• ۱۳۹۷ يکشنبه ۲۸ بهمن
  • اِلأَحَّد ١١ جمادي الثانيه ١٤٤٠
  • Sunday 17 Feb 2019
خشکشویی آنلاین بخار

عکس روز

آخرین خبرها

رازهای سیاه زندگی لیدی گاگا
خلاصه داستان و نقد فیلم سوءتفاهم ساخته احمدرضا معتمدی
طنز؛ بچه مربی
دلایل حسادت چیست و چگونه می‌توان بر آن غلبه کرد؟
دادگاه خانواده؛ شوهرم باعث شد قید عشق و عاشقی را بزنم
راهنمای کامل سفر به بروجرد + مکان‌های دیدنی و تاریخی
روش‌های خانگی درمان سوختگی
قصاص مردی که همسر سابقش را کشت
کودک همسری ؛ازدواج یا معامله؟
عکسی که حال لیندا کیانی را دگرگون می‌کند
با دیدن هر دختر، ذهنم به سمت ازدواج با او می‌رود، چه کنم؟
تزریق بوتاکس چه عوارضی دارد؟
آیا طلاق نگرفتن به‌خاطر بچه کار درستی است؟
اگر این گروه خونی را دارید بیشتر از دیگران در معرض خطر سکته هستید
ترک اعتیاد/ شیشه کشیدم تا درس بخوانم اما معتاد شدم
دوئل مرگبار برسرعشق خیابانی
سوء‌استفاده‌ازدختر16ساله‌باعکس‌ زننده
پسرساده در تله دختر شیطانی
قتل3عضو‌خانواده‌به‌خاطر20کیلو برنج
همسرم ‌با پسری‌در خانه دستگیر شد
ماجرای عجیب عروسی در زندان
بهترین و سریع‌ترین روش تمیز کردن شیشه در خانه تکانی
برای ثبت شرکت چه کار باید بکنیم؟
داستان پليسي/ دکمه طلایی
بهترین راه تمیز کردن سریع و آسان دیوارها در خانه تکانی
امروز با حافظ/ ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت
فال روزانه و فال تولد یکشنبه 28 بهمن
شوینده‌ها و سفیدکننده‌هایی که هرگز نباید در خانه تکانی استفاده کنید
توضیحات همایون اسعدیان ،کارگردان سریال لحظه گرگ و میش درباره عشق یاسمن و دیگر شخصیت‌های سریال
راهنمای کامل خرید بهترین ساعت مچی مردانه
بهترین روش برای تمیز کردن یخچال در خانه تکانی
نظر مردم درباره سریال لحظه گرگ و میش چیست؟
همه آنچه درباره برنامه عصر جدید باید بدانید
مصرف داروهای مسکن چه عوارضی دارد؟
حکایتی از تبحر شگفت‌انگیز ابوعلی سینا در طبابت
تحلیل ماجرای «گرگ پیر» قاتلی که خود قربانی آزار جنسی بود
در چه شرایطی ازدواج باعث معافیت از سربازی می‌شود
حضور خواننده معروف در تالار مجلل برای تولد سگ خانگی
مهم‌ترین زنان در شاهنامه فردوسی
جشن خودکار ؛ مد لاکچری جدید
گفت‌وگو با آرمین رحیمیان، بازیگر نقش عبدالمالک ریگی در فیلم شبی که ماه کامل شد: چگونه نقش عبدالمالک را بازی کردم
این خوراکی خطر سکته را کم می‌کند
سود سهام عدالت چقدر است و تا کی پرداخت می‌شود؟
بازی سرنوشت؛ هر کسی جای من بود خودکشی می‌کرد
جنایت مسلحانه به‌خاطر اختلاف بر سر بازی والیبال
2 پسر رویای 2 دختر نوجوان را به تباهی کشاندند
چگونه آدم موفقی شویم؟
دادگاه خانواده؛ خانواده‌ام من را با دختری از خانواده شوهرم معاوضه کردند
دادگاه خانواده؛ فقط به‌خاطر رفتن به خارج با رضا ازدواج کردم اما...
افشای‌ازدواج‌پنهانی ‌برای هوو
عکس‌های عاشقانه سلبریتی‌ها
دسیسه‌‌مردشیطان‌صفت‌برای‌دختر فراری
آزارجنسی‌دختر8ساله توسط صاحبخانه
قوانین خوش‌تیپی برای مردان چاق
جدیدترین و زیباترین طرح‌ها و ایده‌ها برای تخم مرغ رنگی سفره هفت سین شب عید
طرز تهیه سالاد آناناس و هویج
سلفی‌های بهاره افشاری و سارا خوئینی ها
امروز با حافظ/ هر آن که جانب اهل خدا نگه دارد
فال روزانه و فال تولد شنبه 27 بهمن
دستمزد محمدرضا گلزار برای مسابقه برنده باش چقدر است؟
سختی‌های المیرا دهقانی برای بازی در نقش یاسمن در سریال لحظه گرگ و میش
بیوگرافی کامل نیما نادری بازیگر نقش سروش مطلق در سریال لحظه گرگ و میش
دادگاه خانواده؛ شوهرم می‌گوید نمی‌تواند عشق‌های خیابانی‌اش را فراموش کند
فرید سجاد حسینی بازیگر نقش آقاجون در سریال لحظه گرگ و میش: چرا این سریال پربیننده است؟
دادگاه خانواده؛ شوهرم به جای زن اولش من را طلاق داد
راهنمای کامل انتخاب و ست کردن بهترین لباس مجلسی زنانه
دادگاه خانواده؛ عاشق شوهرم بودم اما مادرش زندگی ما را ویران کرد
نکاتی که قبل از انجام بوتاکس حتما باید بدانید
گفت‌وگو با نورگل یشیلچای بازیگر ترکیه‌ای نقش دلارام در فیلم جن زیبا: نه حرف کارگردان را می‌فهمیدم، نه حرف فرهاد اصلانی!
تیپ‌های متفاوت ویدا جوان و لیلا اوتادی
کد خبر: 93687 | تاریخ : ۱۳۹۷/۵/۱۵ - 20:57
همه چیز درباره ویشکا آسایش

همه چیز درباره ویشکا آسایش

ویشکا آسایش از معدود زنانی است که خودش به خواستگاری همسرش رفت:« این ماجرا بعدها تبدیل به یک شوخی شد تا هر از گاهی بگوید بهترین پسر تهران را شکار کردی اما به نظر من آدم نباید بترسد. من فکر می کردم فوقش می گویند نه. چه اشکالی دارد. اگر نمی رفتم و نمی گفتم ممکن بود زندگی ام را با اگرهایی ادامه دهم؛ اگر می گفتم، اگر قبول می کرد، اگر می رفتم و ..»

دوات آنلاین-از همان اولین حضورش در مقابل دوربین معروف شد. او در نقش قطام در سریال امام علی (ع) بازی کرد. آن موقع هنوز نوجوان بود و تا حرفه‌ای شدن فاصله داشت اما مردم خیلی زود نام ویشکا آسایش را به خاطر سپردند.

 

تولد

ویشکا آسایش آبان ماهی است. روز 16 آبان سال 1349 در تهران به دنیا آمد. او دومین و آخرین فرزند خانواده بود و همیشه با خواهرش رابطه خوبی داشت. قبل از این‌که وارد محیط خانوادگی این نوزاد شویم و بگوییم که او خواهرزاده مازیار پرتو، فیلمبردار فقید، است، کمی درباره اسمش توضیح بدهیم البته به نقل از خودش:« از همان خردسالی معنی اسمم را می دانستم چون همه می گفتند چقدر اسمت قشنگه. ویشکا یعنی چی؟ بعد رفتم سراغ پدربزرگم و از او پرسیدم ویشکا به چه معناست؟ او هم گفت: «نعمت الهی» که از طرف خداوند به سوی بندگانش سرازیر است. بعد من هم نشستم و یک صفحه تمام معنی اسمم را نوشتم تا آن را حفظ شوم. حالا دیگر هرکس می پرسید معنی اسمت چه می شود؟ به سرعت می گفتم نعمت الهی که از طرف خداوند به سوی بندگانش سرازیر است».

 

کودکی

ویشکا در محیط گرم خانوادگی بزرگ شد و در هر کاری مادرش بزرگ‌ترین مشوق او بود. پدرش کار فنی انجام می‌داد و وضع مالی‌شان خوب بود. ویشکا از 9 سالگی سراغ هنر رفت البته نه سینما بلکه موسیقی و آن هم پیانو. خاطره‌ای از آن دوران:« یادم می آید پیانو را 9 سالگی شروع کردم و معلمم به مادرم گفت خانم آسایش این ویشکا تمرین نمی کنه، دیگه نیاریدش، حالا من را می گویی، اینقدر تمرین کردم.،من پیانو نروم؟ احتیاج داشتم بگویند آفرین … تو می تونی …»

 

ویشکا در بچگی چندان هم بچه آرام و بی سر و صدایی نبود و گاهی وقت‌ها دردسر هم درست می‌کرد. خودش در مصاحبه‌ای گفته است:« فکر کردن به دوران کودکی ام همیشه برای من جذاب است و حس خوشایندی را به دنبال دارد، راستش را بخواهید در دوران کودکی، حسابی فضول و کنجکاو بودم و دوست داشتم از همه چیز سر در آورم. پدرم فنی کار بود و همه چیز را خودش تعمیر می کرد؛ ماشین، لوازم برقی و... من هم سعی می کردم ادای او را درآورم و مثلا ناگهان دل و روده رادیو را می ریختم بیرون، با این خیال که دارم درستش می کنم فکر می کنم این موضوع به این خاطر بود که میل به تجربه گرایی زیادی در من وجود داشت».

 

مهاجرت ناموفق

ویشکا بعد از کلاس سوم راهنمای با تصمیم خودش و خانواده مصمم شد به انگلیس برود البته خواهرش هم همراه او بود. آن زمان دو خواهر برای اقامت در انگلیس ویزا نداشتند برای همین ابتدا راهی آلمان شدند و یک سالی را در آنجا ماندند. آسایش درباره آن دوران می‌گوید:« یک سالی که آلمان بودیم خیلی سخت گذشت چون زن عمویم آلمانی بود ما به پانسیون رفتیم. البته در مدرسه با ما خیلی خوب رفتار می کردند و به ما می گفتند دانش آموز مهمان و با من و خواهرم خیلی مهربان بودند و تشویقمان می کردند».

 

به هر حال بعد از یک سال به ویشکا و خواهرش ویزای انگلیس ندادند و دو خواهر به تهران برگشتند. ویشکا به درس‌اش ادامه داد.

 

سریال امام علی(ع)

ویشکا آسایش چه طور برای بازی در نقش قطام انتخاب شد؟ خودش در این باره می‌گوید:« مرحوم دایی ام «مازیار پرتو» از چهره های مطرح در عرصه فیلمسازی بودند. با این که رابطه بسیار نزدیکی با ایشان داشتم، اما او هیچ علاقه ای به حضور من و دیگر اقوام برای حضور در عرصه بازیگری نداشت و ترجیح می داد که ما حواس مان را به درس و مدرسه معطوف کنیم... هیچ وقت یادم نمی رود یک روز در خانه، مشغول گپ زدن با دایی بودم که ایشان به من گفتند ویشکا! ما در حال انتخاب بازیگر برای سریال «امام علی» هستیم، دوست داری بازی کنی؟

 

من هم چون فکر کردم دایی من را دست انداخته، با خنده گفتم البته، خلاصه من برای تست گریم به پشت صحنه کار رفتم و تست دادم و شوخی شوخی برای این نقش انتخاب شدم، تا آخرین لحظه ای که جلوی دوربین قرار نگرفته بودم، فکر می کردم یکی می آید به من می گوید: خانم ما شما را دست انداختیم، اما در کمال تعجب، هیچ کسی این حرف را به من نزد و من یکی از مهم ترین نقش هایم را در آن کار بازی کردم».

مهاجرت دوباره

ویشکا می‌خواست ادامه تحصیل بدهد اما نه در ایران. او می‌خواست گرافیک بخواند اما از کنکوردادن متنفر بود و می‌گفت رشته مورد علاقه او ربطی به درس‌های دیگری که باید تست‌شان را بزند ندارد. برای همین این بار با زحمت راهی انگلیس شد و توانست در رشته طراحی صحنه قبول شود. او بازیگری را به مدت 5 سال رها کرد و سخت درس خواند طوری که بعد از اتمام دانشگاه اقامت او را دو سال دیگر نیز تمدید کردند تا کارشناسی ارشد بخواند اما ویشکا آن زمان دغدغه دیگری داشت. او عاشق شده بود و می‌خواست ازدواج کند.

 

خواستگاری از شوهر

ویشکا آسایش از معدود زنانی است که خودش به خواستگاری همسرش رفت:« این ماجرا بعدها تبدیل به یک شوخی شد تا هر از گاهی بگوید بهترین پسر تهران را شکار کردی اما به نظر من آدم نباید بترسد. من فکر می کردم فوقش می گویند نه. چه اشکالی دارد. اگر نمی رفتم و نمی گفتم ممکن بود زندگی ام را با اگرهایی ادامه دهم؛ اگر می گفتم، اگر قبول می کرد، اگر می رفتم و ..»

 

شوهر ویشکا رضا نام دارد اما دختر جوان چگونه با او آشنا و به این پسر علاقه‌مند شد؟ خودش در مصاحبه‌ای گفته است:« ۵ سالی که در انگلیس تحصیل می کردم در زمان‌هایی که برای تعطیلات به ایران می آمدم رضا همسرم را دیدم. از همان لحظه ای که او را دیدم فهمیدم او مرد رویاهای من است و ویژگی هایی که دارد همان معیارهای من برای ازدواج است.

 

یک مرد قد بلند ، جدی و جنتلمن ! وقت زیادی گذاشتم تا او را دورادور بشناسم و هر چقدر بیشتر او را می شناختم بیشتر به او علاقمند می شدم. یک روز به خودم آمدم و دیدم که دارم وقتم را هدر می دهم بدون اینکه او از حس من نسبت به خودش با خبر باشد.

 

به همین دلیل بی‌خیال قضاوت‌ها شدم و با او در مورد حس واقعی ام صحبت کردم و به او گفتم دوست دارم با او بیشتر آشنا شویم تا ازدواج کنیم. خوشبختانه او هم از پیشنهاد من استقبال کرد و بعد از مدتی با هم ازدواج کردیم.

 

پس از این ماجرا قید تحصیل در مقطع فوق لیسانس در انگلیس را زدم تا در کنار همسرم یک زندگی خوب و آرام داشته باشم. حالا از این تصمیمی که گرفته ام خیلی خوشحال هستم».

 مادر شدن

ویشکا و رضا خیلی زود تصمیم گرفتند صاحب فرزند شوند. پسر آنها گیو نام دارد. آسایش درباره مادر شدن گفته است:« مادرشدن برای من یک تجربه کم نظیر است. از آن حس هایی که هر لحظه از فکر کردنش غرق شادی می شوم. پس از گذشت مدتی از زندگی مشترک من و همسرم هر دو به این فکر افتادیم که بچه دار شویم. من هم سعی کردم از لحظه لحظه حس مادرشدنم لذت ببرم».

 

او درباره رابطه‌اش با گیو اشاره کرده است:« رابطه من چندان شبیه رابطه یک مادر با بچه اش نیست. من و پسرم درست عین دو تا دوست هستیم و مدام سر به سر هم می گذاریم و از حسی که بین ما وجود دارد غرق شادی می شویم».

 

لجبازی

ویشکا آسایش کمی لجباز است. خودش گفته است:« من یک شخصیتی دارم که هر کاری را بهم بگویند نمی توانی بکنی سر لج می افتم و همان کار را انجام می دهم؛ یکمی جسور و یکمی هم دیوانه هستم».

 

عشق به ورزش

پاراگراف آخر را هم به نقل از خود این بازیگر بخوانید:« من در خانواده ای بزرگ شدم که در کنار هنر، ورزش حرف اول را می زد و مادرم تمام تلاشش را به کار می بست تا ما را با ورزش آشنا کند. انصافا هم از دوران کودکی به ورزش علاقه داشتم! به واسطه بازی در نقش های مختلف تاریخی هم به اسب سواری و شمشیرزنی تا حدی مسلط شدم. اما در کنار همه این ها، من شیفته کوهنوردی هستم... وقتی پی به این علاقه ام بردم سعی کردم با جدیت آن را دنبال کنم و این موضوع در نهایت باعث شد، «قله دماوند» را فتح کنم که این تجربه واقعا برایم کم نظیر بود».

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.