• ۱۳۹۷ يکشنبه ۲۹ مهر
  • اِلأَحَّد ١٠ صفر ١٤٤٠
  • Sunday 21 Oct 2018
خشکشویی آنلاین بخار

عکس روز

آخرین خبرها

عکس / تصادف عجیب خانم بازیگر
اسیدپاشی پس از دیدن فیلم روی پرده سینما
تصاویر فوق‌العاده از دره چاکرود در استان گیلان
مروری بر کارنامه امیر جدیدی؛ ستاره تازه سینما
بیوگرافی کامل آل پاچینو؛ سلطان بازیگری
آشپزی / طرز تهیه میرزاقاسمی و نحوه سرو آن
ازدواج‌های اینترنتی چه نتایجی دارد؟
فیلم / استندآپ کمدی علی صبوری در حضور رییس سازمان صدا و سیما
فرارعاشقانه‌برای‌ازدواج باپسر افغان
خواسته بیشرمانه با فیلم‌های مخفیانه
جزییات فجیع از جنایت مرد‌ بوکسور
بیوگرافی کامل رویا تیموریان
شناسایی جسد با خواب‌دیدن مادرش
10 بازیگر مرد برتر سینمای بعد از انقلاب
این زیور آلات سرطان‌زا هستند
دختران و پسران جوان؛ اسیر روابط بلاتکلیف
زن و شوهر نخبه از عشق به نفرت رسیدند
مرگ دلخراش ملکه زیبایی روس
رئیس محیط زیست: آلودگی هوا در راه است
معرفی کامل4 وزیر پیشنهادی روحانی که یکشنبه به مجلس معرفی می‌شوند
عکس/ بهنام بانی کنار آبشار نیاگارا
زن ۴۰ ساله‌ ۴۴ بچه به دنیا آورده
هزینه 12 میلیاردی برای ساخت فصل اول شهرزاد؛ سوپراستارها ماهانه 25 میلیون تومان دستمزد می‌گرفتند
اعتراف فرهاد آییش به دلیل اصلی ترس از بچه‌دار شدن
گزارشی از تولید لامبورگینی ایرانی که با اصل‌اش مو نمی‌زند
مسمومیت الکلی این بار در بندرعباس / یک نفر فوت کرد و 8 نفر دیالیز شدند
عباس آخوندی، وزیر راه، متن استعفای خود را منتشر کرد
آیا مرگ زن، «مهریه» را ساقط می‌کند؟
این خوراکی‌ها منبع ویتامین دی هستند
جلال مقامی:حالم خوب است اما حوصله و توان سرکار رفتن را ندارم
قاچاق الکل تا ۵۰ سال حبس دارد
دیرغذا نخورید، چاق می شوید
عربستان به قتل خاشقجی اعتراف و افسران اطلاعاتی را برکنار کرد
داستان‌های شاهنامه/ تولد کیخسرو و بزرگ‌شدن او نیز چوپانان
برای صبحانه چه چیزهایی بخوریم؟
عناوین امتحان نهایی پایه دوازدهم اعلام شد + فهرست دروس
اینجا؛ بزرگ‌ترین رستوران زیر آبی جهان
چگونه با بیماری ام اس کنار بیاییم ؟
آشپزی / با انواع پاستاهای ایتالیایی آشنا شوید
چای سبز چه خاصیت‌هایی دارد؟
مصاحبه با بوکسوری که 4نفر را کشت
دام قرار شبانه2دختر با پسر جوان
درخواست فرزندان برای اعدام پدر
عضو باند یاکوزای ژاپن در تهران به قصاص محکوم شد
بوکسور معروف چرا 2 دخترش و پدر ومادر همسرش را کشت؟
علی ضیا در برابر مهمان فرمول یک، گوشه رینگ قرار گرفت
آیا شما هم به حسادت عاشقانه مبتلا هستید؟
بانک‌های مختلف به سپرده‌ها چقدر سود می‌دهند+نام بانک‌ها و جزییات قراردادها
سرمایه ایرانیان مقیم خارج از کشور چقدر است؟
آیا واقعا در همدان گنج پیدا شد؟
تصویر لیلا حاتمی در اینستاگرام بازیگر «بازی تاج و تخت»
عکس دختر ایرانی در اینستاگرام نشنال جئوگرافیک
هفته پر بارش در راه است
مسابقه برنده باش تقلید از کدام برنامه خارجی است؟
عکس / تیپ خاص فاطمه معتمدآریا در جشنواره سلیمانیه
نقشه‌ای برای اغفال زن مطلقه
عکس‌‌های فوق‌العاده از دنیای زیر آب
نکاتی که درباره مراقبت و آرایش موهای فر باید بدانید
گفت‌وگوبا نخستین زن جهانگرد ایرانی در 493 روز دور دنیا سفر کرد
10 فیلم برتر عاشقانه سینمای ایران
چرا و چگونه به مراغه سفر کنیم؟
چه نوع گوشواره‌ای برای فرم صورت شما مناسب است؟
داستان‌های شاهنامه / بریدن سر سیاوش
کدام پیشگویی‌های نوستراداموس به واقعیت تبدیل شدند؟
خداداد عزیزی هم بازیگر شد
روایتی تکان‌دهنده از حرمسرای قذافی
سرقت مسلحانه از بانک با پوشش زنانه
آخرین میزان گرانی مواد خوراکی اعلام شد؛ تورم تخم مرغ ۷۴ درصد و میوه‌ به ۶۱ درصد رسید
نشانه‌های سرطان روده چیست؟
توزیع‌کنندگان الکل مسموم در شيراز دستگیر شدند
کد خبر: 93567 | تاریخ : ۱۳۹۷/۵/۱۰ - 05:37
افشای ناگهانی یک رابطه سیاه

افشای ناگهانی یک رابطه سیاه

دائم خودم را لعنت می‌کنم که چرا گذاشتم پای این مار خوش‌خط‌وخال به زندگی‌ام باز شود و آن را نابود کند. اعتماد بیجا به زن غریبه موجب شد که شوهرم او را به من ترجیح دهد. به‌خاطر دخترم نمی‌خواهم طلاق بگیرم، ولی دیگر هیچ اعتمادی به همسرم ندارم.

دوات آنلاین-زنی که به طور اتفاقی متوجه خیانت شوهرش شده بود با مراجعه به مرکز مشاوره پلیس استان خراسان شمالی ماجرا را این طور توضیح داد:

 

حاصل ازدواج‌مان یک دختر 4 ساله است. تا قبل از این، خیلی خودم را زن خوشبختی فرض می‌کردم؛ چون فکر می‌کردم که شوهرم عاشق من است و خاطرم را می‌خواهد؛ اصلاً فکرش را نمی‌کردم که این‌قدر در حق من نامردی کند.

 

اسماعیل در یک ارگان دولتی مشغول خدمت بود و با حقوق کارمندی و وام توانستیم یک واحد 70متری بخریم و به قولی صاحبخانه شویم. از این بابت خیلی خوشحال بودیم و زندگی بر وفق مراد بود.

 

در طبقه بالای ما زنی زندگی می‌کرد که بنا به گفته خودش از همسرش جدا شده بود و فرزند پسری داشت که با شوهر سابقش زندگی می‌کرد. بعضی وقت‌ها که زن همسایه را در حیاط می‌دیدم، با او خوش‌وبش و احوالپرسی می‌کردم. خودش را الهام معرفی کرد. از آن روز ارتباط من با الهام شروع شد و روزبه‌روز باهم صمیمی‌تر شدیم؛ به‌طوری‌که صبحانه را یک روز در منزل ما و یک روز در منزل الهام می‌خوردیم. او داستان زندگی‌اش را برایم تعریف کرد. وقتی سرگذشتش را شنیدم، خیلی غصه خوردم.

 

الهام حتی زمانی‌که اسماعیل در منزل بود، بی‌پروا به منزل ما می‌آمد و با همسرم گپ می‌زد. از آنجا که به اسماعیل اعتماد داشتم، اصلا فکر بدی به دلم راه نمی‌دادم؛ حتی بعضی خریدهای الهام را انجام می‌دادم. خیلی با الهام صمیمی شده بودم؛ درست مانند دو تا دوست.

 

گاهی اوقات افراد ناشناسی به منزل الهام رفت‌وآمد می‌کردند که خودش می‌گفت فامیلش هستند. من هم زیاد کنجکاوی نمی‌کردم؛ چون فکر می‌کردم همه مثل خودم صداقت دارند و لابد او هم راست می‌گفت.

 

هر از گاهی پسر الهام به خانه‌اش می‌آمد و چند روزی را نزد مادرش بود. باهم به گردش و تفریح می‌رفتیم. آن‌قدر این رابطه صمیمی شده بود که گاهی خودم حالم از این همه رابطه داشتن به هم می‌خورد.

 

الهام بیش از حد به منزل ما رفت‌وآمد داشت؛ وقت و بی‌وقت و هربار چند ساعت می‌ماند. چانه‌اش که گرم صحبت می‌شد، گذر زمان را احساس نمی‌کرد. واقعا فکر می‌کردم زن بدبختی است و دلم به رحم می‌آمد.

 

چون اهل یکی از شهرهای اطراف بجنورد بودم، برای دیدن خانواده‌ام آخر هفته‌ها می‌رفتم. اسماعیل مرا می‌رساند و به بهانه اینکه کار دارد، خودش برمی‌گشت و دوباره خودش می‌آمد و برمان می‌گرداند. هرچقدر اصرار می‌کردم که بماند، هربار بهانه‌ای برای برگشت داشت.

 

این اواخر اسماعیل خیلی مشغول گوشی‌اش می‌شد. خودش مدعی بود که من بدبین شده‌ام و دائم غر می‌زنم! من هم به حرفش اعتماد کردم. آخر هفته دیگری فرار رسید. بازهم ساکم را بستم و به‌سوی دیارم رهسپار شدم؛ اما این‌بار اسماعیل گفت که نمی‌تواند ما را برساند؛ چون خیلی کار سرش ریخته است و قرار شد ما با ماشین‌های عبوری برویم و این حرفش باعث شد که من به او شک کنم.

 

وسط راه بودم که ناگهان توی دلم آشوب شد؛ بنابراین به راننده گفتم که پیاده‌ام کند و همه کرایه را به او پرداخت کردم و یک ماشین دربست گرفتم و به سمت منزل برگشتم. کلید را چرخاندم و وارد شدم. فکر کردم اسماعیل سرکار رفته. وارد اتاق خواب که شدم، در کمال ناباوری صحنه‌ای را دیدم که باورش برایم سخت بود. اسماعیل و الهام را با ...

 

هاج و واج نگاهم می‌کردند. زبانم در کامم نمی‌چرخید که هرچه لایق‌شان است، نثارشان کنم. بله؛ الهام با نقشه وارد زندگی من و همسرم را صاحب شده بود.

 

نمی‌دانستم باید چه کنم؟ فقط جیغ می‌زدم و اسماعیل سعی داشت که ساکتم کند. نمی‌توانم هردوی‌شان را ببخشم. تداعی آن شب لعنتی، کابوس زندگی‌ام شده. دائم خودم را لعنت می‌کنم که چرا گذاشتم پای این مار خوش‌خط‌وخال به زندگی‌ام باز شود و آن را نابود کند. اعتماد بیجا به زن غریبه موجب شد که شوهرم او را به من ترجیح دهد. به‌خاطر دخترم نمی‌خواهم طلاق بگیرم، ولی دیگر هیچ اعتمادی به همسرم ندارم.

 

نظر کارشناس:

 

کارشناس مرکز مشاوره آرامش پلیس استان خراسان‌شمالی در این‌باره می‌گوید: هرگز غریبه‌ها را به حریم خصوصی زندگی‌تان راه ندهید. تأکید می‌شود که زوج‌ها مهارت‌های ارتباطی و اجتماعی خود را بالا ببرند و نسبت به خطرهای در کمین، تیزبین باشند. باتوجه به اینکه آسیب‌های اجتماعی در جامعه رو به افزایش و این موضوع مسئله‌ای نگران‌کننده و قابل‌تأمل است، پس بهتر است که خوب به محیط پیرامون خود بنگریم و از خطرهای در کمین آگاه شویم و آن‌ها را مهار کنیم و این امر جز در سایه آموزش و ارتقاء آگاهی امکانپذیر نیست.

 

تعهد، وفاداری، اعتماد، صداقت و...، لازمه زندگی مشترک زناشویی هستند؛ ولی متأسفانه برخی از زوجین از اعتماد طرف مقابل سوءاستفاده می‌کنند و مرتکب خیانت یا بی‌وفایی می‌شوند.

 

آنچه در این مورد مشهود است، اینکه اعتماد بیجا و بیش از حد به زن غریبه و راه‌دادن وی به حریم خصوصی خانوادگی، موجب شد که چنین سرنوشتی برای مراجع رقم بخورد؛ لذا توصیه می‌شود که به افراد غریبه هرگز اعتماد نکنید؛ چراکه اعتماد صد در صد به غریبه‌ها و بازکردن پای آن‌ها به حریم شخصی، موجب می‌شود که طرف مقابل از این اعتماد به‌وجود آمده، نهایت سوءاستفاده را کرده و در زندگی مشترک زوج‌ها خلل ایجاد کند./

 

نویسنده: سروان نساء ایزانلو، کارشناس ارشد مرکز مشاوره آرامش پلیس استان خراسان‌شمالی

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.