2019/08/19
۱۳۹۸ دوشنبه ۲۸ مرداد
ماجرای مردی که 14 سال بی‌گناه به اتهام سرقت مسلحانه در زندان بود

ماجرای مردی که 14 سال بی‌گناه به اتهام سرقت مسلحانه در زندان بود

گاه اشتباهی کوچک می‌تواند به قیمت تباه شدن یک زندگی تمام شود."کلرک"زمانی که آن اشتباه را مرتکب شد 23 سال بیشتر نداشت البته او تنها مقصر نابودی زندگی "هرمان آتکینز"نیست و افراد دیگری از جمله ماموران پلیس کالیفرنیا در آمریکا،دادستان،هیات منصفه و قاضی پرونده نیز با کوتاهی‌ها و سهل‌انگاری‌های خود باعث شدند این مرد بی‌دلیل به 45 سال زندان محکوم شود

دوات آنلاین-گاه اشتباهی کوچک می‌تواند به قیمت تباه شدن یک زندگی تمام شود."کلرک"زمانی که آن اشتباه را مرتکب شد 23 سال بیشتر نداشت البته او تنها مقصر نابودی زندگی "هرمان آتکینز"نیست و افراد دیگری از جمله ماموران پلیس کالیفرنیا در آمریکا،دادستان،هیات منصفه و قاضی پرونده نیز با کوتاهی‌ها و سهل‌انگاری‌های خود باعث شدند این مرد بی‌دلیل به 45 سال زندان محکوم شود.

 

1-وقوع حادثه

صبح روز هشتم آوریل سال 1986 کلرک ،دختر جوانی که در یک کفش‌فروشی کار می‌کرد به پای مرد سیاه‌پوستی بلند شد که ظاهرا برای خرید آمده بود.آن وقت روز کسی در این مغازه که در "ریورساید کانتی"واقع بود،حضور نداشت.

 

مرد آفریقایی-آمریکایی نگاهی به قفسه کفش‌ها انداخت و سپس سلاحی را از زیر پیراهن خود بیرون کشید او در حالی‌که فریادزنان کلرک را به سکوت و تمکین وادار کرده بود،دختر جوان را به اتاق پشتی مغازه برد و به وی تجاوز کرد.مرد ناشناس سپس حلقه نامزدی کلرک و 130 دلار پول نقد موجود در صندوق مغازه را سرقت کرد و به سرعت پا به فرار گذاشت.کلرک بعد از این اتفاق در حالی‌که به شدت بدحال بود روانه بیمارستان شد و پزشکان مداوای او را آغاز کردند آنها همچنین لباس‌های دختر جوان را نیز به عنوان مدرک از وی گرفتند تا بعدها در اختیار پلیس قرار بدهند.کلرک به شدت شوکه شده و بیش از صدمه جسمی از نظر روانی آسیب دیده بود.او بعد از ترخیص از بیمارستان به اداره پلیس رفت تا شکایت خود را علیه سارق مسلح مطرح کند.

 

2-آغاز تحقیقات

کلرک در اداره پلیس ماجرا را ریز به ریز تعریف کرد او در حال تنظیم شکایت‌نامه خود بود که چشمش به پوستر مردی سیاه‌پوست افتاد.این مرد به عنوان فردی تحت تعقیب معرفی شده بود.نفس کلرک برای لحظه‌ای در سینه حبس شد و سپس در حالی‌که به لکنت افتاده بود ،گفت:"من این مرد را می‌شناسم او همان کسی است که به مغازه حمله کرد."

 

افسر پلیس با شنیدن این جمله بلافاصله مقامات مافوق خود را در جریان گذاشت و کلرک یک بار دیگر تحت بازجویی قرار گرفت تا مشخص شود اطلاعات او تاچه اندازه دقیق است.دختر جوان گفت:"این مرد سلاح را به طرف من گرفت و گفت اگر مقاومت کنم مغزم را متلاشی می‌کند.من خیلی ترسیده بودم برای همین هم چاره‌ای نداشتم جز این‌که تسلیم شوم وگرنه مرا می‌کشت.او خیلی خشن بود."

 

ماموران عکس دیگری از متهم تحت تعقیب دراختیار داشتند آنها این عکس را در میان چندین عکس دیگر قرار دادند و از شاکی خواستند متهم را شناسایی کند.کلرک بار دیگر همان فرد را نشان داد و گفت او زمان ورود به فروشگاه ژاکتی تیره ،کفش‌های ریبوک و حلقه طلا داشت .به این ترتیب برای ماموران شکی باقی نماند که سارق مسلح کسی نیست جز "هرمان آتکینز".این مرد سیاه‌پوست در لس‌آنجلس با سه نفر از جمله دو مامور پلیس درگیر شده و انها را زخمی کرده و سپس پا به فرار گذاشته بود و به همین خاطر نیز عکس او در تمام  ایالت پخش شده بود تا ماموران گشت به محض مشاهده مجرم فراری ،وی را بازداشت کنند.

 

وقتی اتهامی تازه به اتهامات "هرمان"20 ساله اضافه شد،ماموران تجسس‌های شان را گسترده‌تر کردند و بالاخره متهم 7 ماه بعد در شهر فونیکس دستگیر و به پلیس "ریور ساید کانتی"تحویل داده شد.هرمان در برابر اتهام درگیری با دو مامور پلیس و زخمی کردن انها   مقاومتی از خود به خرج نداد ولی سرقت مسلحانه و تعرض به فروشنده کفش را تکذیب کرد و گفت هرگز وارد این مغازه نشده است.

3-مستقیم به سوی زندان

در همان ماه اکتبر سال 1986 در حالی‌که هرمان تازه دستگیر شده بود ،کلرک بار دیگر به اداره پلیس رفت تا متهم را شناسایی کند.ماموران هرمان را در کنار 6 نفر دیگر در یک صف قرار دادند و از شاکی خواستند مرد متجاوز را نشان دهد این کار برای دختر جوان کار سختی نبود چون به غیر از هرمان دیگر افرادی که در صف ایستاده ،سفید پوست بودند.هرمان همچنان این اتهام را انکار می‌کرد اما دادستان سرسختانه عقیده داشت او همان مجرم مسلح است در نهایت پرونده به دادگاه فرستاده شد.در جلسه محاکمه کلرک و هرمان بر موضع قبلی خودشان پافشاری کردند و دادستان شاهدی را به جایگاه فراخواند که می‌توانست رازگشا باشد.

 

این مرد بعد از ادای سوگند گفت روز حادثه هرمان را در نزدیکی فروشگاه دیده است.مرد سیاه‌پوست از شنیدن این حرف عصبانی شد و شاهد را به دروغ‌گویی متهم کرد ولی فایده‌ای نداشت.شاهد بعدی همسر هرمان بود او به هیات منصفه گفت شوهرش روز حادثه در خانه‌شان در لس‌آنجلس بود و چون خودرو هم نداشت نمی‌توانست به سرعت خودش را به "ریورساید کانتی"برساند.هیات قضات در نهایت وارد شور شدند و به این نتیجه رسیدند که هرمان گناهکار است قاضی دادگاه نیز او را به اتهام سرقت مسلحانه و آزارجنسی به تحمل 45 سال زندان محکوم کرد و متهم را به همکارش در لس‌انجلس تحویل داد تا به اتهام زخمی کردن سه مرد محاکمه شود.هرمان در ان دادگاه نیز محکوم شد و حکم دو سال و هشت ماه زندان را دریافت کرد.

 

4-تلاش برای اثبات بی‌گناهی

هرمان وقتی به زندان افتاد از تلاش برای اثبات بی‌گناهی‌اش دست برنداشت او ابتدا همه درها را به روی خود بسته می‌دید و تصور می‌کرد دیگر صدایش به گوش کسی نمی‌رسد کوشش‌های او تا سال 1993 نیز ثمری نداشت تا این‌که ان زمان از مجرمان دیگر شنید قانونی تصویب شده است که نمونه "دی.ان.ای"به عنوان مدرک محسوب می‌شود.این خبر او را امیدوار کرد اما خودش به تنهایی نمی‌توانست از عهده کارها بربیاید به همین خاطر با گروهی که برای اثبات بی‌گناهی محکومان فعالیت می‌کردند ،تماس گرفت.دفتر این گروه در نیویورک بود هرمان داستان زندگی و ماجرای پرونده‌اش را برای انها بازگو کرد و این تیم پذیرفت به وی کمک کند انها به هرمان توضیح دادند"دی.ان.ای"مانند اثرانگشت منحصر به فرد است و  اگر وی واقعا بی‌گناه باشد به سادگی می‌توان این را تشخیص داد.وکلای هرمان به سرعت دست به کار شدند اما قاضی دادگاه با انجام آزمایش مخالفت کرد به نظر او مدارک پرونده کامل بود و دیگر دلیلی نداشت وقت و هزینه صرف موضوعی شود که واضح و روشن به نظر می‌امد.

 

7 سال طول کشید تا وکلای هرمان توانستند مقامات قضایی را به انجام آزمایش راضی کنند و بالاخره دادگاه استیناف اجازه این کار را صادر کرد.آن زمان بود که البسه کلارک در زمان وقوع جرم که توسط مسئولان بیمارستان ضبط شده بود به کار امد و بالاخره بعد از بررسی‌های تخصصی در روز 15 ژانویه سال 2001 اعلام شد هرمان در حمله مسلحانه به کفش‌فروشی بی‌گناه است.

 

5-آزادی از زندان

هرمان که در این مدت،دوران محکومیت به خاطر جرم دیگرش نیز به پایان رسیده بود بالاخره در ماه فوریه از زندان آزاد شد او در گفت‌وگویی با خبرنگاران خوشحالی خودش را از صدور حکم برائت ابراز داشت و گفت:"حالا به جز خودم وخدا ،مردم کالیفرنیا و سراسر آمریکا هم می‌دانند من بی‌گناه هستم."مرد سیاه‌پوست بعد از بیرون امدن از حبس تلاش‌های تازه‌ای را از سر گرفت و با طرح دادخواستی موفق شد بابت دورانی که بی‌گناه در زندان بود ،10 میلیون دلار غرامت بگیرد این پول زندگی هرمان را متحول کرد اما خودش معتقد بود هیچ چیز جایگزین عمر از دست رفته و فشارهای روحی و روانی را که در ان 14 سال تحمل کرده است،نمی‌گیرد.

 

بعد از این اتفاقات پرونده سرقت از کفش‌فروشی بار دیگر به نقطه صفر بازگشت و پلیس سعی کرد مجرم اصلی را پیدا کند اما سال‌ها از این واقعه گذشته بود و دیگر نه مدرکی وجود داشت و نه سرنخی به همین خاطر این پرونده به پرونده‌ای راکد تبدیل شد و مجرم اصلی هرگز شناسایی نشد.

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.