• ۱۳۹۷ دوشنبه ۱ بهمن
  • اِلأِثنين ١٤ جمادي الاولي ١٤٤٠
  • Monday 21 Jan 2019
خشکشویی آنلاین بخار

عکس روز

آخرین خبرها

بیوگرافی کامال علیرضا کمالی نژاد بازیگر نقش احسان در سریال لحظه گرگ و میش
بیوگرافی کامل رهاخدایاری بازیگر نقش طاهره در سریال لحظه گرگ و میش
ساعت پخش و تکرار سریال لحظه گرگ و میش+ نقش بازیگران
بیوگرافی کامل پاشا رستمی بازیگر نقش حامد در سریال لحظه گرگ و میش
ترک اعتیاد/ گفت‌و‌گو با مردی که بعد از 11 سال اعتیاد درمان شد
داستان‌های شاهنامه/ توطپه برای کشتن مهبود، وزیر معتمد انوشیروان
شناخت شخصیت افراد از روی فرم صورت
نقد فیلم قانون مورفی ساخته رامبد جوان ؛ فیلمسازی‌ از روی‌ شکم‌ سیری
بازیگرانی با نقش‌های تکراری اما جذاب
قلعه بابک کجا است و تاریخچه آن چیست؟
پرفروش‌ترین فیلم‌های سینمایی سال 97
حکایت‌های مثنوی/ هنرنمایی نقاشان چینی و رومی در برابر یکدیگر
دلیل سکسکه و راه بند آوردن آن چیست؟
عاقبت عشق در نگاه اول چیست؟
هم‌نشینی‌سیاه زن‌بیوه‌بامردان غریبه
تجاوزراننده‌شیطان‌صفت‌به‌دختر کم‌ بینا
داستان پلیسی/ سایه مرگ
در باشگاه‌های دختران چه می‌گذرد
راز وحشت در لانه سیاه
جراحی لاغری بلای جان مادر عروس
بیوگرافی مهرنوش مسعودیان بازیگر سریال لحظه گرگ و میش
طرز تهیه ماکارونی سرخ با سویا
راهنمای کامل انتخاب بهترین رنگ برای اتاق‌های خانه
بازی سرنوشت/ گول تیپ و قیافه‌ام را خوردم
بیوگرافی کامل روزبه حصاری بازیگر سریال روشنایی روز تاریکی شب
امروز با حافظ/ برو این دام بر مرغی دگر نه
واکنش سلبریتی‌ها به برد ایران
بی‌آبرویی‌‌دختر‌توسط‌ پسر کینه‌ای
قتل‌مردی‌برای ازدواج‌با همسر او
داستان‌های شاهنامه/ ارجمندشدن بوذرجمهر نزد انوشیروان
دادگاه خانواده/ عاشق شوهرم هستم اما جدايي تنها راه است
بندر سیراف کجا است و تاریخچه آن چیست؟
با خاصیت‌های زعفران آشنا شوید
گفت‌وگو با مرد همسرکش: بهانه می‌گرفت که پول کم می‌دهم
فرق مرگ‌ مغزی با کما چیست؟
داستان زندگی کودکی که سرطان را شکست داد اما حالا به اوتیسم مبتلا است
زن دومم را برای نجات دخترم کشتم
رالی بازی زیرزمینی در قلب پایتخت
جدیدترین عکس‌ها از سلبریتی‌‌ها
دام ناپدری برای دختر16 ساله
داستان جنایی/عروس خون‌بس(12)
شوهرم با دوستم به من خیانت کرد
قتل فرزند1.5ساله به‌خاطر فقر
نزاع‌خونبار‌مسلحانه بر‌سر‌مهریه
عکس‌های تازه از سلبریتی‌ها در کنار همسران
امروز با حافظ/ ای پیک راستان خبر یار ما بگو
چگونه موهایمان را کراتینه کنیم؟
نوشیدن قهوه چه خاصیت‌هایی دارد؟
طرز تهیه سالاد بادام زمینی یا آراشید و نحوه سرو آن
بیوگرافی کامل شهریار ربانی بازیگر نقش سینا در سریال احضار
بیوگرافی الهه جعفری، بازیگر نقش گیسو در سریال احضار
گفت‌و‌گوی منتشر نشده از حسین محب اهری: هنگام بازی بیماری را فراموش می‌کنم
بیوگرافی کامل بهاران بنی احمدی بازیگر نقش فرشته در سریال تاریکی شب روشنایی روز
در آرایشگاه‌های لاکچری چه خبر است
10 توصیه کلیدی برای پیشگیری از بیماری‌های قلبی
در یزد از کجاها دیدن کنیم؟
داستان‌های شاهنامه/ مرگ پسر انوشیروان به نام نوشزاد در جنگ با سپاه پدر
ترک اعتیاد/ هیچ وقت فکر نمی‌کردم معتاد شوم
دادگاه خانواده/ زندگی در جهنم خودساخته
معرفی 20 فیلم کمدی برتر سینمای ایران
ماجرای‌4 جنایت ‌در‌یک ‌شب
مرد ایده آل از نظر خانم‌ها کیست؟
مستاجران مشكوكی که خانه‌های مبله را فقط برای یك روز اجاره می‌کنند
آشنایی با همه خواص گیاه سنبل الطیب
فیلم/ حرف‌های تنها نجات یافته سانحه هوایی کرج
زنم را کشتم؛ دستگیرم کنید
قتل زن صیغه‌ای به‌خاطر خیانت
رابطه شیطانی زن مطلقه
داستان جنایی/عروس خون‌بس(11)
امروز با حافظ/ می‌فکن بر صف رندان نظری بهتر از این
کد خبر: 136797 | تاریخ : ۱۳۹۷/۱۰/۲۰ - 07:01
مرا به مردهای‌هوسران اجاره می‌دادند

مرا به مردهای‌هوسران اجاره می‌دادند

پدر و مادرم اصلاً به نیازهای من توجهی نداشتند و کمبود محبت من را آزار می داد. برعکس من دختر عمویم آزاد بود و از این موقعیت برای پیشبرد نیت پلیدش سوء استفاده می کرد و با افراد زیادی رابطه داشت.

دوات آنلاین- شبی با برداشتن وسایل و کوله پشتی ام از خانه فرار کردم و با پسر غریبه به یک باغ در حاشیه شهر رفتم. پسر هوس ران با چرب زبانی و البته چاشنی زور به من تعرض و دامنم را لکه دار کرد و از من خواست داخل باغ بمانم تا با خرید مقداری خوراکی برگردد.دختر فریب خورده درباره زندگی سیاهش بیان می کند: در روستا زندگی می کردیم و با خانواده ام زیاد حرفم می شد.

 

در واقع پدر و مادرم اصلاً به نیازهای من توجهی نداشتند و کمبود محبت من را آزار می داد. برعکس من دختر عمویم آزاد بود و از این موقعیت برای پیشبرد نیت پلیدش سوء استفاده می کرد و با افراد زیادی رابطه داشت.

 

 برادرم وقتی می دید من با دختر عمویم رفت وآمد می کنم به خاطر سابقه سیاهش عرصه را بر من تنگ می کرد و من را گاهی به باد کتک می گرفت. او وقتی دید دست بردار نیستم مدتی مرا در خانه زندانی کرد. پنجره اتاقم به کوچه باز می شد و همین ماجرا باعث شد اتفاقات تلخی برایم رقم بخورد. یک روز که در اتاق زندانی بودم و حوصله ام سر رفته بود و از پنجره داخل کوچه را نگاه می کردم، با پسر رهگذری چشم در چشم شدم و همین موضوع مرا وارد باتلاقی کرد که روحم دچار خراش زیادی شد و از درون تهی و فرسوده شدم.

 

 پسر غریبه با لبخند شیطانی اش من را در دام خودش اسیر کرد و با دادن شماره تلفن ارتباط تلفنی مان شکل گرفت. بعد از چند روز صحبت تلفنی، پسر غریبه عاشق پیشه به بهانه ازدواج پیشنهاد فرار از خانه را داد تا در فرصت مناسب به عقد هم در بیاییم. من که به واسطه برخوردهای تند خانواده ام در شرایط روحی بدی بودم و به شدت احساس کمبود محبت می کردم فریب او را خوردم و یک شب با برداشتن وسایل و کوله پشتی ام از خانه فرار کردم و با پسر غریبه به حاشیه شهر رفتیم و وارد یک باغ شدیم.

 

 پسر غریبه و هوس ران با چرب زبانی و البته کمی چاشنی زور به من تعرض و دامنم را لکه دار کرد. بعد از این اتفاق پسر حقه باز از من خواست داخل باغ بمانم تا با خرید خوراکی برگردد اما برگشتی در کار نبود و او بعد از خروج از باغ دیگر پشت سرش را هم نگاه نکرد و مرا قال گذاشت و ضربه بزرگی به روح و جسم ام وارد کرد. هر چقدر منتظر ماندم از پسر عاشق پیشه و دل باخته خبری نشد. به ناچار کنار جاده رفتم تا سوار ماشین شوم و به شهر برگردم. بعد از کمی انتظار یک راننده عبوری مرا سوار کرد و وقتی دید اوضاع و احوالم خوب نیست و جا و مکانی ندارم مرا پیش خودش نگه داشت.

 

او  از من سوء استفاده می کرد و مرا به مردهای هوس ران اجاره می داد. چاره ای نداشتم، در تله ای گرفتار شده بودم که هیچ راه گریزی نداشتم چون پل های پشت سرم را خراب کرده بودم، خودم را به دست هوا و هوس سپردم. چند ماه پیش راننده هوس ران ماندم تا این که روزی برادرم در گوشه ای مرا گیر انداخت و با اجبار مرا به خانه برد. در خانه مثل زندانی ها به شدت تحت نظر بودم و دست و پایم را با زنجیر بسته بودند. هر روز فحش می شنیدم و کتک می خوردم و به شدت تحت فشار بودم تا این که دوباره روزی از غفلت مادرم سوءاستفاده کردم و با باز کردن دست و پایم از خانه فرار کردم.

 

بعد از آن با یک مرد دیگر آشنا شدم و او قول داد در قبال کنار گذاشتن کارهای زشتم مرا ببخشد و به صورت صیغه موقت همسرش شوم. شوهرم روزها به خانه مادرش یا سر کار می رفت و شب ها برای خواب به خانه مجردی اش پیش من می آمد و خانواده اش اصلاً از ماجرا خبر نداشتند. مدتی به این منوال گذشت و من دور کارهای زشت و ارتباط غیر اخلاقی ام خط کشیده بودم تا این که صاحب خانه متوجه گذشته سیاهم شد و مرا دوباره وارد باتلاق فساد کرد.

 

همسرم به ماجرا پی برد و چنان مرا با شلاق سیاه و کبود کرد که مدتی از هوش رفتم و بعد از آن مرا از خانه بیرون کرد. دوباره آواره کوچه و خیابان شدم تا این که با شکایت شوهرم سر از دادگاه خانواده درآوردم تا درباره سرنوشتم تصمیم گیری شود یا پیش خانواده ام برگردم.

 

منبع: خراسان- خراسان شمالی

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.