• ۱۳۹۸ يکشنبه ۱ ارديبهشت
  • اِلأَحَّد ١٥ شعبان ١٤٤٠
  • Sunday 21 Apr 2019

عکس روز

آخرین خبرها

تعرض به دختر ۱۷ ساله در تاکسی
آیا دلیل عاشق شدن ترشح هورمون‌ها است؟
نشانه‌های زخم معده و راه درمان با طب سنتی
گفت‌وگو با وارون داوان به بهانه اکران فیلم کالانک : من و آليا بات نمی‌خواهیم در کنار هم بازی کنیم
با خاصیت‌های چای ترش آشنا شوید
دستور پخت آش کویی ؛غذای سنتی گیلان
تایگر شروف راز تناسب اندامش را فاش کرد/ فیلم دانش‌آموز سال برایم بسیار لذت بخش بود
فیلمی از هجوم ملخ‌ها به جنوب ایران
فیلمی از محمدکاظم تارتار شرکت‌کننده‌ای که برنده جایزه ۱۰۰ میلیونی برنده باش شد
باران، برف و کولاک در راه است
قیمت دلار،یورو، سکه و طلا روز ‌شنبه 31 فروردین
یوئیت چشم چیست؟
حیات وحش/ فیلمی بی‌نظیر از زندگی شیرها
گفت‌وگوبا کارشناس اورژانسی که مکالمه‌اش با دختر 9ساله در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود: حالا به من می‌گویند عموی مهربان
چگونه پشتکار خود را بیشتر کنیم؟
خطر مرگ در برابر دوربین مخفی
این خط قرمزها را در زندگی مشترک رعایت کنید
بازیگری که در بیمارستان عاشق شد
دیرین دیرین / این قسمت تخلیه
داماد هندی با توهم خیانت سر نوعروس را برید
سوزاندن دختر بنگلادشی به دستور مدیر شیطان‌صفت مدرسه
نگاهی به فیلم متری شیش و نیم ؛ فیلمی پرزحمت
بهترین و بدترین غذاها برای شام چیست؟
زورگیران خشن مرد نیمه جان را داخل قبر انداختند و گریختند
آشنایی‌شوم درپارتی سلبریتی معروف
دردسرهای خزپوشی زنان سلبریتی
خیانت باورنکردنی مرد هوسران
فروش پژو 206 صندوقدار و پژو 405 SLX با تحویل 30 روزه از ساعت 10 صبح امروز
رابطه شیطانی دختر عشق بازیگری و مرد سینماگر
عکس‌های نیوشا ضیغمی در کنار مادر ، خواهر و شوهرش
کفش های پاشنه بلند زنانه را چه زمانی بپوشیم?
امروز با حافظ/ میر من خوش می‌روی کاندر سر و پا میرمت
شعری از بوستان سعدی/ شنیدم که فرزانه‌ای حق پرست
طرز تهیه سالاد نودل و نحوه سرو آن
فال روزانه و فال تولد شنبه 31 فروردین
بیوگرافی کامل ندا جبرائیلی به بهانه بازی در نقش لیلا در سریال برادر جان
این مستند کوتاه از حیات وحش را حتما ببینید
بیوگرافی کامل نسیم ادبی به بهانه بازی در نقش عاطفه در سریال برادر جان
مرگ 2 کودک در فاضلاب مدرسه
اعتراف به قتل و سوزاندن جسد زن 41 ساله
تجاوز گروهی به زن پاکستانی در اداره پلیس
نشانه‌ها، دلایل و راه درمان سردردهای میگرنی
رازهایی از زندگی آلبرت انیشتین
نمونه هندی برنامه عصر جدید
از عشق خواهر دوستم معتاد شدم
آریا عظیمی نژاد: جزء مافیا هستم
نظر ملیکا شریفی‌نیا درباره خواهر فروردینی‌اش
کدام ماشین‌ها در ایران میلیاردی هستند؟
تعرض استاد موسیقی به دختر تنها
جنایت به‌خاطر هزینه اثاث‌کشی
قیمت دلار،یورو، سکه و طلا روز پنج‌شنبه 29 فروردین
دلایل حمله قلبی در جوانان چیست؟
آتش اعتیاد پدر زندگی دختر جوان را خاکستر کرد
چگونه مشکل کمبود وقت را حل کنیم؟
گورستان تاریخی خالد نبی کجا است و تاریخچه آن چیست؟
برای شاد بودن چه کار کنیم؟
چه کار کنیم که ترس بچه‌ها از بین برود؟
اسرار تازه از جنایت شیطانی مرد و زن خیانتکار
گفت و گو با سارا صوفیانی ، بازیگر سریال روزهای بی قراری :زندگی سارا پر از اتفاقات است
نقشه سیاه دختر جوان و خواستگارش
طلاق به‌خاطر وحشت از ایدز
اظهارات دردناک زن مهاجر ؛ سمیرا: رفتم توت‌فرنگی بچینم به من تجاوز کردند
جنایت خانوادگی هولناک به دلیل رابطه پنهانی زن با دوست شوهر
ازدواج این دختران سلبریتی بهم خورد
قتل همسر به‌خاطر زن صیغه‌ای
چگونه در خانه بستنی بلوبری درست کنیم؟
طالع بینی ازدواج ؛ متولدین چه ماه‌هایی برای ازدواج با هم مناسب هستند؟
چه گل‌ها و گیاهانی را برای نگهداری در آپارتمان بخریم؟
تیپ عجیب بهنوش بختیاری
چهره خود را با کانتورها تغییر دهید
کد خبر: 137465 | تاریخ : ۱۳۹۷/۱۱/۲۰ - 07:49
ترک اعتیاد؛ زن همسایه مرا به کریستال معتاد کرد

ترک اعتیاد؛ زن همسایه مرا به کریستال معتاد کرد

در یک چشم بر هم زدن با تغییر مواد من یک معتاد کریستالی شدم و هر تایمی را پیدا می کردم تا در خلوتم کریستال مصرف کنم، پدرم به دلیل این که روحیه ام را از دست داده بودم برای من حقوق ماهانه ای در نظر گرفته بود که همه آن ها دود می شد.

دوات آنلاین-24 سال از خدا عمر گرفته است، میل زیادی به این که داستان زندگی اش را بازگو کند نشان نمی دهد. اعتقاد دارد داستان زندگی و اعتیاد او مثل فیلم هندی هاست و شاید خیلی باور کردنی نباشد هر چند او آن را تجربه کرده است.

 

با کمی مکث می گوید: تا زمانی که درس می خواندم باور خانواده ام این بود که دختر فقط باید درس بخواند و سرش در لاک خودش باشد تا زمانی که در خانه را یک جوان اهل زندگی بزند. روزها گذشت و من دیپلم گرفتم.

 

در این گیر و دار بودم که خواستگاری از اقوام برایم آمد و من هم چون از بچگی او را می شناختم دوست داشتم شریک زندگی ام باشد. در ذهن خود نقشه هایی کشیده بودم اما خانواده ام بهانه های مختلفی آوردند و با این که شش بار به خواستگاری ام آمد اما خانواده ام جواب رد به او دادند.

 

زهره 24 ساله که زندگی جدیدی را در کمپ ترک اعتیاد بانوان تجربه می کند افزود: رد کردن مرد آرزوهایم بهانه ای برایم شده بود، مدت زیادی نگذشت که افسردگی به سراغم آمد و آدم گوشه گیر و بی حوصله ای شدم، ای کاش آن روزها پایم می شکست و از خانه بیرون نمی رفتم. به بهانه های مختلفی برای این که حال پدر و مادرم را بگیرم با دوستانم بیرون می رفتم ولی آن روز تنها رفتم که یکی از همسایه های محل سکونتم مرا دید و به خانه خودش دعوت کرد و هرگز فکر نمی کردم به لانه خانمانسوزی پا می گذارم.

 

دختر جوان سری به تاسف تکان داد و افزود: نمی دانم چه شد! انگار عقلم را از دست داده بودم و سفره دلم را جلوی زن همسایه باز کردم. او بلند شد و مقداری وسایل آورد و مرا دعوت به مصرف مواد کرد و گفت تو را آرام می کند، ابتدا ترس وجودم را گرفت اما او گفت که فکر بد نکن، این مواد گیاهی است و آرام بخش و من هم شروع به کشیدن کردم و در چشم به هم زدنی وابسته آن شدم و هر روز به خانه همسایه می رفتم و او برای من بساط مواد به اصطلاح آرام بخش را مهیا می کرد. یک ماه مهمان بساط زن همسایه بودم و یک روز که برای مصرف مواد گیاهی به خانه اش رفتم گفت: تمام شده و باید تهیه کنم اما موجودی ندارم و من برای او مبلغی کارت به کارت کردم اما وقتی زمان کشیدن شده بود دیگر آن مواد قبلی نبود و گفت عطاری گفته این مواد بهتر است. زهره ادامه داد: در یک چشم بر هم زدن با تغییر مواد من یک معتاد کریستالی شدم و هر تایمی را پیدا می کردم تا در خلوتم کریستال مصرف کنم، پدرم به دلیل این که روحیه ام را از دست داده بودم برای من حقوق ماهانه ای در نظر گرفته بود که همه آن ها دود می شد.

 

یک روز وقتی پدر و مادرم در خانه نبودند در آشپزخانه شروع به مصرف مواد کردم و در حال مصرف بودم که پدرم از راه رسید و مرا در آن شرایط دید. آن روز کتک مفصلی خوردم و بعد از آن گیر دادن ها بیشتر شد حتی چندین بار پدر و مادرم برای ترک دادن من اقدام کردند اما فایده ای نداشت و من بهانه رد کردن خواستگارم را جلوی آن ها مطرح می کردم و دیگر فکر کنم از من خسته شدند و مرا به حال خود رها کردند.

 

مدتی گذشت که شبانه از خانه زدم بیرون و به منزل همسایه رفتم البته او از محله ما رفته بود و در حاشیه شهر زندگی می کرد. یک ماه مهمان او بودم البته باید از جیب می خوردم و هر چه طلا و پول نقد داشتم را به زن همسایه دادم و در قبال آن مواد دود کردم. پول و طلاها که تمام شد برای تامین هزینه مواد به پیشنهاد زن همسایه برای او مواد می فروختم و از درآمد آن مواد تهیه می کردم و هر روز در سیاهی اعتیاد بیشتر گم می شدم. مدتی را هم به همین شکل با بدبختی ام سپری کردم تا این که همین ساقی مواد پیشنهادی شوم برای تامین هزینه مواد مصرفی ام مطرح کرد، در حالی که معتاد بودم اما حتی فکر این کار را به ذهنم راه نداده بودم چه رسد به این که بخواهم آن را عملی کنم.  او نقشه اش را تا جایی پیش برده بود که حتی قصد داشت مرا در اختیار چهار جوان قرار دهد و همان طور که ذره ذره مرا در دام اعتیاد گرفتار کرد در منجلاب فساد هم غرق کند و من باز هم شبانه از آن خانه شوم فرار کردم و به خانه یکی از دوستان دوران تحصیلم پناه بردم و او برای من خواهری کرد و مرا به اورژانس اجتماعی معرفی کرد و سپس به کمپ آمدم و دوران ترک را سپری کردم و اکنون که با شما صحبت می کنم جشن سه سالگی پاکی خود را تجربه می کنم.

 

صحبت هایش را این طور به پایان برد که  اعتیاد من فقط یک بهانه بچگانه بود و باعث شد من پنج سال از بهترین روزهای زندگی ام را در سیاهی اعتیاد بگذرانم.

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.