• ۱۳۹۷ سه شنبه ۲۰ آذر
  • اِثَّلاثا ٢ ربيع الثاني ١٤٤٠
  • Tuesday 11 Dec 2018
خشکشویی آنلاین بخار

عکس روز

آخرین خبرها

معرفی کامل و نقد فیلم مارموز ساخته کمال تبریزی
اسرار 4برج فوق لاکچری تهران
نیکی نصیریان ؛ بازیگر نقش آهو در سریال بانوی عمارت: اتفاقات مختلفی برای آهو رخ می‌دهد
نگاهی به حمایت سلبریتی‌ها از فیلم پیمان معادی؛ بمب؛ یک عاشقانه جنجالی
نقد فیلم دلم می خواد ساخته بهمن فرمان‌آرا
فریماه فرجامی: تمایلی برای بازیگری ندارم
همه نکاتی که درباره طراحی گل روی ناخن باید بدانید
پیشنهادهایی برای شیک‌پوشی خانم‌های چادری در زمستان
داستان‌های شاهنامه/ کشته‌شدن اسفندیار به‌دست رستم
خبرهای تازه از آزاده صمدی، حسن معجونی و شهرام حقیقت‌دوست
حکایت‌های مثنوی/ اژدها در دام مرد مارگیر
نکات ضروری که قبل از کوهنوردی حتما باید بدانید
گلستان سعدی/ تاثیر سرنشت انسان در تربیت
پیشنهادهایی برای دکوراسیون زمستانی خانه
معرفی کامل و نقد فیلم کلمبوس ساخته هاتف علیمردانی
آشپزی/ دستور پخت پاستای یونانی
جرم غیراخلاقی ملکه زیبایی
گفت‌وگو با زوج مخترع برنده چندین جایزه بین المللی اختراعات: ازدواج سرعت پیشرفت‌مان را بیشتر کرد
ماجرای تذکر به خندوانه چه بود
عکس‌های تازه از 6زن سلبریتی
هراس از خیانت اینستاگرامی همسر
علت ایست‌قلبی ومرگ‌ناگهانی جوانان
دختر 15 ساله در دام پسر اغفالگر
انتشار تصاویر خصوصی بستگان به دلیل خصومت و انتقام‌جویی
امروز با حافظ/ رحم کن بر جان خود پرهیز کن از تیر ما
فروکش تلاطم بازار مسکن نزدیک است
نقد سریال بی قرار ؛ ماندن بر سر دوراهی
مخاطبان سریال بانوی عمارت درباره این سریال چه نظری دارند؟
2بار تجاوز به دختر13 ساله
رسوایی‌ جنسی‌ درتیم فوتبال ‌دختران افغانستان
گفت‌وگو با حسام منظور بازیگر نقش ارسلان میرزا در سریال بانوی عمارت: شخصیت شازده ارسلان چگونه ساخته شد؟
تصاویر زیبا از غار سهولان در مهاباد
داستان‌های شاهنامه/ نبرد تن به تن رستم و اسفندیار و کمک سیمرغ به رستم
طرز تهیه ترشی چرخ شده و نحوه سرو آن
گلستان سعدی/ با نادان هم‌نشین نشو
حکایت‌های مثنوی/ پندهای پرنده زیرک به شکارچی
بهترین روش برای انتخاب فرق موی سر
نقد سریال بانوی عمارت ؛ روایت عاشقانه‌ای در دل تاریخ
معرفی رمان/ از قصر تا قصر و ماه عسل نوشته نجیب محفوظ
راهکارهای طلایی برای حل اختلافات زناشویی
راهنمای کامل برای سفر به مناطق کویری ایران
تازه‌ترین خبرها از رضا کیانیان، ویشکا آسایش، حمید گودرزی و...
باج‌گیری3میلیاردی از زن مرموز
خیانت پسر همسایه و زن جوان
حرف‌های خواندنی2بادیگارد ایرانی
پیشنهاد بیشرمانه تعمیرکار موبایل
‌هدف افشاگری دختری‌علیه سلبریتی‌ها
امروز با حافظ/ به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد
مصائب پناهندگی که ایرانی‌های زیادی را مجبور به بازگشت کرد
واکنش مهناز افشار به خبر احضارش به دادسرا
زیبا بروفه عزادار شد
مهناز افشار به دادسرا احضار شد
بیوگرافی کامل و کارنامه سلمان فرخنده بازیگر نقش عمار درسریال مینو
فساد اجاره‌ای، در تهران
جوسازی‌دختری علیه‌ستاره‌های فوتبال
گلستان سعدی/ درویشی که سراغ مرد کریم نرفت
داستان‌های شاهنامه/ رجزخوانی رستم و اسفندیار برای یکدیگر
جنایت‌های خانوادگی چرا و چگونه رخ می‌دهند؟
آشپزی/ طرز تهیه سیب زمینی هندی
نشانه‌های اولیه آلزایمر
حکایت‌های مثنوی/ ریشه ضرب‌المثل دوستی خاله خرسه
بیوگرافی کامل پارسا پیروزفر
تجاوز پزشک انگلیسی به زنان در مطب
انگیزه‌های نادرست دختر و پسران دم بخت برای ازدواج
پرفالوئرترین بازیگران زن ایران
سلبریتی‌ها در کنار همسران
برنامه‌‌ماهواره‌ای زنم را منحرف کرد
قتل به‌دلیل‌شک به‌رابطه برادرو همسر
عجیب‌ترین مهریه‌های دختران
عکس‌های تماشایی از درندگان
کد خبر: 93596 | تاریخ : ۱۳۹۷/۵/۱۱ - 07:00
گفت‌وگو با دختر قربانی تعرض

گفت‌وگو با دختر قربانی تعرض

من خیلی ترسیده بودم. جرات نداشتم به خانواده‌ام زنگ بزنم و ماجرا را برایشان بگویم. صبح زود با پلیس 110 تماس گرفتم. یک ماشین پلیس همراه یک مامور زن مقابل خانه‌ام آمدند و مرا به کلانتری رباط کریم بردند. آنجا شکایتم را مطرح کردم و بعد به پزشکی قانونی معرفی شدم.

دوات آنلاین-دختر شهرستانی وقتی برای پیدا کردن کار به تهران آمد هرگز فکر نمی‌کرد در دام شیطانی مرد بنگاهدار گرفتار شود.

این دختر که برای پیدا کردن یک همخانه و شریک شدن او در مبلغ اجاره‌خانه از مرد بنگاهدار کمک خواسته بود در خانه وی مورد آزار قرار گرفت.

 

دختر جوان می‌گوید: کاش هیچ وقت برای پیدا کردن کار و به دست آوردن پول به تهران نیامده بودم و به خانه مرد بنگاهدار نمی‌رفتم. حالا روی بازگشت به شهرستان محل زندگی‌ام را ندارم و در تهران آواره مانده ام.گفت‌وگوی تپش با دختر جوان را می‌خوانید. این ادعاهای دختر جوان در حالی از سوی او مطرح شده که پرونده در دادگاه کیفری در حال رسیدگی است و پسر جوان منکر اتهامات خود شده است.

 

  • چند سال داری؟

 

30سال.

 

  • چقدر درس خوانده‌ای؟

 

دیپلم حسابداری دارم.

 

  • از کدام شهرستان به تهران آمدی؟

 

از یکی از شهرستان‌های استان فارس.

 

  • چند خواهر و برادر داری؟

 

یک برادر و دو خواهر دارم و خودم فرزند دوم خانواده هستم.

 

  • چرا دنبال کار می‌گشتی؟

 

پدرم بازنشسته است و حقوق بازنشستگی‌اش کفاف زندگی مان را نمی‌دهد. به همین خاطر تصمیم گرفتم کار مناسبی پیدا کنم و برای خودم منبع درآمد داشته باشم.

 

  • چند وقت است به تهران آمده‌ای؟

 

حدود 6 ماه. ابتدا به استهبان رفتم. آنجا به صورت خصوصی به بچه‌های مدرسه‌ای ریاضی درس می‌دادم ولی چون درآمد کافی نداشتم به توصیه یکی از دوستانم به تهران آمدم.

 

  • در تهران کجا زندگی می‌کردی؟

 

یک آپارتمان کوچک در شهر پرند اجاره کرده بودم تا کار مناسبی پیدا کنم. بعد از گذشت سه‌ماه هنوز کار مناسبی پیدا نکرده بودم. ماهانه پول زیادی بابت اجاره خانه می‌دادم و پس‌اندازم در حال تمام شدن بود. به همین خاطر تصمیم گرفتم یک همخانه پیدا کنم تا بتوانم مبلغ اجاره خانه را با او شریک شوم.

 

  • چطور با مرد بنگاهدار آشنا شدی؟

 

چند شبانه‌روز در روزنامه‌ها دنبال همخانه و شغل مناسب گشتم اما پیدا نکردم. به همین خاطر به بنگاه‌های شهر پرند مراجعه کردم و از آنها خواستم تا برایم همخانه‌ای پیدا کنند. من شرایط سخت زندگی‌ام را هم برایشان توضیح دادم و از آنها می‌خواستم تا در صورتی که برایشان مقدور است کار مناسبی برایم بیابند. بعضی از آنها دلسوزانه با من رفتار کردند و قول کمک دادند. احسان هم صاحب یکی از همین املاک مسکن بود که به او مراجعه کرده بودم.

 

  • چطور در دام مرد بنگاهدار افتادی؟

 

یک ماه بعد از مراجعه به بنگاه او با من تماس گرفت و گفت کار مناسبی در یک رستوران برایم پیدا کرده است. او قول داد به زودی یک همخانه دانشجو هم برایم پیدا می‌کند.

 

  • چرا به خانه مرد بنگاهدار رفتی؟

 

او به من گفت قبل از این‌که برای کارکردن به رستوران بروم باید از من تست بگیرد تا مطمئن شود به مبانی کامپیوتر آشنایی دارم. من فکر می‌کردم می‌خواهد مرا به رستورانی که قرار است آنجا کار کنم ببرد، اما او مرا به خانه مجردی‌اش برد و گفت همانجا از من تست می‌گیرد.

 

 

  • می دانستی به خانه مجردی او می‌روی؟

 

نه. به من گفته بود برادر بزرگش که کارمند بانک بوده چند ماه پیش در یک تصادف کشته شده است و حالا او گاهی اوقات برای سرکشی به خانه او می‌رود. ولی بعدا متوجه شدم او آنجا را به پاتوق خودش تبدیل کرده است.

 

  • مرد بنگاهدار در خانه چه رفتاری داشت؟

 

او اعتمادم را جلب کرده بود. به محض وارد شدن به خانه سراغ کامپیوتر رفت و آن را روشن کرد و از من خواست تا پشت کامپیوتر بنشیم. ولی همان موقع یک نفر با او تماس گرفت و خواست به بنگاه برود.

 

  • تو در خانه تنها ماندی؟

 

می‌خواستم آنجا را ترک کنم، اما مرد جوان گفت بهتر است تا چند ساعت دیگر منتظر او بمانم. وقتی خانه را ترک کرد در را به رویم قفل کرد.

 

  • به این ماجرا مشکوک نشدی؟

 

نه فکر می‌کردم چون مرا نمی‌شناسد و به من اعتماد ندارد در را به رویم قفل کرده و رفته است. من چند بار با مرد بنگاهدار تماس گرفتم، اما پاسخم را نداد. خیلی نگران شده بودم و می‌خواستم زودتر به خانه‌ام برگردم. چون صاحبخانه زن حساسی بود و از من قول گرفته بود هر شب قبل از ساعت 9 شب به خانه بروم.

 

  • چه موقع مرد بنگاهدار به خانه برگشت؟

 

ساعت حدود 9 شب در حالی که شام خریده بود به خانه آمد و ما با هم شام خوردیم. فکر می‌کردم همان موقع از من تست می‌گیرد، اما سراغ کامپیوتر رفت و موسیقی را با صدای بلند پخش کرد. او یکباره به سمتم حمله‌ور شد و مرا مورد آزار قرار داد.

 

  • از خودت دفاع نکردی؟

 

سعی کردم از خودم دفاع کنم ولی نشد. من داد و فریاد می‌کردم و از همسایه‌ها کمک می‌خواستم اما صدای موسیقی به حدی بلند بود که هیچ‌کس فریادهای کمک خواهی مرا نشنید. مرد بنگاهدار مرا کتک زد و با تهدید سوار ماشینش کرد و مرا به خانه‌ام رساند. او گفت اگر در این باره به کسی حرفی بزنم آبرویم را می‌برد.

 

  • چطور از او شکایت کردی؟

 

من خیلی ترسیده بودم. جرات نداشتم به خانواده‌ام زنگ بزنم و ماجرا را برایشان بگویم. صبح زود با پلیس 110 تماس گرفتم. یک ماشین پلیس همراه یک مامور زن مقابل خانه‌ام آمدند و مرا به کلانتری رباط کریم بردند. آنجا شکایتم را مطرح کردم و بعد به پزشکی قانونی معرفی شدم.

 

  • مرد بنگاهدار چند روز بعد دستگیر شد؟

 

دو روز بعد. مدتی بعد هم با سپردن وثیقه میلیونی آزاد شد. همان موقع با من تماس گرفت و خواست تا از شکایتم منصرف شوم. او می‌گفت نامزد داشته و در تدارک جشن عقد بوده ولی حالا نامزدش با این شکایت از ازدواج با او منصرف شده است. او پیشنهاد داد هزینه عمل جراحی‌ام را بپردازد. او می‌خواست با دروغ‌هایش بار دیگر مرا قربانی نیت شوم خود کند که به ماجرا پی بردم و همراه او نشدم.

 

  • حال چه درخواستی داری؟

 

زندگی‌ام تباه شده است. روی بازگشت به شهرستان محل زندگی‌ام را ندارم و در تهران آواره مانده‌ام. می‌خواهم مرد بنگاهدار به اشد مجازات برسد.

 

منبع: جام جم

دیدگاه‌های دیگران

م
مصطفی |
مخالف 0 - 0 موافق
وقتی که پول و قدرت مالی دست این جور افراد باشه به خود اجازه همچین کاری میدن زندگی دخترمردمو نابود بکنن

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.