• ۱۳۹۷ چهارشنبه ۲۹ اسفند
  • اِلأَربِعا ١٣ رجب ١٤٤٠
  • Wednesday 20 Mar 2019

عکس روز

رضایی جو

آخرین خبرها

حقوق کارگران در سال ۹۸ چقدر اضافه می‌شود
دومین حادثه در فرودگاه مهرآباد، فرود موفق فوکر بدون چرخ عقب
مرگ فوتبالیست‌سرشناس‌در چهارشنبه سوری
آتش‌گرفتن هواپیما با 100 سرنشین در فرودگاه مهرآباد؛ بدون تلفات
٧ چهره برتر مردمی سال97
مروری بر جالب‌ترین شایعات، سوتی‌ها و پدیده‌های سال97
دلیل خواب رفتن دست و پا از نگاه طب سنتی
این خوراکی‌ها قند خون را کنترل می‌کند
قهوه سرطان پروستات را مهار می‌کند
قتل به‌خاطر نشستن در صندلی جلو
هر کدام از سین های سفره هفت سین عید نوروز نشانه و نماد چیست؟
دادگاه خانواده؛ زندگی ما به صحنه جنگ بود
روزها و ساعت پخش برنامه دورهمی در عید نوروز 98
اعتراف شجاعانه پرستو صالحی
خوش‌تیپ‌ترین سلبریتی‌های سال 97
3 حکایت شیرین از گلستان سعدی
امروز با حافظ/ سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی
دستور تهیه سالاد تن ماهی و سبزیجات
فال روزانه و فال تولد سه‌شنبه 28 اسفند
قزوین؛ یکی از بهترین مقاصد گردشگری در ایران+ راهنمای کامل مکان‌های دیدنی و تاریخی
زنی در9دقیقه4پسرو2دختر زایید
افشای راز قتل خواهران 17 ساله دوقلو بعد از تجاوز
گفت‌وگو با لعبت گرانپایه ، پزشکی یکی از چهره‌های مردمی سال 97 شد ؛۵۴ هزار ویزیت و ۱۵۰۰ جراحی رایگان
چگونه در زندگی خود تغییر ایجاد کنیم؟
پیشنهادهایی برای سفرهای بهاری
مروری بر پرفروش‌ترین کتاب‌های سال 97
شام نخوردن چه عوارضی دارد؟
این گیاهان دارویی چربی را آب می‌کنند
موفقیت و شادی چه نسبتی با هم دارند؟
دادگاه خانواده؛ عشق من به شوهرم یک طرفه است
پشت پرده کامل فیلم کتک زدن یک راننده توسط مامور راهنمایی و رانندگی
توصیه مهم شهره سلطانی: آدم‌های سمی را از زندگی‌تان حذف کنید
زن متاهل در بیراهه شیطانی
زنان را فیلتر کنید
اجیرکردن2آدمکش برای قتل برادر
عکس‌های متفاوت از7 زن سلبریتی
پایان تلخ نقشه تبهکارانه دختر عاشق
درددل‌های سیاه یک دختر فراری
نکاتی درباره آرایش چشم برای مبتدی ها
بوستان سعدی/ یکی پنجهٔ آهنین راست کرد
طرز تهیه سالاد توپی به عنوان پیش غذایی مناسب برای مهمانی ها
امروز با حافظ/ قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود
شعبده بازی حیرت‌انگیز در قسمت هشتم برنامه عصر جدید
استندآپ کمدی سید علی زرگر در قسمت هشتم برنامه عصر جدید
اجرای حیرت‌انگیز طناب بازی، پارکور و آکروبات توسط گروه پسران خورشید در قسمت هشتم برنامه عصر جدید
نمایش تئاتر فرزانه سراجی و بهناز صابری دو دختر مشهدی در قسمت هشتم برنامه عصر جدید
نمایش پانتومیم گروه خط قرمز در قسمت هشتم برنامه عصر جدید
فال روزانه و فال تولد دوشنبه 27 اسفند
جدیدترین و زیباترین مدل‌های سفره هفت سین
نگاهی به برنامه‌های استعدادیابی تلویزیون؛ از خنداننده شو تا عصر جدید
مسابقه استعدادیابی شگفت‌انگیزان ، برنامه ای برای شبکه نمایش خانگی با اجرای شهاب حسینی
پرده زبرا برای چه خانه‌ها و دکوراسیونی مناسب است؟
چگونه درآمد خود را مدیریت کنیم که پول کم نیاوریم؟
ازدواج با همکار چه خوبی‌ها و بدی‌هایی دارد؟
آشپزی به سبک علی اوجی
آسپرین های گیاهی را بشناسید
علائم ابتلا به وسواس چیست؟
در سفر استان گلستان به کجاها برویم؟
دادگاه خانواده ؛پایان تلخ یک زندگی عاشقانه
دام‌پلید ‌برای ‌دخترشاخ اینستاگرام
چگونه از خانه فساد سردرآوردم
بـرادرم را اعدام کنید
پایان تلخ ازدواج در12 سالگی
گزارشی‌اززندگی زندانیان مهریه
انواع مدل موهای چتری برایچه کسانی مناسب است؟
امروز با حافظ/ وقت را غنیمت دان آن قدر که بتوانی
قیصر امین پور؛ لبخند تو خلاصه خوبی‌هاست
طرز تهیه کافی موکا به‌عنوان یک نوشیدنی خاص
لیزر شو یا نمایش با لیزر توسط محسن ضیایی که برنده قسمت هفتم برنامه عصر جدید شد
نمایش آکروبات با حلقه گروه خط قرمز در قسمت هفتم برنامه عصر جدید
کد خبر: 136739 | تاریخ : ۱۳۹۷/۱۰/۱۷ - 07:07
ازدواج‌های ناموفق خانم مدیر

ازدواج‌های ناموفق خانم مدیر

دختر جوان که در تحصیل و کار موفقیت‌های زیادی به‌دست آورده بود بعد از دو ازدواج ناموفق برای تصمیم‌گیری بر سر دوراهی قرار گرفت.

دوات آنلاین-دختر جوان که در تحصیل و کار موفقیت‌های زیادی به‌دست آورده بود بعد از دو ازدواج ناموفق برای تصمیم‌گیری بر سر دوراهی قرار گرفت.

 

«یلدا» دختر درسخوان خانواده و زبانزد همه بچه‌های فامیل بود. با گذشت سال‌ها این شاگرد اول مدرسه و دانشگاه به خاطر توانایی‌ها و استعداد کم نظیرش به‌عنوان کارمند نمونه شرکت نمایندگی فروش قطعات خودرو معرفی شد. او خیلی زود ارتقا یافت و مدیر یکی از بخش‌ها شد. درآمدش آنقدر خوب بود که کمک مالی زیادی به خانواده و خواهر و برادرهایش می‌کرد. از آنجا که یلدا دختری کامل و بی‌عیب و نقص بود و در زندگی چیزی کم نداشت خانواده و دوست و آشنا همه به‌دنبال این بودند که وی را به ازدواج ترغیب کنند هرچند خودش تمایلی به این موضوع نداشت: «آن روزها هنوز 30 سالم نشده بود. آنقدر غرق کار شده بودم که به ازدواج فکر نمی‌کردم. با این حال هر وقت با پدر و مادرم صحبت می‌کردم می‌گفتند تنها آرزویشان دیدن من در لباس عروسی است. با اصرار آنها نخستین خواستگار به خانه‌مان قدم گذاشت. «روزبه» هم از نظر مالی و هم موقعیت اجتماعی از من پایین‌تر بود. اما خانواده معتقد بودند ما می‌توانیم مکمل یکدیگر باشیم. هر چند تمایلی به این ازدواج نداشتم اما به نظر و تجربه خانواده‌ام اعتماد کردم و جواب مثبت دادم.

 

مراسم عقد و عروسی ما چندان مجلل نبود چون مراعات وضعیت مالی روزبه را کردم و نخواستم سختگیری کنم. اما هر چه از زندگی مشترکمان می‌گذشت او نه تنها تلاشی برای بهتر کردن شرایط نمی‌کرد بلکه هر روز توقعش از من بیشتر می‌شد. کار به جایی رسید که در عمل من نان آور خانه شده بودم و هر روز درخواست جدیدی داشت. علاوه بر اینها از  من توقع داشت مانند یک زن خانه دار به او رسیدگی کنم و اگر قصوری می‌دید بشدت بدرفتاری و اعتراض می‌کرد. برخوردهای او آنقدر توهین‌آمیز بود که کم کم همه همکاران و آشنایانمان متوجه مشکلات ما شدند و به من توصیه کردند راهم را از او جدا کنم. برای من که زنی مسئولیت پذیر و سختکوش بودم تحمل رفتارهای روزبه و بی‌توجهی‌هایش به وظایفی که برعهده داشت مرا به ستوه آورد و بالاخره از او طلاق گرفتم.

 

روند جدایی از «روزبه»، آسیب روحی شدیدی به من زد. برای اینکه بتوانم با شرایط جدید بهتر کنار بیایم، محل کارم را عوض کردم و در یکی از شرکت‌های بزرگ بازاریابی مشغول شدم. در آنجا هم دقت و مسئولیت پذیری‌ام سبب شد خیلی زود مورد توجه همکاران و مدیر شرکت قرار بگیرم. با پشتکار و تلاش فراوان روز‌به‌روز اوضاع کاری و همچنین شرایط روحی‌ام بهتر می‌شد. خانواده‌ام هم از شادی من خوشحال بودند. حدود دو سال بعد از طلاقم یکی از همکارانم به خواستگاری‌ام آمد. او برخلاف «روزبه» هم موقعیت شغلی و اجتماعی و هم شرایط مالی بسیار خوبی داشت. دلیلی برای جواب منفی نداشتم به‌همین خاطر با او ازدواج کردم.

 

«کامیار» با وجودی که می‌دانست تمایلی به برگزاری مراسم عروسی ندارم اما جشن مجللی برایم ترتیب داد و پس از یک سفر ماه عسل رؤیایی زندگی مشترک زیر یک سقف را شروع کردیم. چند ماهی اوضاع بر وفق مراد بود و زندگی خوبی داشتیم اما به مرور امر و نهی کردن‌هایش شروع شد. مدام پولش را به رخ من می‌کشید. از همه بدتر اینکه بدبین و شکاک بود. نمی‌توانست موفقیتم را تحمل کند و از من می‌خواست کارم را محدودتر کنم. مقاومت‌های من برای ادامه کارم باعث شد بدرفتاری‌هایش به لجبازی برسد و حالا دیگر روزگارم را سیاه کرده است. تحمل این زندگی برایم سخت است اما خانواده‌ام مخالف جدایی هستند. آنها می‌گویند اگر این بار هم جدا شوم آبروی‌شان می‌رود. سر دوراهی هستم. نمی‌دانم راه درست چیست؛ اگر بمانم و زندگی کنم باید قید همه علایق و آرزوهایم را بزنم و اگر جدا شوم آبروی خانواده‌ام به خطر می‌افتد...

 

نگاه کارشناس

فرقانی- کارشناس ارشد مرکز مشاوره آرامش اصفهان

 

بی‌توجهی به ویژگی‌های روحی طرفین ، زن سالاری و نبود شناخت کافی میان زوجین یکی از مهم‌ترین علت‌های طلاق است. ازدواج یک پیمان دوسویه است و تا وقتی که زوجین خود را شریک هم ندانند خوشبختی در زندگی آنها به وجود نمی‌آید. در خانواده‌هایی که زن و مرد هر دو شاغل هستند بایستی در این زمینه به یک تفاهم مشترک دست پیدا کنند و طوری رفتار کنند که هر دو به یک اندازه مسئولیت زندگی را برعهده بگیرند تا احساس خستگی و دلمردگی برای یکی از زوجین به وجود نیاید.

ساعت کاری مشخص، آشنا کردن همسر با همکاران، چگونگی حضور بموقع در خانه، نپذیرفتن دعوت میهمانی‌های کاری بدون حضور همسر، صحبت کردن با همسر در خصوص اتفاقات و رویدادهای کاری و مشورت گرفتن از او از جمله مواردی هستند که باعث رفع سوء تفاهم‌های مرد نسبت به همسر شاغل خود می‌شود. از سوی دیگر زنان شاغل باید در انتخاب همسر دقت بیشتری داشته باشند چراکه در بسیاری موارد طرف مقابل شرایط کاری او را می‌پذیرد اما در زندگی برایش سنگ‌اندازی می‌کند.

 

منبع: ایران

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.