل جنگ و دعواهای مدام در خانه که سبب سلب آرامش من شده بود، دایم از خانه فراری بودم و همین امر سبب پناه بردن به دوستانی شد که مرا به سمت مصرف مواد مخدر ترغیب کردند.

 

  • چگونه استعمال مواد مخدر را شروع کردی؟

اوایل با سیگار شروع کردم و وقتی دیدم دوستانم بعد از مصرف مواد به اصطلاح شاد می شدند و غم و غصه هایشان را فراموش می کردند من هم برای رهایی از افکار آشفته مواد مصرفی ام را ابتدا با حشیش شروع کردم و کم کم رو به مصرف تریاک و هروئین آوردم و در آخر هم دود مصرف کراک را نفس می کشیدم.

 

هر چه می گذشت روز به روز مصرفم بیشتر می شد تا جایی که به دلیل بالا بودن مخارج اعتیاد مجبور به دزدی می شدم و همین سبب شد اختیار زندگی ام را از دست بدهم.

 

  • مصرف مواد چه تاثیری روی زندگی و برخوردهای اجتماعی شما گذاشته بود؟

از جمع فراری بودم و به فردی گوشه نشین تبدیل شدم چون می دیدم دیگران مرا به چشم یک آدم حقیر نگاه می کنند و این سبب رنجش من از اطرافیان و جامعه می شد؛ به قول معروف با مصرف بیشتر می خواستم از دیگران انتقام بگیرم.

 

  • در زمان مصرف مواد آیا به اعتیاد خودت آگاهی داشتی یا انکار می کردی؟

در چند سال اول مصرف، هیچ وقت فکر نمی کردم من معتاد هستم چون آن قدر دیوار افکارم بلند بود که اعتیادم را نمی دیدم و با خود می گفتم من معتاد نیستم و هر موقع بخواهم ترک می کنم، معتاد کسی است که در پارک می خوابد یا کنار جوی یا خیابان افتاده است.

 

  • چه شد که تصمیم به ترک گرفتی؟

بعد از 21 سال مصرف از خودم و مواد مخدر خسته شدم. دایم از خدا می خواستم یا جانم را بگیرد یا کمکم کند ترک کنم چون همه اختیار من در دست افیون بود. مواد بود که می گفت با چه کسی بگردم، چه بخورم، کی بخوابم و کجا بروم تا این که با کمک یکی از دوستان توانستم اعتیاد را کنار بگذارم و الان حدود 9 سال است که هیچ گونه ماده مخدری را مصرف نکرده ام.

 

  •  آیا بعد از ترک اعتیاد، وسوسه برگشتن به شما دست می داد؟

اوایل ترک، زمان هایی می شد که احساس بی هویتی و پوچی به سراغم می آمد که سبب می شد وسوسه یک بار مصرف دوباره، به سراغم بیاید ولی با یادآوری بدبختی هایی که به دلیل استعمال مواد مخدر کشیده بودم و شناختی که از بیماری اعتیاد پیدا کردم خیلی راحت وسوسه را از خودم دور می کردم که البته این ها را هم در انجمن معتادان گمنام تجربه کردم.

 

الان هیچ گونه رغبتی به مصرف مواد ندارم و هرگاه اندک وسوسه ای به سراغم بیاید، گذشته ام را به یاد می آورم و از همه مهم تر با کسی که از جنس خودم هست مشارکت می کنم و از وسوسه رها می شوم چون آموخته ام فقط با اقرار به وسوسه می توانم به خودم کمک کنم.

 

  • زندگی شما قبل و بعد از ترک اعتیاد چه فرقی داشت ؟

در زمان مصرف افکار خراب و منحرفی داشتم و هر چیزی را با افکار بیمارم سنجش می کردم و تفکرم این بود که فقط خودم قادر به فهمیدن هستم و فکر من بکر است در حالی که از درک گفته های دیگران عاجز بودم.

 

هیچ کدام از ما مصرف کنندگان دوست نداشتیم که معتاد شویم و زمانی که به این بلای خانمانسوز دچار شدیم، دیگران به جای این که دستمان را بگیرند تا بیشتر در باتلاق مصرف مواد فرو نرویم، به نوعی پا روی ما گذاشتند و گذشتند تا جایی که قانون هم ما را به چشم یک مجرم نگاه می کرد نه یک بیمار؛ به همین دلیل من هم دایم در حال فرار از دیگران بودم و هیچ پناهی را بهتر از مواد مخدر و هیچ پناهگاهی را بهتر از دوستان مصرف کننده نمی دیدم چون در تصورم فقط آن ها بودند که حرف مرا می فهمیدند و درکم می کردند. اما الان که ترک کرده ام می فهمم چگونه 21 سال از بهترین دوران زندگی یعنی نوجوانی و جوانی ام را با مواد مخدر نابود کردم.

 

  • دنیای امروز جمال چگونه است؟

می دانم یک انسانم و حق من زندگی شاد است البته توام با تلاش برای خوب زندگی کردن. امروز با وجود فشارهای زندگی که هر کسی در گذران عمرش با آن روبه روست، افسرده و منزوی نیستم، می دانم قدرت مبارزه دارم چرا که فعل خواستن را صرف کردم. از خودخواه بودن رها شده ام و همه تلاشم را انجام می دهم تا با همه برخورد دوستانه ای داشته باشم.

 

  • رفتار جامعه و خانواده با یک فرد معتاد باید چگونه باشد؟

در وهله اول خانواده و سپس جامعه، فرد معتاد را بیماری بدانند که نیاز به دستگیری دارد. همه ما راهی برای برگشتن به روال طبیعی زندگی داریم و شاید این حق ما باشد اما طرد شدن، خیلی از معتادان را به ورطه نابودی و مردن می کشاند. خانواده و جامعه بپذیرند که این افراد نیاز به درک شدن، دیده شدن، دستگیری و حمایت دارند و باور داشته باشند معتادان نیز می توانند راهی به سوی فردا باز کنند.

 

  • حرف آخر ؟

اگر خانواده ها آگاهی لازم درباره نوع برخورد با یک مصرف کننده را داشته باشند و در جامعه دسترسی به مواد مخدر به راحتی میسر نباشد، اگر آموزش و پرورش در شناخت این معضل و بیماری تلاش گسترده ای به خرج دهد و همه و همه برای نجات یک مصرف کننده دست به دست هم بدهند، این بیماری را می توان به راحتی شکست داد و از آمار افراد مبتلا به مصرف مواد مخدر به شدت کم کرد.

 

حرفم خطاب به مصرف کنندگان مواد مخدر این است که خواستن توانستن است اگر واقعا تصمیم به ترک بگیرند.

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.