• ۱۳۹۸ پنج شنبه ۲۹ فروردين
  • اِلخَميس ١٢ شعبان ١٤٤٠
  • Thursday 18 Apr 2019

عکس روز

آخرین خبرها

آریا عظیمی نژاد: جزء مافیا هستم
نظر ملیکا شریفی‌نیا درباره خواهر فروردینی‌اش
کدام ماشین‌ها در ایران میلیاردی هستند؟
تعرض استاد موسیقی به دختر تنها
جنایت به‌خاطر هزینه اثاث‌کشی
قیمت دلار،یورو، سکه و طلا روز پنج‌شنبه 29 فروردین
دلایل حمله قلبی در جوانان چیست؟
آتش اعتیاد پدر زندگی دختر جوان را خاکستر کرد
چگونه مشکل کمبود وقت را حل کنیم؟
گورستان تاریخی خالد نبی کجا است و تاریخچه آن چیست؟
برای شاد بودن چه کار کنیم؟
چه کار کنیم که ترس بچه‌ها از بین برود؟
اسرار تازه از جنایت شیطانی مرد و زن خیانتکار
گفت و گو با سارا صوفیانی ، بازیگر سریال روزهای بی قراری :زندگی سارا پر از اتفاقات است
نقشه سیاه دختر جوان و خواستگارش
طلاق به‌خاطر وحشت از ایدز
اظهارات دردناک زن مهاجر ؛ سمیرا: رفتم توت‌فرنگی بچینم به من تجاوز کردند
جنایت خانوادگی هولناک به دلیل رابطه پنهانی زن با دوست شوهر
قتل همسر به‌خاطر زن صیغه‌ای
ازدواج این دختران سلبریتی بهم خورد
چگونه در خانه بستنی بلوبری درست کنیم؟
طالع بینی ازدواج ؛ متولدین چه ماه‌هایی برای ازدواج با هم مناسب هستند؟
چه گل‌ها و گیاهانی را برای نگهداری در آپارتمان بخریم؟
تیپ عجیب بهنوش بختیاری
چهره خود را با کانتورها تغییر دهید
غزلی از دیوان شمس/ گلزار بین گلزار بین در آب نقش یار بین
امروز با حافظ/ سخت می‌گردد جهان بر مردمان سخت‌کوش
فال روزانه و فال تولد پنج‌شنبه 29 فروردین
بازیگران و نقش‌های سریال برادر جان +گزارش پشت صحنه
حسام منظور ، بازیگر نقش چاوش : سریال برادر جان قصه‌ای اخلاق‌مدار دارد
مارال فرجاد، بازیگر سریال برادر جان: مهتاب با عشق با شوهرش ازدواج کرد اما...
کامران تفتی بازیگر سریال برادر جان: حنیف از خود واقعی‌اش خیلی دور است
معرفی کامل سریال‌های ماه رمضان 98 + خلاصه داستان و بازیگران
شرایط قانونی حذف اسم همسر سابق از شناسنامه بعد از طلاق
هر آنچه درباره بیستون باید بدانید
شهامت ایجاد تغییر در زندگی‌تان را داشته باشید
نقد روان‌شناسانه فیلم کتاب سبز که برنده 3 جایزه اسکار 2019 شد
شوهرم کتکم می‌زند اما من هم به او دروغ‌های زیادی گفته‌ام
مصرف نودل چه ضررهایی دارد؟
با خاصیت‌های پیاز آشنا شوید
عروسی نیم‌میلیارد تومانی در تهران
طلاق به‌خاطر ترس از پرواز
خوراکی‌هایی که زنان حتما باید بخورند
ترفند عجیب برای فرار از مهریه 180 سکه‌ای
عکس‌هایی دیدنی از شبنم مقدمی
عکس‌های پاریسی3 بانوی سلبریتی
اعدام عامل تجاوز به زن متاهل
نحوه ست کردن پرده و کوسن های مبل در دیزاین خانه
امروز با حافظ/ گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارم
رنگ لاک مناسب بهار و نحوه ست کردن آن با لباس
مریم امیرجلالی: رضا عطاران جواب تلفنم را نمی‌دهد
دستور پخت آش ریواس
شعری عاشقانه از سهراب سپهری / صدا کن مرا
فال روزانه و فال تولد چهارشنبه 28 فروردین
قتل شوهرسوم به‌خاطر رابطه شیطانی
ماجرای عجیب یکی از بازماندگان نسل‌کشی حلبچه
معرفی مکان‌های تاریخی و دیدنی شهر نراق در استان مرکزی
افزایش تعرفه‌های برق از اردیبهشت
درمان‌های خانگی برای از بین بردن تبخال
گزارشی از شرکت‌های گلدکوئستی‌های مجوزدار
راه‌های تقویت اعتماد به نفس
روش‌های عملی برای ترک عادت‌های بد
برای رفع تپش قلب بالا چه کنیم؟
جزییات تازه از قتل مرد جادوگر که قربانی رابطه شیطانی همسرش شد
گفت‌وگو با زنی که می‌خواست با تهدید به بمب‌گذاری به بانک دستبرد بزند
اعترافات نوجوانی‌که والدینش را کشت
طلاق به‌خاطر آجیل
فیلمی کامل از آتش گرفتن کلیسای نوتردام پاریس
خیانت به همسر با زن مطلقه
گفت‌وگو با قاتلان پزشک معروف
کد خبر: 137551 | تاریخ : ۱۳۹۷/۱۱/۲۱ - 06:57
فیلمبرداری‌از تجاوز‌به دختر دانشجو

فیلمبرداری‌از تجاوز‌به دختر دانشجو

ماجرای غم انگیز خودم با امیر و بلای شومی که قصد داشت از طریق قربانی کردن من برای دختران جوان دیگر هم رقم بزند هوسبازی شومی بود که هیچ گاه فراموش نمی کنم.

دوات آنلاین-ماجرای غم انگیز خودم با امیر و بلای شومی که قصد داشت از طریق قربانی کردن من برای دختران جوان دیگر هم رقم بزند هوسبازی شومی بود که هیچ گاه فراموش نمی کنم.

 

حدود یک سال پیش بود که از طریق یکی از همکلاسی هایم در خوابگاه مدرسه با امیر آشنا شدم. به ظاهر پسر معقول و مهربانی به نظر می آمد. این اولین باری بود که در طول زندگی ام با جنس مخالف ارتباط برقرار می کردم، اختلاف سنی زیادی با هم داشتیم اما برایم مهم نبود، چرا که بودن در کنار او باعث آرامشم می شد. اوایل ازطریق دوستم،تلفنی با امیردرارتباط بودم تا این که خودم با خواهش وتمنا و به بهانه اقامت درخوابگاه ونیاز به ارتباط با خانواده توانستم رضایت پدرومادرم را به دست آورم وتلفن همراه تهیه کنم اما این همراه باعث تنهایی ام درسخت ترین شرایط زندگی شد. بعد از چند هفته ارتباط تلفنی و چت های شبانه از طریق شبکه های اجتماعی و رد و بدل کردن عکس های شخصی، احساس وابستگی  من به امیر بیشتر از هر زمانی شد.

 

وعده و وعیدهای واهی امیر به همراه احساسات بی حد و اندازه و سادگی من باعث شده بود که در ذهنم از وضعیت موجود برای خود بهشتی بسازم که نظیرش را تا به حال کسی تجربه نکرده است. دیدن هر روز امیر در مسیر مدرسه به این دلبستگی بیش از پیش دامن می زد تا این که یک روز پیشنهاد وسوسه انگیزش را مطرح کرد. از من خواست تا خودش مرا به خوابگاه برساند. ابتدا مقاومت کردم اما با اصرار او سوار شدم.

 

بدون کوچک ترین حرف و حاشیه ای مرا به خوابگاه رساند. با این برخوردش اعتماد مرا به حدی جلب کرد که بعد از آن روز هر موقع که پیشنهاد همراهی می داد بدون معطلی سوار ماشینش می شدم و او هم مرا بلافاصله به مقصد می رساند. این روند ادامه داشت تا این که در آخرین دیدار احساس کردم امیر به کلی عوض شده، حالت عادی نداشت. سوار ماشین که شدم بویی شبیه الکل فضای ماشین را پر کرده بود. خیلی ترسیده بودم. ازش خواستم ماشین را نگه دارد تا پیاده شوم اما او با بی توجهی به حرف های من از شهر خارج شد. سکوت امیر وحشتم را زیادتر کرده بود، انگار دنیا روی سرم خراب شده باشد.

 

فقط التماس می کردم که مرا به خوابگاه برگرداند ولی او بدون توجه به گریه هایم مرا به یک نقطه در حاشیه شهر برد  و حادثه تلخی که نباید، اتفاق افتاد و تلخ تر از آن گرفتن فیلم از آن بود. وقتی به خودم آمدم متوجه شدم بهشتی که با وجود امیر در فکر و خیالم ساخته بودم با فیلم و عکس هایی که از من گرفته بود بر باد رفته و چقدر زود سقف زندگی شیرین و خیالی که به خاطرش روی همه باورها، اعتقادات و اعتماد خانواده ام پا گذاشته بودم فرو ریخت اما این اول ماجرا بود...

 

بعد از آن روز شوم، امیر پرده از نیت اصلی و شیطانی خود برداشت. تازه فهمیدم که من تا به حال طعمه ای بودم برای رسیدن او به خواسته های نفسانی اش.  با درخواستی که داد، مرگ را جلوی چشمانم می دیدم. از من خواست که هر وقت تماس می گیرد یکی از دوستانم را همراه خود به سر قرار ببرم تا او خواسته های شیطانی خود را عملی کند وگرنه تمام فیلم و عکس هایم را در فضای مجازی منتشر می کند. از خدا می خواستم که همه این اتفاقات کابوسی وحشتناک باشد.

 

باورم نمی شد به این راحتی و با چشمانی بسته خام حرف های پسری شدم که تا به حال او را ندیده و هیچ شناختی راجع به او نداشتم. زجرآورتر از همه  این اتفاقات زمانی بود که فهمیدم امیر متاهل است و به تازگی ازدواج کرده است. شرایط روحی خیلی بدی داشتم. از یک طرف شکست روحی و عاطفی و بر باد رفتن احساساتم و از طرف دیگر ترس از انتشار فیلم و عکس های خصوصی ام توسط امیر در فضای مجازی کاملا سردرگم و مضطربم کرده بود چراکه اگر به خواسته امیر تن می دادم گناهی بود نابخشودنی و سرنوشت دیگران مثل خودم تیره و تار می شد و اگر هم امتناع می کردم آبرو و حیثیت خود و خانواده ام بر باد می رفت.

 

پس بهترین راه حل در میان گذاشتن موضوع با مشاور مدرسه بود از این رو با عجله به مشاور مراجعه کردم و کل ماجرا را برایش تعریف کردم. او هم موضوع را با پلیس در میان گذاشت و خیلی زود امیر را دستگیر کردند اما من صرف نظر از به دام افتادن این هوسباز عاشق نما، ماجرای غم انگیز خودم با امیر و بلای شومی را که قصد داشت از طریق قربانی کردن من برای دختران جوان دیگر رقم بزند هیچ گاه فراموش نمی کنم.

 

ماجرای واقعی با همکاری معاونت اجتماعی پلیس کرمان

منبع: خراسان

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.