2019/06/26
۱۳۹۸ چهارشنبه ۵ تير
چرا فصل دوم و سوم سریال دلدادگان پرطرفدار است؟

چرا فصل دوم و سوم سریال دلدادگان پرطرفدار است؟

یکی از مهم ترین ویژگی های سریال دلدادگان که آن را از سایر سریال هایی که در حال حاضر روی آنتن هستند متمایز می کند، جذابیت داستان است. داستان در فصل اول با یک عشق نامتعارف شروع می شود و دو جوان از دو طبقه اجتماعی متفاوت را در یک رابطه عاطفی عمیق نشان می دهد؛ رابطه ای که طبق برنامه ریزی قبلی و کاملا عمدی شروع شده و سر رشته اش به انتقامی می رسد که ریشه در گذشته های دور دارد.

دوات آنلاین-سريال دلدادگان بدون هیچ مقدمه ای وارد فصل سوم شد. با اینکه معمولا رسم بر این است که در فاصله میان پخش یک فصل سریال تا شروع فصل دیگر خلاصه ای از آنچه تا به حال پخش شده روی آنتن می رود اما قسمت اول از فصل سوم  سریال دلدادگان، خیلی بی مقدمه پخش شد. این در حالی است که معمولا در چنین شرایطی شبکه ها خلاصه ای از آنچه در طول هفته پخش شده بود را روی آنتن می فرستند. واقعا معلوم نیست چرا مدیران شبکه سه اصرار دارند این سریال را با این سرعت به پایان برسانند. همانطور که میدانید داستان فصل سوم  سریال دلدادگان در ادامه فصل اول است و بسیاری از مخاطبان به خاطر وقفه ایجاد شده، خیلی از شخصیت‌ها و خرده داستان های فصل یک را به یاد نمی آورند. شبکه سه طبیعتا باید آخر هفته مروری از آنچه را که در فصل اول و دوم روی آنتن رفته بود پخش می کرد و از شنبه سراغ فصل جديد می‌رفت. در حال حاضر، «دلدادگان» تنها سریال مهم تلویزیون است و اهمیت زیاد برای مخاطبان دارد. دلایل اهمیت این سریال را مرور می کنیم.

 

استفاده درست از سوژه تکراری

كل داستان انتقام در سریال دلدادگان حول یک سوژه تکراری رخ میدهد که پیش از این نظیرش را در سریال های مختلف دیده ایم. اینکه شخصیت اصلی به هر دلیلی اعم از سوختگی، صورتش را از دست میدهد و با عمل جراحی به شکل و شمایل دیگری در می آید. نمونه ای که همه ما به خاطر داریم سریال «تولدی دیگر» است. فریبا متخصص در یک تصادف رانندگی می سوزد و بعد از عمل جراحی تبدیل به لعیا زنگنه می شود. یا در سریال «فوق سری»، بازیگر نقش ناصر پاپتی با چند عمل جراحی خودش را شبیه به سرهنگ نیروی انتظامی با بازی مهدی فخیم زاده می کند

 

سریال دلدادگان با اینکه روی الگوی همین سریال هایی که موضوع شان «فس آف» بوده پیش می رود اما اصلا تکراری به نظر نمی رسد. این بار با زنی روبه رو هستیم که با وجود سوختگی صورتش، فقط برای تغییر هویت، دست به عمل جراحی می زند. فرزانه بدون عمل جراحی هم می تواند با همان صورت به زندگی ادامه دهد اما ترجیح میدهد برای رسیدن به هدف اصلی اش یعنی انتقام تغییر هویت دهد. انتخاب لیندا کیانی و پانته آ بهرام برای این منظور کاملا هوشمندانه است.

 

جذابیت داستان

یکی از مهم ترین ویژگی های سریال دلدادگان که آن را از سایر سریال هایی که در حال حاضر روی آنتن هستند متمایز می کند، جذابیت داستان است. داستان در فصل اول با یک عشق نامتعارف شروع می شود و دو جوان از دو طبقه اجتماعی متفاوت را در یک رابطه عاطفی عمیق نشان می دهد؛ رابطه ای که طبق برنامه ریزی قبلی و کاملا عمدی شروع شده و سر رشته اش به انتقامی می رسد که ریشه در گذشته های دور دارد. فصل دوم هم روایت عشق و عاشقی و هجران و شکست است. این بار در برهه ای کاملا متفاوت از تاریخ، شکست روحی و عاطفی یک زن از نامزد سابق و دوست صمیمی اش را می بینیم که او را  وادار می کند تحت هر شرایطی به دنبال انتقام باشد و حالا نقشه هایش را در فصل سوم عملی می کند.

 

اگر پای موارد مختلفی که در بخش های بعدی درباره اش صحبت می کنیم به میان نمی آمد و فصل اول، خیلی خوب و درست توسط مخاطبان دیده می شد، خیلی راحت تر می توانستیم درباره جذابیت داستان آن صحبت کنیم چون خیلی‌ها تازه از فصل دوم به جذابیت سریال پی بردند و داستان را دنبال کردند.

 

نوآوری در ساختار

یکی از مهم ترین ویژگی های سریال، ساختار سه فصلی آن است. طبیعتا کارگردان سریال می توانست کل داستان را در یک فصل پیش ببرد و با استفاده از فلاش بک، یکی یکی ماجراها را توضیح دهد و شخصیت ها را معرفی کند. درست مثل اتفاقی که همین چند وقت پیش در سریال «آنام» با آن روبه رو بودیم اما ترجیح داده به جای آشفته کردن ذهن مخاطبان، از ساختار سه فصلی استفاده کند.

 

در واقع منوچهر هادی، درست وسط ماجرای اصلی سریالش، یک پرانتز باز کرده و تحت عنوان «فصل دوم»، پیشینه کاراکترها و گذشته داستان هر کدام را برای ما تعریف کرده. هادی می دانسته استفاده از فلاش بک در یک سریال می تواند مخاطبان را خسته کند یا منظورش را به طور کامل به آنها نرساند. البته همانطور که در ابتدا اشاره شد، نیاز بود تا برای برقراری اتصال میان فصل دوم و سوم، شبکه سه تمهیدی می اندیشید و یکبار دیگر کل اتفاقهای فصل اول و دوم را به طور خلاصه مرور می کرد چون همانطور که گفتیم خیلی از مخاطبان تازه از فصل دوم به این سریال پیوسته اند و حالا یک مقدار گیج شده اند.

 

جذابیت از فصل دوم

سریال دلدادگان در فصل اول زیاد دیده نشد و خیلی‌ها تازه از  نیمه‌های فصل اول و حتی فصل دوم آن را تماشا کردند و به اهمیت آن پی بردند. داستان سریال که از همان ابتدا جذاب بود، کارگردان و فیلمنامه نویس هم از ابتدا هیچ تغییری نکردند و ریتم داستان هم در هر دو فصل يکسان پیش می رفت پس دلیل اصلی چه بود؟ اشتباه مهم منوچهر هادی در فصل اول سریال دلدادگان این بود که روی بازیگران جوان و تازه کاری دست گذاشت که تبحر چندانی در بازیگری نداشتند.  سریال ضربه اصلی را از بازی تصنعی این دو جوان خورد. بخش اصلی داستان فصل اول در ارتباط با دو نقش امیر و ارغوان پیش می رفت و با اینکه در کنار آنها بازیگران باتجربه زیادی حضور داشتند اما نهایتا این انتخاب های اشتباه، عملا راه به چشم آمدن سریال را بستند. برخلاف فصل اول، بازیگران فصل دوم، بسیار درست و بجا انتخاب شده بودند. کل سریال در اختیار چند بازیگر کاربلد بود و حتی بازیگران تازه کار مثل بازیگر نقش افسانه، خواهر فرزانه هم به خوبی از عهده نقش شان بر می آمدند.

 

منبع: هفت صبح - مرجان فاطمی

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.