• ۱۳۹۷ چهارشنبه ۲۴ مرداد
  • اِلأَربِعا ٣ ذو الحجه ١٤٣٩
  • Wednesday 15 Aug 2018
خشکشویی آنلاین بخار

عکس روز

آخرین خبرها

توطئه جناب خان علیه رامبد جوان
با نگهداری گل‌ها در آب می‌توانید محدودیت‌ها را برای داشتن خانه‌ای زیبا از بین ببرید
نکاتی که درباره سریال حکایت‌های کمال باید بدانید
سفر به تخت سلیمان ؛ مکانی که هنوز اسرارآمیز است
گلچینی از فیلم‌های جناب‌ خان
حسادت دوستان ریحانه پارسا به‌خاطر انتخاب شدن او برای سریال پدر
کنایه جناب خان به افزایش قیمت بلیت هواپیما
جناب خان و جین پوشیدن وزیر ارتباطات
وقتی جناب خان در خندوانه غیرتی می‌شود
دختر نوجوان در دام رابطه سیاه
شوخی جناب خان با اسامی بازیکنان فوتبال
جناب خان وزیر کار می‌شود
نظر جناب خان درباره سربازی رفتن دختران
باکس کنفی؛ برای تمیزی و زیبایی اتاق کودک
رازهایی درباره عطر زدن که همه نمی‌دانند
نشانه‌های کمبود پروتئین در بدن
کارگردان سریال آرماندو : نمی‌دانم آرماندو چقدر شبیه اشک‌ها و لبخندها است
عامل زمینه‌ساز فساد زنان
مهدی میامی بازیگر سریال ستایش: ستایش ۳ از فصل اول هم جذاب‌تر است
گفت‌وگو با بازیگران سریال پدر: مردم چرا سریال پدر را دوست دارند؟
همدستی پسر و نامادری در قتل پدر
عوارض پروتز سینه چیست؟
زندگی خانوادگی سحر ولدبیگی
تصمیم همسر ترامپ برای طلاق
تخلف سلبریتی‌ها در کمک‌های مردمی
خواننده زیرزمینی متهم به قتل شد
نگاهی به سریال طنز آرماندو
ببینید: گران‌ترین تمبرهای جهان
راه و روش نگهداری از گیاه آنتوریوم در آپارتمان
راهنمای کامل خرید لباس دامادی
زوج روسی ۳۰ زن را خوردند
آلبومی از بهنوش بختیاری در نقش‌های مختلف
بهنوش بختیاری به ریحانه پارسا چه توصیه‌ای کرد؟
اتاق نشیمن را چطور با رنگ سبز تزئین کنیم؟
با خاصیت‌های عصاره قهوه آشنا شوید
سینا مهرداد، بازیگر نقش حامد در سریال پدر: غافلگیری‌های پدر هنوز مانده است
برای درمان زگیل چه کنیم؟
‍این 6 نوع آدامس مضر است؛ نخورید
دلایل کاهش میل جنسی مردان
آرایش مناسب پوست‌های تیره چیست؟
دلیل خشکی دهان چیست؟
وسوسه‌های شیطانی زن متاهل
همه چیز درباره لیندا کیانی
نگاهی به فیلم خجالت نکش به کارگردانی رضا مقصودی
مجید مشیری، بازیگر نقش منصور شریفی سریال پدر توضیح می‌دهد: پدر لیلا چرا با ازدواج دخترش و حامد موافقت کرد؟
انتقام به‌خاطر تعرض به دختر دانشجو
عکس‌های بی‌نظیر از حیوانات شکارچی
چطور بهترین عطر زنانه را انتخاب کنیم؟
دختر دانشجو در تله عکس‌ خصوصی
خنداننده شو زیر تیغ اتهام
گفت‌وگو با بازیگران و نویسنده سریال پدر/ هنوز نمی‌دانیم آخر سریال پدر چه می‌شود
راهنمای خوش‌تیپی برای مردان چاق
چرا و چگونه به آشوراده سفر کنیم؟
نشانه‌های سنگ کلیه و راه‌های دفع سنگ
چه زمانی درباره مسائل جنسی در خواستگاری صحبت کنیم؟
دختر 15ساله قربانی تعرض پسردایی
طرز تهیه سالاد آمریکایی به‌عنوان مکمل غذایی عالی برای مهمانی
راهنمای کامل برای تزئین اتاق خواب
زندگی خصوصی شیلا خداداد
متن وحید رحیمیان برای رامبد جوان
همه چیز درباره پانته‌آ بهرام، بازیگر سریال دلدادگان و مربی خنداننده شو؛ پیشنهادات مهران مدیری را رد کردم
زندگینامه کاوه خداشناس، بازیگر سریال پدر
آلبومی از لیلا اوتادی در نقش‌های مختلف
رفتارهای زننده عروس چشم‌عسلی
خودکشی یک زن در لایو اینستاگرام
7 راز ساده خوش‌تیپی
پشت‌پرده سایت‌های تبلیغ چندهمسری
حمایت امیرمهدی ژوله و چهره‌های دیگر از وحید رحیمیان برای صعود به مرحله بعد خنداننده شو
عذرخواهی سینا مهرداد بازیگر نقش حامد در سریال پدر: اتفاقات جذابی در راه است
چگونه غذاهای سرخ‌کردنی سالم بخوریم؟
کد خبر: 93384 | تاریخ : ۱۳۹۷/۴/۲۷ - 12:05
جزییات همسرکشی در خیابان

جزییات همسرکشی در خیابان

فرار پدرام ٤٨ساعت بیشتر طول نکشید و خود را به پلیس آگاهی تهران معرفی کرد. متهم پس از انتقال به دادسرای جنایی تهران مقابل قاضی محسن مدیرروستا، بازپرس جنایی پایتخت قرار گرفت و جزییات جنایت را بازگو کرد.

دوات آنلاین-«نازی خیلی دوست داشتم ولی خودت کردی» این جمله‌ای  است که پدرام ٢٧ساله بر بالین جسد همسرش می‌گوید. همسری که قرار بود پیش از مرگ در دادگاه طلاق از پدرام جدا شود ولی بر اثر یک اتفاق با ضربات شوهرش کشته شد. شاهدان حادثه تصاویر این جنایت را ضبط کردند. فیلم تکان‌دهنده دیگری که در فضای مجازی منتشر شده است. این تصاویر ٤٨ثانیه است. تصاویری که نشان می‌دهد مرد چاقو به دست بر بالین جسد  همسرش  ایستاده و جملاتی را می‌گوید که نظر هر رهگذری را جلب می‌کند. جسد همسرش را تکان می‌دهد و به او می‌گوید: «دوست داشتم خودت کردی منو داری می‌بینی» عامل جنایت شماره تلفن مادرش را به یکی از عابران می‌دهد تا او هم درجریان قرار گیرد. رو به حضار فریاد می‌زند شماره مادرش را بگیرید و بگویید عروسش را کشتم! بعد هم رو به جوانی که در آن نزدیکی ایستاده، می‌گوید: «آقا یه‌ دقیقه برو جلوی دادگاه مادرش با یه بچه وایساده، بگو خانم رضایی.... بهش بگو بیا عروستو کشتم». اما شماره در دسترس نیست. مادر و دخترش همراه او به دادگاه آمده بودند تا شاهد دومین طلاق پدرام باشند. بعد از آن هم مرد دیگری به طرف مرد قاتل می‌رود و به او می‌گوید نمان، فرار کن، مرد قاتل می‌گوید خودرو ندارم نمی‌توانم فرار کنم و بعد هم دوشادوش مردی که به او پیشنهاد فرار داده بود، از محله حادثه دور می‌شود و در واقع فرار می‌کند. همان‌جاست تا شاهدان قتل، یاد اورژانس و پلیس می‌افتند و بالاخره با آنها تماس می‌گیرند. فیلم تمام می‌شود.

این جنایت ظهر چهارشنبه ٢٠ تیرماه زمانی رخ داد که مرد جوان فهمید همسرش پیش از ازدواج با او ٤مرتبه دیگر نیز ازدواج کرده است. آشنایی این زن و مرد بیمار که در یک بیمارستان روانی کلید خورد، قرار بود در دادگاه اسلامشهر پایان یابد اما پیش از دادگاه در پارکی حوالی اسلامشهر، زن جوان چاقویش را از کیفش بیرون کشید و پدرام را تهدید کرد که باید تمام حقم را بدهی. همان موقع بود که پیرزنی درحال عبور بود، با دیدن این تصاویر گفت: «زمونه برعکس شده» همین جمله کافی بود تا حواس نازنین پرت شود و در یک لحظه پدرام چاقو را از دستش بقاپد. خودش می‌گوید، دیگر نفهمیدم چه اتفاقی افتاده و چندین ضربه به گردن و بدنش زدم. نازنین روی چمن‌ها افتاده بود و می‌خواستم مادرم را خبر کنم اما نشد، به همین خاطر فرار کردم.»

فرار پدرام ٤٨ساعت بیشتر طول نکشید و خود را به پلیس آگاهی  تهران معرفی کرد. متهم پس از انتقال به دادسرای جنایی تهران مقابل قاضی محسن مدیرروستا، بازپرس جنایی پایتخت قرار گرفت و جزییات جنایت را بازگو کرد. همان موقع بود که شماره مادر نازنین را هم در اختیار قاضی پرونده گذاشت تا به دستور قاضی جنایی پایتخت او هم به دادسرا احضار شود.

پدرام ٢سال پیش در یک بیمارستان روانی با نازنین آشنا شده بود. این درحالی بود که ٤‌سال قبل ازدواج کرده و یک دختر داشت. بیماری روحی و روانی داشت، به همین خاطر خانواده‌اش تصمیم گرفتند او را در بیمارستان روانی  بستری کنند. نازنین هم مانند او بیماری روحی و روانی داشت و مدتی بود که در آن‌جا بستری بود. در مدت کوتاهی که در بیمارستان بود، در زمان هواخوری‌ها نازنین را می‌دید. نازنین ٣٢‌سال داشت و در آن روز‌ها می‌گفت ٢بار ازدواج کرده و به دلیل اختلافاتی که با همسرانش داشته، از آنها جدا شده است. از بیمارستان مرخص شد اما نازنین را لحظه‌ای فراموش نکرد. از مادرش پول گرفت و مهریه همسر اولش را پرداخت کرد، طلاقش داد و با نازنین ازدواج کرد. 

مادر پدرام به «شهروند» می‌گوید: «پیش از ازدواجشان بارها با  این ازدواج مخالفت کردم اما پدرام گوشش بدهکار نبود. حتی مسئولان بیمارستان هم که متوجه این آشنایی شدند، بارها اخطار دادند اما فایده‌ای نداشت. نازنین ٤بار ازدواج کرده بود. او دوتا شناسنامه داشت. بعدها مشخص شد پدرام پنجمین همسر اوست. البته اینها را پسرم به من گفته بود و من درجریان قرار گرفتم. دلیل اختلافشان را می‌خواستم بدانم. سر این موضوع بارها با هم جروبحث کرده بودند و پدرام دیگر آن پسر سابق نبود. با ازدواج با نازنین خیلی خوشحال بود اما این اواخر بشدت عصبی شده بود.   این زن در ادامه گفت: یک هفته پیش از این حادثه قرار شد از یکدیگر جدا شوند. نازنین خانه را ترک کرده بود و پیش از آن دست به خودزنی زده بود. پدرام می‌گفت با چاقو به جان خودش افتاده بود و تمام دست و پاهایش را بریده بود. روز حادثه همراه پدرام و نازنین به اسلامشهر رفتیم. خانه‌مان تهران است اما نازنین دادگاه طلاق اسلامشهر را انتخاب کرده بود.

آن روز به دادگاه رفتیم و قاضی گفت، باید به دفترخانه بروید و پس از ثبت درخواست‌تان به دادگاه بیایید تا به ‌صورت توافقی از هم جدا شوید. من و نوه‌ام جلوی  دادگاه  ایستادیم،  قرار شد پدرام و نازنین به دفترخانه همین حوالی بروند، اما دقایقی نگذشت که  جمعیتی را دیدم که در کنار خیابان ایستاده‌اند و عکس و فیلم می‌گیرند. اصلا تصور هم نمی‌کردم برای پدرام و نازنین اتفاقی افتاده باشد. خیلی ایستادیم تا این‌که متوجه شدم اورژانس و پلیس آمده است. وقتی به سمت جمعیت رفتم، متوجه شدم نازنین کشته شده است. دو روز طول کشید تا پدرام با من تماس گرفت، همان‌جا بود که گفتم خودش را معرفی کند. حالا من مانده‌ام و دختر ٣ساله‌اش.

در این مدت پدرام ٢شب را در داخل خودرواش خوابیده بود اما به خاطر عذاب وجدان خودش را به پلیس معرفی کرد.

 

در غم نازنین

پنج روز است که نازنین  زیر خروارها خاک آرمیده است. همان روز جنایت، مادر نازنین در جریان مرگ دخترش قرار گرفت؛ جنایتی هولناک  جلوی چشمان ده‌ها رهگذر. مادر نازنین هم مخالف ازدواج دخترش با پدرام بود. او به «شهروند» می‌گوید: «نازنین مشکلات روحی و روانی داشت. در این سال‌ها چندین‌بار او را دکتر برده بودم. پیش روانشناس هم رفتیم اما در آخر او را  به بیمارستان روانی بردیم، اما چندی نگذشت که متوجه شدم در بیمارستان خواستگار دارد. خیلی مخالفت کردم، اما او کار خودش را کرد. با پدرام ازدواج  کرد؛ با مردی که یک بچه داشت. خیلی مسئولیتش بزرگ بود. همیشه نصیحتش می‌کردم؛ تا اینکه یک روز به حالت قهر به خانه ما آمد. متوجه شدم با پدرام دعوا کرده است. همان‌جا بود که گفت دیگر نمی‌خواهم زندگی کنم. تصمیمش را گرفته بود. با پدرام قرار گذاشت تا دادگاه بروند. اصرار کردم که من هم بیایم، اما می‌گفت لازم نیست؛ تا اینکه آن روز سیاه  از راه رسید؛ روزی که با من تماس گرفتند و گفتند نازنین در پزشکی قانونی است؛ باید جسدش را تحویل بگیرم. از آن روز به بعد زندگی برایم سیاه و تاریک شده است. نمی‌دانم چرا پدرام باید دخترم را بکشد. امیدوارم تقاص کارش را بدهد.»

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.