• ۱۳۹۸ جمعه ۳۰ فروردين
  • اِجُّمعَة ١٣ شعبان ١٤٤٠
  • Friday 19 Apr 2019

عکس روز

آخرین خبرها

این مستند کوتاه از حیات وحش را حتما ببینید
بیوگرافی کامل نسیم ادبی به بهانه بازی در نقش عاطفه در سریال برادر جان
مرگ 2 کودک در فاضلاب مدرسه
اعتراف به قتل و سوزاندن جسد زن 41 ساله
تجاوز گروهی به زن پاکستانی در اداره پلیس
نشانه‌ها، دلایل و راه درمان سردردهای میگرنی
رازهایی از زندگی آلبرت انیشتین
نمونه هندی برنامه عصر جدید
از عشق خواهر دوستم معتاد شدم
آریا عظیمی نژاد: جزء مافیا هستم
نظر ملیکا شریفی‌نیا درباره خواهر فروردینی‌اش
کدام ماشین‌ها در ایران میلیاردی هستند؟
تعرض استاد موسیقی به دختر تنها
جنایت به‌خاطر هزینه اثاث‌کشی
قیمت دلار،یورو، سکه و طلا روز پنج‌شنبه 29 فروردین
دلایل حمله قلبی در جوانان چیست؟
آتش اعتیاد پدر زندگی دختر جوان را خاکستر کرد
چگونه مشکل کمبود وقت را حل کنیم؟
گورستان تاریخی خالد نبی کجا است و تاریخچه آن چیست؟
برای شاد بودن چه کار کنیم؟
چه کار کنیم که ترس بچه‌ها از بین برود؟
اسرار تازه از جنایت شیطانی مرد و زن خیانتکار
گفت و گو با سارا صوفیانی ، بازیگر سریال روزهای بی قراری :زندگی سارا پر از اتفاقات است
نقشه سیاه دختر جوان و خواستگارش
طلاق به‌خاطر وحشت از ایدز
اظهارات دردناک زن مهاجر ؛ سمیرا: رفتم توت‌فرنگی بچینم به من تجاوز کردند
جنایت خانوادگی هولناک به دلیل رابطه پنهانی زن با دوست شوهر
قتل همسر به‌خاطر زن صیغه‌ای
ازدواج این دختران سلبریتی بهم خورد
چگونه در خانه بستنی بلوبری درست کنیم؟
طالع بینی ازدواج ؛ متولدین چه ماه‌هایی برای ازدواج با هم مناسب هستند؟
چه گل‌ها و گیاهانی را برای نگهداری در آپارتمان بخریم؟
تیپ عجیب بهنوش بختیاری
چهره خود را با کانتورها تغییر دهید
غزلی از دیوان شمس/ گلزار بین گلزار بین در آب نقش یار بین
امروز با حافظ/ سخت می‌گردد جهان بر مردمان سخت‌کوش
فال روزانه و فال تولد پنج‌شنبه 29 فروردین
بازیگران و نقش‌های سریال برادر جان +گزارش پشت صحنه
حسام منظور ، بازیگر نقش چاوش : سریال برادر جان قصه‌ای اخلاق‌مدار دارد
مارال فرجاد، بازیگر سریال برادر جان: مهتاب با عشق با شوهرش ازدواج کرد اما...
کامران تفتی بازیگر سریال برادر جان: حنیف از خود واقعی‌اش خیلی دور است
معرفی کامل سریال‌های ماه رمضان 98 + خلاصه داستان و بازیگران
شرایط قانونی حذف اسم همسر سابق از شناسنامه بعد از طلاق
هر آنچه درباره بیستون باید بدانید
شهامت ایجاد تغییر در زندگی‌تان را داشته باشید
نقد روان‌شناسانه فیلم کتاب سبز که برنده 3 جایزه اسکار 2019 شد
شوهرم کتکم می‌زند اما من هم به او دروغ‌های زیادی گفته‌ام
مصرف نودل چه ضررهایی دارد؟
با خاصیت‌های پیاز آشنا شوید
عروسی نیم‌میلیارد تومانی در تهران
طلاق به‌خاطر ترس از پرواز
خوراکی‌هایی که زنان حتما باید بخورند
ترفند عجیب برای فرار از مهریه 180 سکه‌ای
عکس‌هایی دیدنی از شبنم مقدمی
عکس‌های پاریسی3 بانوی سلبریتی
اعدام عامل تجاوز به زن متاهل
نحوه ست کردن پرده و کوسن های مبل در دیزاین خانه
امروز با حافظ/ گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارم
رنگ لاک مناسب بهار و نحوه ست کردن آن با لباس
مریم امیرجلالی: رضا عطاران جواب تلفنم را نمی‌دهد
دستور پخت آش ریواس
شعری عاشقانه از سهراب سپهری / صدا کن مرا
فال روزانه و فال تولد چهارشنبه 28 فروردین
قتل شوهرسوم به‌خاطر رابطه شیطانی
ماجرای عجیب یکی از بازماندگان نسل‌کشی حلبچه
معرفی مکان‌های تاریخی و دیدنی شهر نراق در استان مرکزی
افزایش تعرفه‌های برق از اردیبهشت
درمان‌های خانگی برای از بین بردن تبخال
گزارشی از شرکت‌های گلدکوئستی‌های مجوزدار
راه‌های تقویت اعتماد به نفس
کد خبر: 137993 | تاریخ : ۱۳۹۷/۱۲/۱۲ - 06:53
روابط سیاه دخترمعتادباپسران غریبه

روابط سیاه دخترمعتادباپسران غریبه

آنچه می‌خوانید داستان واقعی زندگی دختری از اهالی خراسان شمالی است.

دوات آنلاین-همه چیز از یک آشنایی تصادفی در یک تالار شروع شد که من را وارد منجلابی کرد که با دست و پا زدن، بیشتر در آن فرو می رفتم.بعد از سقوط در لجن زار اعتیاد دیگر نه آبرویی و نه ریخت و قیافه ای برایم ماند و از همه بدتر وارد خانه شیطان شدم.

 

دختر جوان که تا قبل از آشنایی اش با دوست نابابش حتی مواد مخدر را از نزدیک ندیده بود با چشمانی اشک آلود و با دندان های کدر درباره زندگی غبار گرفته اش گفت: دختر کم سن و سال روستایی بودم و برای این که کمک خرج خانواده ام شوم پا در شهر گذاشتم. اوایل در خانه برادرم زندگی می کردم و کاملاً چشم و گوش بسته بودم. شب ها در یک تالار مشغول به کار شدم و روزها هم درس می خواندم و هم به زن برادرم در کارهای خانه کمک می کردم. مدتی به این منوال گذشت تا این که شبی هنگام کار در تالار با یک دختر غریبه آشنا شدم و همین آشنایی سرآغاز فرو رفتن من در لجن زار اعتیاد شد.

 

 بعد از آشنایی مان دختر چرب زبان کم کم به من نزدیک شد و از زندگی ام پرسید و زمانی که فهمید من هم مثل او تنها و مجرد در خانه برادرم زندگی می کنم به من پیشنهاد داد که به خاطر تنهایی اش و از طرفی کار مشترک مان با او هم خانه شوم  تا  از تنهایی در بیاید. اول قبول نکردم چون تا آن موقع هیچ شبی تنها در خانه یک غریبه نمانده بودم و به نوعی از این کار وحشت داشتم.

 

بعد از مدتی همه چیز تغییر کرد و برادرم به خاطر بیکاری اش مجبور شد به یک شهر دیگر کوچ کند و من هم به اجبار باید به روستا بر می گشتم. دوست نداشتم به روستا برگردم به همین دلیل به یاد پیشنهاد دختر غریبه افتادم و همان شب موقع کار در تالار با کلی مقدمه چینی به او گفتم اگر موافق باشد با او هم خانه می شوم. دختر غریبه خیلی از این پیشنهاد خوشحال شد و از آن به بعد همکلام و همسفره شدیم.

 

روزها تنها در خانه می ماندم و دوستم به بهانه های مختلف از خانه خارج می شد و غروب خسته و بی حوصله به خانه بر می گشت و من هم جرئت نداشتم از او چیزی بپرسم. این ماجرا مدتی ادامه داشت تا این که کم کم دوستم به بهانه خستگی کار شبانه از من خواست که در حد گرفتن چند دود با او همراه شوم.

 

 این یک دود گرفتن کم کم به عادت روزانه و همیشگی ام تبدیل شد و زمانی که دوستم دید من در تله اعتیاد گیر افتاده ام مهره های شطرنج حیله اش را  یکی یکی رو کرد.

 

بعد از اعتیادم دوستم پیشنهاد دوستی با پسرهای غریبه را به من داد و از همه بدتر بعد از مدتی پای افراد غریبه را به خانه مجردی مان باز کرد. هر چند از کارش واهمه داشتم اما به خاطر اعتیاد توان ایستادگی در مقابلش و جرئت برگشتن به روستا را نداشتم. دوستم از نقطه ضعف من سوء استفاده کرد و روزی به من پیشنهاد بی شرمانه ای داد.

 

اول خیلی ناراحت شدم اما زمانی که دیدم او خیلی راحت با افراد غریبه ارتباط نامشروع دارد و از این راه هزینه اعتیاد و زندگی اش را تامین می کند قبول کردم چون چاره ای جز این کار نداشتم و باید آواره کوچه و خیابان می شدم یا با اعتیاد نزد پدرم برمی گشتم که  برایم خیلی دردناک بود.

 

دوست شیطان صفت ام مرا وارد اولین رابطه غیراخلاقی با یک پسر غریبه کرد و رفته رفته خواسته های آن ها از رابطه ساده فراتر رفت. روزی در خانه بعد از مصرف مواد با چند پسر غریبه، آن ها به شدت مرا مورد آزار و اذیت  قرار دادند و این سرآغاز بی عفتی و لکه دار شدن دامانم بود.

 

دوستم بعد از این ماجرا هر روز من را در ازای مبلغی در اختیار افراد غریبه قرار می داد تا از این طریق به خواسته های مالی اش برسد. تا به خودم آمدم دیدم منی که چشم و گوش بسته بودم و حتی از رفتن به خانه اقوام خجالت می کشیدم  یک پای ثابت بساط مواد و از همه بدتر اسیر مردان شیطان صفت شده ام.

 

دیگر کار از کار گذشته بود و در یک بیراهه بی انتها افتاده بودم که بازگشت از آن خیلی سخت بود چون همه  پل های پشت سرم را خراب کرده بودم.

 

 الان چند سال است که به دنبال مواد از این خانه به آن خانه در دورهمی های شیطانی شبانه افراد غریبه یک پای ثابت هستم و هر چه بیشتر در این گودال متعفن دست و پا می زنم بیشتر در فساد و لجن زار فرو می روم.

 

او ادامه می دهد: این عاقبت کسانی است که چشم و گوش بسته دست رفاقت به افراد به ظاهر دوست می دهند و خودشان را در چاه  تاریکی می اندازند بدون این که به عاقبت کار خود بیندیشند.

 

منبع: خراسان

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.