• ۱۳۹۷ سه شنبه ۳۰ بهمن
  • اِثَّلاثا ١٣ جمادي الثانيه ١٤٤٠
  • Tuesday 19 Feb 2019
خشکشویی آنلاین بخار

عکس روز

آخرین خبرها

داستان نسخه سینمایی سریال پایتخت که شب عید پخش می شود چیست و کدام بازیگران در آن بازی می‌کنند؟
پشت‌بام فروشی متری یک تا سه میلیون تومان
داستان زندگی پر فراز و نشیب مردی که یک پسربچه را زیر گرفت و کشت
چگونه اعتماد به نفس خود را تقویت کنیم؟
چه خوراکی‌هایی برای کاهش قند خون مفید است؟
عکس متفاوت الناز شاکردوست در ساحل استانبول ترکیه
توصیف مهراوه شریفی‌نیا از خواهرش ملیکا
داستان زندگی عاشقی که دست به سرقت زد
قتل یک زن به‌خاطر سرقت طلاهایش
معرفی کامل مکان‌های تاریخی تهران+ آدرس
چگونه همسر خود را از طلاق منصرف کنیم؟
دادگاه خانواده؛ نباید زن دوم شوهرم می‌شدم
تجاوزبه‌دختردانشجو در حاشیه خیابان
جنایت ‌هولناک برای تصاحب ثروت
نقشه‌شوم ‌مردافغان‌ برای‌زن ایرانی
تجاوزبه‌دخترثروتمندتوسط‌دوست پدر
زن ‌متاهل‌ در دام مرد هوسران
آشپزی/ دستور پخت راگوی سبزیجات به‌عنوان یک غذای کاملا سالم
7 رمان برتر جهان به انتخاب گاردین
معرفی ارزان‌ترین و بهترین مراکز خرید پوشاک و لباس عید در تهران
راهنمای کامل خرید بهترین لباس عید برای کودکان
امروز با حافظ/ دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما
دستور پخت ترافل برزیلی به‌عنوان شیرینی خانگی آسان
فیلم پایتخت شب سال تحویل پخش می‌شود
فال روزانه و فال تولد سه‌شنبه 30 بهمن
سریال پایتخت6 نوروز 99 پخش می‌شود
بیوگرافی کامل زهرا بیرامی دختر ژله‌ای که در برنامه عصر جدید با حرکات ژیمناستیک همه را متعجب کرد+ عکس‌های شگفت‌انگیز
بیوگرافی کامل آریا عظیمی نژاد داور مسابقه عصرجدید
بیوگرافی کامل رویا نونهالی به بهانه داوری در مسابقه عصرجدید
بیوگرافی کامل سید بشیر حسینی ، داور مسابقه عصر جدید
نقد و نظر ؛ برنامه عصر جدید احسان علیخانی چه ضعف‌ها و قوت‌هایی دارد؟
فاطمه گودرزی، بازیگر سریال لحظه گرگ و میش: توران نقش سختی بود اما نه برای من
علیرضا خمسه خبر داد: پایتخت 6 ساخته می‌شود
معرفی داوران برنامه عصر جدید
تمام قانون‌های بازی و پشت پرده‌های برنامه عصر جدید ؛ چرا عصر جدید پربیننده است؟
بازی سرنوشت؛ چگونه بعد از آزادی از زندان خوشبخت شدم
دخترم دچار بلوغ زودرس شده است، چه کنم؟
دادگاه خانواده؛ شوهرم نگفته بود از زن اولش بچه هم دارد
زنم ادکلن‌های گران می‌خرید اما می‌گفت پول ندارم شام بپزم
درمان دیابت در طب سنتی
با این 10 روش در سریع‌ترین زمان ممکن لاغر شوید
برای دفع چشم‌ زخم چه کار باید بکنیم؟
نجات عامل جنایت 50 هزار تومانی از چوبه دار
نقد برنامه عصر جدید احسان علیخانی ؛ تقلیدی از نمونه‌های خارجی
نقش شبکه‌های اجتماعی در طلاق عاطفی
معرفی کامل مسجد امام اصفهان به‌عنوان یادگار تاریخی شیخ بهایی
انواع سنگ کلیه چرا ایجاد می‌شود و راه‌های پیشگیری و درمان آن چیست؟
عکس‌های متفاوت از بانوان سلبریتی
عکس‌های‌زننده‌ام‌در اینترنت منتشر شد
شگردهای پلید مردان متجاوز
این‌تیپ‌های‌زنان‌سلبریتی جنجالی شد
تقاضای‌رابطه‌نامشروع‌به‌بهانه‌عمل زیبایی
دختری بی‌آبرو شده‌ام
عکسی از شبنم قلی خانی با ریش و سبیل
امروز با حافظ/ دی پیر می فروش که ذکرش به خیر باد
شیرینی‌پزی/ دستور تهیه قطاب یزد
چگونه اجاق گاز را در خانه تکانی به بهترین روش نظافت و تمیز کنیم و برق بیندازیم
داستان پلیسی ، معمایی و جنایی ؛ سرقت خونین از وکیل بازنشسته
چگونه سنگ و سرامیک کف خانه را در خانه تکانی تمیز و براق کنیم
فال روزانه و فال تولد دوشنبه 29 بهمن
رازهای المیرا دهقانی برای بازی در نقش یاسمن سریال لحظه گرگ و میش
رازهای سیاه زندگی لیدی گاگا
خلاصه داستان و نقد فیلم سوءتفاهم ساخته احمدرضا معتمدی
طنز؛ بچه مربی
دلایل حسادت چیست و چگونه می‌توان بر آن غلبه کرد؟
راهنمای کامل سفر به بروجرد + مکان‌های دیدنی و تاریخی
دادگاه خانواده؛ شوهرم باعث شد قید عشق و عاشقی را بزنم
روش‌های خانگی درمان سوختگی
قصاص مردی که همسر سابقش را کشت
کودک همسری ؛ازدواج یا معامله؟
کد خبر: 137134 | تاریخ : ۱۳۹۷/۱۱/۱۳ - 07:19
ترک اعتیاد/ مردی که بعد از 22 سال اعتیاد، درمان شد: با یک

ترک اعتیاد/ مردی که بعد از 22 سال اعتیاد، درمان شد: با یک "بفرما"معتاد شدم

ساعت 6 صبح از خانه می‌زدم بیرون. فکر کردی برای زن و بچه‌ام می‌رفتم؟ نه برای کشیدن شیشه می‌رفتم. کار به جایی رسیده بود که برای خانه هم پایپ گرفته بودم و در حمام مصرف می‌کردم روزی سه بار حمام می‌رفتم

دوات آنلاین-منوچهر مرد 61 ساله ثروتمندی است که بیش از 22 سال انواع و اقسام مواد مخدر را( حشیش، تریاک، شیره، تمجیزک و شیشه)مصرف می‌کرد و آن اواخر  مصرفش سه گرم تریاک در روز بود اما حالا ی5 سال است که رها شده و زندگی سالمی دارد.منوچهر چرا معتاد شد و چگونه ترک کرد؟او در گفت‌وگو با تپش داستان زندگی‌اش را بازگو کرده است.

 

  • چی شد که مصرف را شروع کردی؟

نداشتن تفریح و سرگرمی، من چهار مغازه و شرکت دارم ،برج می‌سازم، بنابراین وضع مالی‌ام عالی است اما آن موقع جوری شده بود که بعدازظهرها بیکار بودم، به خاطر همین بیکاری واینکه تفریحی نداشتم با پسر دای و پسر دختر دایی‌ام رفاقت کردم چون از بچگی با هم بزرگ شده بودیم، رفاقت‌مان سنگین‌تر شد و با آنها مصرف مواد مخدر را شروع کردم البته من از 10 سالگی  به سیگار کشش پیدا کردم و یواشکی سیگار می‌کشیدم.

 

در رژیم گذشته سیگار در سینما آزاد بود به همین خاطر به سینما می‌رفتم. بعد از آنکه دیپلمم را گرفتم به دانشگاه رفتم و از دانشگاه که آمدم الکلی شدم. همسرم هم با این کار من مشکلی نداشت. دائم مشروب می‌خوردم .بعد از مدتی دیدم الکل هم راضی‌ام نمی‌کند تا اینکه یک روز پسر دایی‌ام گفت بیا پیش یکی از بچه ها برویم، بقیه هم آنجا هستند و سرگرمی خوبی است. من هم آنجا رفتم ، یک مغازه تراشکاری بود که بالای آن بالکن داشت، حدود هفت هشت نفر نشسته بودند و با بافور ترک می‌کشیدند و همه هم از گنده پولدارهای بازار بودند، من با یک کلمه "بفرمایید" گول خوردم، نه اینکه گول خوردم خودم  کشش داشتم. اگر خودم نمی‌خواستم کسی میتوانست من رامجبور کند؟ نشستم و تریاک کشیدن را شروع کردم چون نه گفتن را بلد نبودم.

 

الان کاملا نه گفتن را به من یاد داده‌اند اما آن روز نتوانستم نه بگویم، سه چهار پک با بافور کشیدم وقتی بیرون آمدم یکی دو ساعت حالم خیلی خوب بود، چون مرفین بدنم از حال طبیعی بالاتر رفته بود بالا آوردم آن شب تا صبح بیدار بودم و با خودم گفتم عجب نشئه شده‌‌ام. بعد با خودم گفتم دیگر نمی‌کشم اما دو روز بعد خودم به پسر دایی‌ام زنگ زدم و بهانه آوردم که بیا ناهار با هم باشیم، ناهار را الکی گفتم که به سمت من بیاید و با  بهانه‌ای دوباره به آن تراشکاری برویم که بتوانم دوباره مواد بکشم.خلاصه کشیدم و کشیدم و کشیدم. شاید باور نکنید من 22 سال تخریب تریاک و شیره داشتم. تامدت‌ها باور نمی‌کردم اعتیاد پیدا کرده‌ام.این ماجرا ادامه داشت تا اینکه یک روز صبح مواد نکشیده بودم و داشتم سر کار می‌رفتم که دیدم زانوهایم دارد می‌افتد، فهمیدم مال تریاک است، رفتم دفترم و نشیتم زار زار گریه کردم، منشی‌ام آمد پرسید چه شده؟ گفتم معتاد شده‌ام.

 

او هم که یکی از اقوام‌مان بود شروع کرد به گریه کردن. بعد از آن از آنجایی که وضع مالی‌ام خوب بود همیشه صد گرم تریاک در خانه داشتم ، صد گرم هم درماشینم جا‌سازی می‌کردم و صدگرم هم سر کارم. صبح به صبح که از خواب بیدار می‌شدم تریاک را می‌گرفتم زیر دندانم و می‌کندم، اصلا نمی‌دانستم چقدر است، بعد میرفتم دست و صورتم را می‌شستم و دوباره با چایی می‌خوردم، ساعت 10،12 و یک ظهر هم می‌خوردم. من اصلا معنی خماری را نفهمیده بودم، چون مواد همیشه در دسترسم بود. بالاخره از تریاک خسته شدم و بارها خواستم کنار بگذارم ولی توانایی کنار گذاشتن نداشتم. حاضر بودم یک میلیارد بدهم که به من آمپول بزنند، بخوابم یکماه بعد بلند شوم و اعتیاد نداشته باشم. آن موقع هم این مبلغ پول را داشتم، اما عقلم نمی‌رسید چه باید بکنم و فقط فکر می‌کردم باید ترک کنم و نمی‌دانستم درمان چیست

 

  •  چطور شد که مصرف شیشه را شروع کردی؟

یک شب فروشنده موادم آمد پیشم و گفت شب بیا خانه‌ام کارت دارم، من هم رفتم خانه‌اش، آن موقع شیشه را با زرورق و دستمال کاغذی مصرف می‌کردند، اصرار داشت که دو سه پک بزنم، با او دعوا کردم و گفتم می‌خواهی من را هرویینی کنی؟

 

خیلی ناراحت شدم، استکان چایی را ریختم روی فرش ابریشمی. او جواب داد این شیشه است، تازه آمده، همسر ان مرد خارجی بود به زنش گفت بیا بکشش تا باورش شود، خلاصه به زن خودش هم داد دوتا پک زد.  من هم چهار پک شیشه زدم و همان کاری کرد که سه شبانه روز نخوابیدم. با خودم گفتم عجب چیزی است دیگر تریاک مصرف نمی‌کنم، اینجوری بود که شیشه‌‌ای شدم.

 

شیشه سال 82 هر یک گرمش 220 هزار تومان بود. خلاصه این هم جوابگوی من نشد و یک دستم شیشه بود و یک دستم تریاک، شیشه می‌کشیدم می‌گذاشتم کنار و تریاک می‌خوردم، از صبح ساعت 7 صبح تا یک نصفه شب من فقط مشغول شیشه و تریاک بودم و خیلی هم تاوان دادم.

 

  •  تو که به قول خودت مصرفت مرتب بود و خماری هم نمی‌کشیدی، دلیلی نداشت ترک کنید

همانطور که با یک کلمه بفرما شروع کردم، با یک کلمه "مردک عملی" تصمیم به ترک گرفتم. من خیلی برای شخصیت خودم ازرش قایل هستم، حتی زمانی که اعتیاد داشتم هم برای خودم و خانواده‌ام احترام قائل بودم. یک روز در محل کارم با زنی سر 5 هزارتومان جروبحثمان شد. فکر می‌کنم خودش هم اعتیاد داشت.ان زن یک دفعه برگشت گفت "حرف مفت نزن مردک عملی"این حرف خیلی روی من تاثیر گذاشت. در آن موقع بود که از برادرم که خودش ترک کرده و به رهایی هم رسیده بود خواستم من را هم کمک کند.

 

  •  این منطقی نیست که آدم به خاطر نداشتن تفریح سراغ مواد برود ان هم کسی مثل تو که پولدار بود؟

اگر هر روز به آدم چلو کباب بدهند دیگر از آن خسته می‌شود .خب من هم چقدر اسکی بروم؟ سینما بروم؟ اسکیت و تنیس می کنم؟ هر کسی یک کمبودی دارد. پایان هر نقطه، سرآغاز نقطه دیگری است. خواسته‌های آدم تمامی ندارد. من به سمت اعتیاد رفتم چون فکر می‌کردم باید بروم. زندگی من از آن زمان‌که ترک را شروع کردم تغییر کرد. الان دیگر به فکر پول نیستم و فقط به فکر خدمت به مردم هستم. من چهار جوان 22 ساله را معتاد کردم البته خودشان کشش داشتند ولی الان به ازای همان چهار نفری که معتادشان کردم آرزو دارم آن‌قدر خدمت کنم که لااقل 400 نفر را به رهایی برسانم.

 

  • به این فکر نیفتاده‌ای که آن چهار نفر را پیدا و برای ترک کمک‌شان کنی ؟

نه. به خاطر اینکه به آنها دسترسی ندارم. پسر دایی‌ام که با من شروع کرد الان هروئینی شده. حتی او را چند بار برای ترک بردم  ولی وقتی خودش نخواهد به زور که نمی‌شود.

 

  • تحصیلاتت در چه رشته‌ای است؟

من لیسانس برق دارم.

 

  • بدترین خاطره‌ای که از دوران مصرف داری چیست؟

- من بدترین نداشتم. همیشه بهترین داشتم. به خاطر همین هم دنبال مواد بودم. من خماری نداشتم که خاطره بدی داشته باشم. خوش بودم. بدترین خاطره این است که به ساقی می‌گفتم ساعت چهار بیا، ساعت چهار و نیم می‌آمد. آن موقع که معتاد بودم 6 ماه یک بار هم شلوارم را عوض نمی‌کردم. در زمستان سه تا پولیور عوض نمی‌کردم. تازه آن را هم همسرم می‌آمد و می‌گفت پولیور را عوض کن. ساعت 6 صبح از خانه می‌زدم بیرون. فکر کردی برای زن و بچه‌ام می‌رفتم؟ نه برای کشیدن شیشه می‌رفتم. کار به جایی رسیده بود که برای خانه هم پایپ گرفته بودم  و در حمام مصرف می‌کردم روزی سه بار حمام می‌رفتم. همسرم می‌گفت مگر مرغابی هستی؟می‌گفتم پوستم حساسیت دارد. واقعا هم همین طوری بود. شیشه آب بدنم را کشیده بود.

 

  • شیشه خیلی فجایع به بار آورده مثلا پدری بود که فرزندش را به شکل گوسفند دید و او را کشت. تو هیچ‌وقت توهم نداشتی؟

فقط وقتی در مغازه بودم مرتب فکر می‌کردم کسی از کنارم رد شده است. آن زمان شیشه گران بود ولی الان کسی که شیشه می‌کشد،در واقع اسید و وایتکس می‌کشد. من یکی از محل‌های تولید را دیده‌ام. هر چه دستشان می‌آید می‌ریزند داخل آن. شیشه اصلی این نیست. سال 82 ما یک گرم می‌گرفتیم 220 هزار تومان. الان یک گرمش می‌شود 5 هزار تومان.حرف اخرم را هم بزنم. من به پدر و مادرها توصیه می‌کنم با فرزندانشان دوست باشند. اگر می‌بینند سیگار گوشه لب بچه‌شان است نزنند زیر گوش او. پدر من زد و همین باعث شد سیگاری بشوم. من با پدرم رفیق نبودم. با او لج کردم و رفتم دو تا سیگار گرفتم و کشیدم.

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.